دانلود پایان نامه

عرفان و تصوف در فرهنگ ایران بود . عارفان که فرهنگ کناره گیری از دنیا را پیش گرفته بودند ،مرتب انسان را به ناپایدار بودن دنیا و گذرا بودن لذت ها و غم های ان متوجه می کردند؛ بنابر این عرفان عمده ترین سهم را در ادبیات تعلیمی ایران دارد . از انجا که مخاطبان شعر تعلیمی مردم عادی هستند زبانی که برای نوع ادبیات به کار برده شده ساده و تا حد امکان قابل فهم همگان است(فصیحی کدکنی ، ۱۳۸۶، ۳۲).عده ای شعر تعلیمی را در برابر شعر ناب قرار داده اند و معتقدند اموزش ، وظیفه هنر نیست. از زمانی که افلاطون شاعران را از مدینه فاضله طرد کرد این مباحث در تاریخ ادبیات شروع شد و از ان زمان تا امروز نظریات مختلفی درباره ارتباط بین شعر و تعلیم و اموزش درباره جوهر هنر و وظایف ان اظهار شده است ؛ عده ای وصف تعلیمی را برای شعر هایی که جنبه آموزشی دارند به صورت تحقیر آمیز به کار میبرند . با این حال در میان شاهکار های بزرگ دنیا به آثاری بر می خوریم که علاوه بر ارزش هنری دارای جنبه آموزشی و تعلیمی هستند . مثل تعلیم، آموختن و یاد دادن است و وعظ و حکمت ، پند دادن و اندرز گویی و معنی عرفان ، شناخت یا وقوف به دقایق و رموز چیزی است در مقابل علم سطحی قرار می گیرد. شعر تعلیمی انست که هدف سراینده ان آموزش اخلاق و تعلیم اندیشه های پسندیده مذهبی و عرفانی یا علوم و فنون باد .
بطور کلی دو نوع شعر تعلیمی در ادبیات ملل دیده می شود
الف) شعر تعلیمی که موضوع ان خیر و نیکی است
ب) شعر تعلیمی که موضوع ان حقیقت و زیبایی معنوی است
در ادب پارسی شعر تعلیمی در هر دونوع دارای بهترین نمونه هاست بخش عمده ای از ادب متعالی ما را شعر تعلیمی بوجود اورده است . اغلب آثار شاعران غیر در باری ما سرشار از زمینه های تعلیمی است حتی ادبیات درباری ما در موارد بسیاری مایه های تعلیمی اخلاق را داراست . اصطلاح شعر تعلیمی در زمان گذشته به نوعی از اشعاری که مسائل خاصی را تعلیم می داد گفته می شد اما بعد ها این اصطلاح مفهوم گسترده تری پیدا کرد و شعری شد که هدف ان زمینه ی عام گسترده تری را شامل می شد . مثلا تعلیم بعضی از علوم یا انچه به روش زندگی و اداب و رسوم اجتماعی و داد ستد مربوط می شد و یا شامل دعوت به تهذیب و اخلاق و دوری از زشتی بود. در ادبیات و شعر علاوه بر این دو نوع ، نوع دیگری از شعر تعلیمی وجود دارد که شاعران از ان در آموزش مسائل علوم مختلف استفاده کرده اند و از این رهگذر منظومه هایی در علوم پزشکی ، ریاضیات ، لغت ، عروض ، تاریخ به وجود آمده است از ان جمله دانش نامه میسری(۳۷۰هجری) در طب “نصاب الصبیان ابونصر فراهی ”
(۶۱۸هجری) در علوم ادبی و لغت و عروض .
به بحر تقارب تقرب نمای بدین وزن میزان طبع ازمای
فعولن فعولن فعولن فعول چو گفتی بگو ای مه دلربای

۲-۲- نخستین شاعران حکمت و تعلیم:
اولین شاعری که قطعات در وعظ و حکمت از اوباقی مانده “رودکی” شاعر قرن چهارم است که منظومه “کلیله و دمنه” به او منسوب است از معاصران او نیز که به سرودن شعر تعلیمی روی اوردند می توان به “شهید بلخی” ، “ابوشکور بلخی ” و “دقیقی طوسی” اشاره کرد. شاهنامه فردوسی با انکه یک اثر حماسی است از نصایح و مواعظ و اندرز بی بهره نمانده است . این پند ها و وعظ ها اغلب در پایان داستان های غم انگیز مرگ بزرگان و شاهزادگان دیده می ود .”کسایی مروزی” شاعر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم نیز از مدیحه سرایی توبه کرد و به شعر تعلیمی روی اورد ” ناصر خسرو قبادیانی” شاعر اواخر قرن پنجم را می توان پیشوای شعر تعلیمی به شمار اورد که هدفش جز تعلیم و دعوت به اخلاق و تزکیه و تهذیب چیزی نبوده است . او با سرودن قصاید طولانی در وعظ و حکمت اعتقادات دینی و انتقاد های سخت و مستدل اجتماعی مشهورترین شاعر این قلمرو است.از اوایل قرن ششم هجری “سنایی غزنوی” باب جدیدی را در سرودن اشعار حکیمانه و عارفانه باز میکند وی معانی حکمی و عرفانی را امیخته با اندرز و نصیحت با عبارات فصیح و خیالات عالی تعبیرات کم نظیر همراه اورد او در آثار مشهور خود مانند ” سیر العباد الی المعاد طریق” ، “طریق التحقیق” و “حدیقه الحقیقه” در همان حال که به نکات عمیق عرفانی توجه دارد متمایل به وعظ و نصیحت در راهنمایی اجتماعی نیز هست . موقعیت سنایی در اشعار زاهدانه و حکیمانه موجب شد است که در میان شاعران اواخر قرن ششم بسیار مورد توجه و استقبال قرار بگیرد. در پایان قرن ششم و اوایل قرن هفتم عطار با مثنوی های ساده و اموزنده این نوع شعر را با قوت تمام ادامه داد که منطق الطیر و الهی نامه از آثار ارزشمند او در این زمینه است.وعظ و حکمت در قطعات نیز دیده می شود که شاعران مسائل اجتماعی و حکمی را درنهایت شیوایی بیان می کردند از قرن هشتم هجری اشعار حکیمانه و وعظ و اندرز با نوع دیگری شعر یعنی عرفان امیخته شد. چنان که در آثار بعضی از شاعران جدا کردن عرفان و حکمت و پند از یکدیگر دشوار است . در قرون بعد دوره صفوی یکی از دوره های شعر تعلیمی است. ظهور دولت مذهبی ان هم شیعه مهم ترین عاملی بود که باعث درخشش و اهمیت این نوع شعر در این دوره شد . از پیشگامان این دوره ” عرفی شیرازی” است که در شعر او حکم و مواعظ بسیار دیده می شود . صائب تبریزی نیز مفاهیم تعلیمی و مذهبی بسیاری به تصویر می کشد در ادامه شعر پارسی در دوران اخر یعنی دوره مشروطه افکار و عقیده های اجتماعی اجتماعی جدید رونق گرفت تا ان جا که گروهی از شاعران به انتقاد از اوضاع سیاسی و اجتماعی پرداختند که اشعار انان در ایجاد اصلاحاتی که به تدریج در ایران صورت گرفت بی تاثیر نبود. (صفا، ۱۳۸۷، ص ۴۴۸)

۲-۳-علم اخلاق
شاخه ای از علوم انسانی است که موضوع ان ارزش (خوب بودن یا بد بودن ) خوی ها و رفتار های انسان است . در فلسفه اخلاق در باره خوب بودن یا بد بودن یک امر چند گرایش وجود دارد .یکی از اولین کتابهایی که مستقلا به علم اخلاق پرداخته است کتاب اخلاق نیکو ما خوش اثر ارسطو است از دیدگاه زبان عامی و فنی اخلاق به سه معنی بکار می رود:خلق یعنی خوی، طبع، سجیه، عادت ، جمع ان اخلاق است.
صفت اخلاقی: عامل انجام یک عمل اخلاقی در شرایط خاص به طور ناخوداگاه و شرطی مثل بخشندگی و دروغگویی
عمل اخلاقی : ان نوع عمل که بتوان در مورد خوب یا بد بودن ان قضاوت کرد می توان اگاهانه یا بی اختیار و عادتی در اثر یک خلق باشد .دسته بندی علوم توسط خواجه نصیر الدین طوسی در اغاز کتاب اخلاق ناصری جایگاه علم اخلاق را در بین سایر علوم چنین اورد :
علومی که به شناخت موجودات می پردازد
نظری : وجود موضوع آنها وابسته به حرکت ارادی انسان است. مابعد الطبیعه ، ریاضی ، طبیعی.
عملی : وجود موضوع آنها مستقل از حرکت آرادی انسان است. این علوم دانش به مصالح حرکات ارادی و افعال صناعی انسان هستند به گونه ای که احوال آنها را سازمان دهند و انان را به کمال شایسته شان برساند.
علوم انسانی دسته ای از علوم دانشگاهی اند که در آنها با روش های عموما تحلیلی
در تقابل با روشهای تجربی و علوم پایه و علوم اجتماعی قرار میگیرند که به هیچ
وجه محدود به زبان پارسی و فرهنگ اسلامی نیست.
در روانشناسی در مورد معنای ان بحث می شود.اخلاق جمع خُلق، روش های آدمی در کارهای روزمره است . شیوه هایی است که او برای زندگی انتخاب می کند و به آنها متصف می شود.خواجه نصیر الدین طوسی در کتاب اخلاق ناصری خُلق را اینگونه تعریف کرده است : خُلق، ملکه ای بود نفس را مقتضی سهولت صدور فعلی از او بی احتیاج به فکری و رویتی و در حکمت نظری روشن شده است که کیفیات نفسانی انچه سریع الزوال بود را در حال خوانند و انچه بطی الزوال بود ان را گویند پس ملکه کیفیتی بود از کیفیات نفسانی و این ماهیت خُلق است. ( خواجه نصیر، ۱۳۶۹،۱۰۱).اخلاق از مجموع باید ها و نباید ها تشکیل می شود و در جوامع مختلف ارزش های اخلاقی متفاوتند؛ البته پاره ای از اصول اخلاقی در جوامع گوناگون مشترک و مورد پذیرش همه است در جامعه اسلامی حسن اخلاق و پای بندی به اخلاق اهمیت فراوانی دارد و اتصاف به خُلق و خوی عظیم، سعه صدر و گشاده رویی از ویژگی های پیامبر اسلام و ائمه اطهار است پیامبر نیز هدف از بعثت خود را اتمام مکارم اخلاقی می داند بطور کلی هدف غایی آفرینش ، کمال و قرب الهی است و این مهم با داشتن اخلاق حسنه میسر است.اخلاق مجموع اصلی است ناظر به حسن جریان زندگی و تعالی انسان که در زمان معینی از معتقدات وجدانی فرد یا قومی سرچشمه میگیرد . اخلاق هم با قانون متفاوت است و هم با دین و رسم و آیین. هرچند با هر سه آنها وابستگی دارد خلاصه انکه اخلاق اعتقاد به اصولی است که شاخص نیک و بد در زندگی است داور و تمیز دهنده است و از وجدان آدمی سرچشمه می گیرد با اعتقادی مستقل بی چشم داشت و نامحدود (اسلامی ندوشن، ۱۳۷۰،۲۲۳-۲۲۴) در معارف و تعاریف نیز وظیفه علم اخلاق چنین بیان شده است اگاهی به سیرت های فاضله و شیوه های ستوده و چگونگی به دست آوردن آنهاست تا روان آدمی آراسته گردد(حسین دشتی ، ۱۳۷۹،۲/۲۰)

۲-۴-رابطه ادبیات و اخلاق
هر اثر ادبی و هنری زیبایی های خاص ذوقی ، زبانی موسیقیایی و تاثیر و جذابیت هایی دارد که نادیده گرفتن هر کدام از این عناصر سبب می شود ان اثر ادبی یا بخت و اقبال خود را در مورد قبول شدن از دست بدهد و یا نسبتا از مخاطبان ان کاسته شود. از سوی دیگر شعرا و نویسندگان و بطور کلی اربابان هنر تاثیر گزارند و مردم نیز پیام یک اثر هنری را زودتر از ارائه شدن ان موضوع به شیوه های دیگر در میابند و فطرت پاک و صادقانه مردم ، مخاطب ذوق و هنر رسا و تاثیر گذار هنرمندان است .اما نباید انتظار داشت که هدف شاعر یا هنرمند تنها تعلیم و ارشاد باشد و اگر عناصر منظومه و یا اثر هنری را قربانی این هدف کند. آثار ادبی شعر او نویسندگان جهان نیز از این حیث یکسان نیستند و در کتاب گروهی که به اصل هنر برای هنر معتقد هستند. شعرا و نویسندگانی نیز به نوعی از ادبیات به نام ادبیات تعلیمی روی اورده اند با وجود این نباید پنداشت که آثاری مانند بوستان ، قصاید ناصرخسرو، مخزن الاسرار ، قابوس نامه و امثالهم که در این حوزه جای میگیرند ، فاقد ارزش هنری هستند و یا آثار دیگری چون ویس و رامین در اوج قله هنر واقع شده است .امروزه در کنار نقد های مختلفی که در زمینه های تاریخی ، اجتماعی ، روان شناسی زبانی و زیبا شناسی وجود دارد نقد اخلاقی نیز یکی از معیار های مهم اخلاقی است . بعضی ارزش اخلاقی را اصل و ملاک نقادی می شمارند هر شعر و سخنی را که با حاکمیت و اخلاق مقرون و موافق باد می پسندند و می ستایند و هر انچه را خلاف اخلاق و حکمت باشد می نکوهند و رد می کنند اساس این شیوه نقد مبتنی بر این نکته است که ای

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید