باستانی را ارج می نهاده است کیکاووس نویسنده شیوا و هم شاعری ، توانا بود، در تربیت و تقویت شعرا، همت بسیار گماشت ، فصیحی جرجانی شاعر دربارش بود ولی قصه وامق و عذری را به نام او ، به نظم در اورد.
و حکومت غزنویان سلجوقیان اسماعیلیان باوندیه ، از عوامل باعث شکست خاندان زیاری بوند.

۴-۱-۱- تالیفات
– وی دارای تالیف است، به نام قابوس نامه
– نام اصلی قابوس نامه : در اصل نصیحت نامه بوده است. به قولی دیگر ، نام
– کتاب از پدر بزرگ کیکاووس (قابوس)بن ومشمگیر گرفته می شود.

۴-۱-۲- انگیزه عنصر المعالی از تالیف قابوسنامه
کیکاووس در حدود ۶۳ سالگی اش که مصادف با در گذشتش بود، کتاب قابوس نامه را در نصیحت به پسرش گیلان شاه در چهل و چهار باب تألیف کرده است محمد تقی بهار معتقد است که این کتاب از حیث شناسایی و تمدن قدیم معیشت ملی و علم زندگی و دستور حیات در کتاب مذکور مندرج است، باید او رامجموعه تمدن اسلامی پیش از مغول نامید. اقای سعید نفیسی نیز در میان آثار قدمای ایران قابوس نامه را تنها اثری می داند که در مباحث معرفه روح فلسفه جدید سخن رانده است . و به جرأت می توان گفت بدون شک هر کس قابوسنامه را تنها یکبار از اغاز تا پایان بخواند ، دچار یک دگر گونی و تعالی معنوی می گردد، و اما انگیزه عنصر المعالی از تألیف ان این است که فرزندش بعد از او امارت را حفظ کند ، یا اضطرارا کارهای دیگر بپذیرد و چگونه آنها را اهدا کند. و نیز در این کتاب به قصد تربیت فرزند همه رسوم اعم از رسوم لشکر کشی ، مملکت داری، اجتماعی و نیز علوم و فنون متداول زمان ، مورد بحث قرار داده است.کتاب حاوی اطلاعات ذی قیمت و متنوعی در مسائل مختلف مربوط به فرهنگ و اداب و عادات ایران در قرن پنجم گردیده است.

۴-۱-۳- مشخصات سبک و شیوه نگارش
الف-مشخصات سبک
سبکی را که عنصر المعالی در نگارش قابوس نامه در پیش گرفته سبک(( بینابین)) است یعنی نثری که از همه قید های لفظی و معنوی ازاد باشد . هیچگونه تکلف و پیچیدگی در ان ملاحظه نشود. و بنیان ان در سادگی و صراحت استوار باشد. این ایین نگارش در قرن های چهارم و پنجم هجری ، معمول اکثر نویسندگان ایرانی بوده است. بطور کلی می توان اختصاصات و مشخصات کتاب (( قابوس نامه )) را از لحاظ:

ب-شیوه نگارش
۱- استشهاد به ایات قرانی و احادیث نبوی که در حوای متن به ترجمه آنها و نام سوره ها و شماره ایات اشاره کرده است.
۲- اوردن اخبار و اشعار و عبارات و مثل های عربی در نثر فارسی
۳- اوردن واژه ها و ترکیبات زیبای فارسی به حدی که به فصاحت و شیوایی کلام خدشه ای وارد نیاید.
۴- استعمال جمله های عربی با نشانه جمع فارسی ( جمع بستن دوباره جمع های عربی با نشانه جمع فارسی) که در حواشی به آنها اشاره شده است . مثل اعضا ها ، اعمال ها ، عروق ها ، مفاصل ها
۵- بکار گیری ایدون (در پهلو) به معنی چنین و همچنین و ایدر (در پهلو ) به معنی اینجا.
۶- بکار بردن “الف” در بعضی کلمات فارسی به رسم زبان کهنه دری ، استوده کار، اسفهسالار.
۷- کمتر بکار بردن مصدر های مرخم و بکار گرفتن مصدر های مرکب به صورت کامل ، مثل توان کردن – نباید کردن
۸- اوردن جمع های مونث و مکسر عربی در نثر فارسی ، مثل کاینات ، کرامات ، مبسوطات ، مطبوعات ، طبایع
۹- اوردن کلمات عربی با نشانه جمع فارسی (ا-ن) و (ها) مثل مذکران – وارثان – علامت ها – علت ها
۱۰- اوردن شعر در میان نثر
۱۱- نقل حکایات ، داستان ها ، امثال، ضرب المثل ها ، پند ها و اندرز ها در جای جای کتاب که نیاز به ذکر نمونه های آنها نیست.
۱۲- جمله معترضه به کار نمی برد.
۱۳- تکرار فعل در چند جمله پی در پی دیده می شود و جمله ها را با تقلیل فعل عطف نکرده است مانند : هیچ گنجی بهتر از هنر نیست… خوی بدی نیست…دانش نیست … شرم نیست.
۱۴- جمله های قابوس نامه به سبب انکه موضوع کتاب پند و اندرز است. غالبا با فعل امر ساخته شده است.
۱۵- استعمال مفردات عربی، بیش از دوره قبل با حفظ حدود زبان فارسی از ورود لغات دشوار و متکلف عربی.
۱۶- بکار نبردن سجع و موازنه
۱۷- شروع استعمال ایات ، احادیث، اشعار و امثله و استعارات برای اراستن کلام در حد متعارف و خالی از تکلف.
۱۸- به جای ایات و اخبار به سبک قدیم “آیت ها ” و”خبر ها ” به کار می برد.
۱۹- اگر نثر دوره قبل را نثر ساده و مرسل بنامیم ؛ می توانیم نثر این دوره را در مقام مقایسه ، نثر مرسل عالی بخوانیم.
۲۰- تنوع و احتراز تکرار
۲۱- تاریخ تطور نثر فنی و تأثیر مختصات نثر عربی در نثر فارسی از نیمه دوم قرن پنجم اغاز می شود .
۲۲- روش ایجاز و مساوات جای خود را به اطناب سپردند.

۴-۱-۴- ترجمه و چاپ قابوس نامه
قابوس نامه چون از اغاز نگارش مورد پسند همگان افتاد ، پس از ظهور فن چاپ بار ها به زبان فارسی ،فرانسوی، انگلیسی، ژاپنی ، عربی ، ترکی برگردانده شده است.نخست ترجمه ترکی است که در سال ۸۲۷ هق. احمد بن الیاس بنابر فرمان سلطان مراد دورم پادشاه دوم عثمانی ترجمه کرده است . ترجمه دیگری ، ترجمه فرانسه که توسط آ- کری مستشرق فرانسوی مترجم معروف کتاب شرایع اسلام صورت گرفته، در پاریس در سال ۱۸۸۶ چاپ کرده اند و این ترجمه از روی چاپ مرحوم رضا قلی خان هدایت است و قابوس نامه تا کنون هفت بار در ایران و هندوستان چاپ شده است . چاپ نخستین ان که به تصحیح مرحوم رضا قلی خان هدایت امیر الشعرا در تهران در سال ۱۲۸۵ ه ق. صورت گرفته است . بقیه چاپ ها از روی چاپ رضا قلی خان هدایت صورت گرفته است . چاپ حاضر قابوس نامه به تصحیح شادروان غلام حسین یوسفی
برخوردار از طبع دقیق ، با روش علمی و بر پایه نسخه ای متعلق به کتابخانه فاتح استانبول است که حدود صدو پنجاه سال پس از تألیف کتاب تحریر شده است .در ایینه شفاف و پاکیزه ی نامه ی ارجمندش از او سیمای مرد پخته و کامل ، مجرب و کار ازموده و سرد و گرم روزگار چشیده ای ، ظاهر می شود، به عنوان اموزگار بزرگ هر چند در کسوت امیری ادیب ،شاعری دردمند، سخنوری توانا ، دانشمندی فرزانه، جامعه شناسی اگاه، سیاستمداری واقع بین، مصلحی دور اندیش، قاضی دادگر، فقیهی متفقه ، طبیبی حاذق، منجی دانا، بازرگانی منصف، کشاورزی پرکار، جوانمردی کریم، عارفی خداجو، جنگ اوری شجاع، سپهسالاری رئوف، پند اموزی صادق، یاوری همدل، دوستی مشفق، پدری مهربان، رندی هوشمند، فرزندش گیلان شاه و همه فرزندان این مرز و بوم علی الدوام درس تقوا، پرهیزگاری،خداشناسی، دین باوری، ادای فرایض و واجبات اسلامی ، احترام خاص و شایسته نسبت به پدر و مادر، اموختن دانش و فرهنگ، چگونگی انتخاب همسر و ایین همسر داری، شیوه تعلیم و تربیت فرزندان هم از دختر یا پسر رعایت حقوق انان، محترم شمردن حق همسایه، فضیلت عدل و دادگری ، ارزش روحیه اعتدال و میانه روی ، پرهیز از اسراف و تبذیر، طریقه بدست اوردن روزی و رزق حلال ، وفای به عهد و امانت داری ، بکار بستن تجربیات پیری و سالخوردگی، رعایت سلامت جسم و بهداشت روحی و روانی ، یاد آوری شده است(۳۸)
۴-۲- زندگی نامه خواجه
نام پدر بزرگوار خواجه، علی بن حسن اسحاق طوسی و نام مادرش زمرد خاتون بوده، خواجه حسن از روستا زادگانی بوده که به وسیله باغبانی و کشاورزی در اطراف شهر طوس روزگار خود را به سر می برد . وی در روز جمعه ماه دی قعده سال ۴۰۸ ه ق. در نوقان طوس ولادت یافت . مادرش به فرموده حضرت زهرا (س) در عالم رویا او را حسن نامید. این همنامی با حضرت حسن (ع) باعث خوشبختی خواجه در دوران زندگی گردید. او دوران کودکی را در طوس گذراند و تعلیم و تربیت کافی پذیرفت. و زبان و ادبیات ، تاریخ ایران، فقه، حدیث، زبان عرب و حکمت احاطه یافت. او از هوش سرشاری برخوردار بود. در سن یازده سالگی قران را حفظ کرد. خواجه از مرتبه ای ساده به این عظمت مقام رسیده بود .و خواجه در مدت حیاتش صفات و سجایای برجسته ای از جمله :
الف – اخلاق و عادات : در تاریخ عالم اسلام هیچ وزیری در سیاست ، دانایی، رأی و تدبیر،عدل، گذشت و بردباری، بخشش، و شهامت و مردانگی به منزلت وی نرسیده
است.
ب – گذشت و چشم پوشی: گذشت وی به حدی بود که در لحظه مرگ از کشتن قاتل خود چشم پوشی کرد. وی از غلامان و خدمتکارانش در انجام وظایف کوتاهی می کردند از تقصیر چشم پوشی می کرد.
ج – عبادت: از نظر ذکر و عبادت ، وی را می توان یک پارسای خداشناس بخوانیم، نماز های پنجگانه همراه با جماعت می خواند. همین که بانگ اذان بلند می شد . از کارهای دنیائی دست می کشید و به ادای دو گانه بدرگاه خدای یگانه می پرداخت ، در سراسر عمر ارزوی خانه خدا در دل داشت.
د – بلند همتی و بزرگواری: وی مردی بسیار فروتن ، مهمان نواز و بلند همت بود. او به خوبی می توانست برای چاره جوئی دستور کشتن حسن صباح را از ملکشاه بگیرد، اما چنین نکرد. حتی جانش را از خطر مرگ نجات داد.و خواجه مسلمانی معتقد ، پیرو ایین جعفری و مذهب شافعی داشت. وی به غایت پاک اعتقاد و مسلمان دل بود و غم اخرت بیش از غم دنیا دات. زیرا مذهب خمیر مایه زندگی و در سرشت انسان به ودیعت سپرده شده است. هر کس دارای روح و مذهبی نباشد انسان نیست. و عقاید، خاصی به صوفی و مشایخ و خانقاه داشت.خواجه در میان تمام وزیران قرن های اول اسلام تنها کسی بود که زندگی او را باید زندگانی روحانی نامید. نام القاب خواجه از این قرار بود: ۱ – وزیر کبیر ۲ – خواجه بزرگ ۳ – تاج الحضرتین ۴ – قوام الدین ۵ – نظام الملک ۶ – اتابک ۷ – رضی امیر المومنین.نظام الملک ، نخستین وزیری است که به او لقب دین داده اند.سلطان آلب ارسلان ،طوس را که یکی از زرخیزترین املاک خراسان بود، به عنوان تیول به خواجه بخشید. او در ابادانی ، خود بسیار زحمت کشید.از تارخ نخستین ازدواج خواجه اطلاع دقیقی در دست نداریم. همین را می دانیم که از همسر اول خود صاحب دو فرزند پسر گردیده است . وی در سال ۴۵۷ ه یکی از شاهزادگان گرجی را به همسری خود در اورد و از او هم فرزندانی داشت . وی از نظر فرزند مردی بسیار خوشبخت بود، بیشتر آنها شغل وزارت و مقامات عالی وره سلجوقیان و خلفای عباسی را عهده دار شدند. نام آنها به ترتیب ذکر می نمایم: ۱ – فخر الملک ۲ – جمال الملک ۳ – ضیاء الملک ۴ – سعد الملک ۵ – شمس الملک ۶ – عماد الملک ۷ – عز الملک ۸ – عبد الرحیم ۹ – ابو البرکات ۱۰ – علی ۱۱ – صفیه خاتون.وی در ۲۹ سال وزارت خود گذشته از مبالغ هفتگی که از درآمد کشور مصرف امور خیریه می رسید، صد هزار دینار از در آمد شخصی را هم بخاطر اسایش عمومی خرج می کرد، او در هر شهری و استانی ، سرا ها ، اسایشگاه ها ، بیمارستان ها ، اموزش گاه ها و مساجد بر پا داشت و در شهر مکه و مدینه میهمانسراهایی از محل موقوفات برای حجاج فراهم داشت . کار بزرگ خواجه احداث مدارس نظامیه بود که

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید