کشور که مذهب ریشه عمیق دارد.
۳- مرتعدار به مرتع وابسته نبود.
۴- اجرای این طرحها در سطوح وسیع و مشترک بین یک گروه بزرگ که سنتها و فرهنگهای متفاوت دارند، امکان پذیر نیست و نمیتوان گروهی را که در سطح ۵۰۰۰۰۰ هکتار با آداب و سنن متفاوت هستند، ملزم به اجرای یک طرح نمود.
۵- تا زمانیکه مرتعدار در اجرای طرح مشارکت نداشته باشد، طرح اجرا نخواهد شد.
با توجه به این نتایج طرحهای مرتعداری کوچک مورد تأیید قرار گرفتند (آذرنیوند، ۱۳۸۰).
از سال ۱۳۵۵ در دومین تجربه، توجه کارشناسان به واحدهای بهرهبرداری کوچکتر و بهعبارتی سازمان‌های عرفی معطوف شد و برای ایجاد و اعتماد و انگیزه در دامداران و همچنین تأمین بخشی از هزینههای تهیه طرح، مقرر گردید متقاضیان تهیه طرح با پرداخت هکتاری ۵۰ ریال آمادگی خود را برای تهیه و اجرای این طرحها اعلام کنند.
طرحهای کوچک که به مدت ۱۵ سال به مجریان طرحهای مرتعداری واگذار میشد، در مقایسه با طرحهای بزرگ موفقتر بود و در مناطقی از کشور مورد استقبال دامداران قرار گرفت. در برخی موارد افرادی با سوءاستفاده از عدم آگاهی دامداران درصدد برآمدند با پرداخت هزینه تهیه طرح، مراتع آنان را تصاحب کنند، نظیر طرح مرتعداری ویستان علیا در خرمدره با مساحتی معادل ۳۰۰۰ هکتار که در سال ۵۶-۱۳۵۵ تهیه شده بود. بهطور کلی در طول سالهای قبل از پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ۴/۳ میلیون هکتار طرح مرتعداری تهیه شد (آذرنیوند، ۱۳۸۰).

۵-۲-۱- روند تهیه طرحهای مرتعداری و عملکرد آنها بعد از انقلاب اسلامی
با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در بهمن ۱۳۵۷ و ایجاد تغییرات بنیادی در کلیه زمینهها مسئل? مرتعداری و بهرهبرداری از مراتع نیز دستخوش تغییر و تحولات گردید که به بررسی آنها در سه دوره زمانی میپردازیم:

۱-۵-۲-۱- از بدو انقلاب تا ابتدای برنامه اول (۶۸-۱۳۵۷)
در سالهای ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۰ تهی? طرحهای مرتعداری متوقف گردید. در سالهای ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۲ مجددا طرحهای بزرگ مورد آزمایش قرار گرفت. چون در طول سالهای اولیه انقلاب تغییرات عمدهای در مراتع ایجاد شد، نظامهای ایجاد شده دستخوش تغییرات، جمعیت مرتعدار افزوده، تجاوزات به حقوق دیگران گسترده و شکلگیری علاقمندی بین مرتعدار و مرتع مجدداً قطع شد. با توجه به اینکه ارگانهای تصمیمگیرنده نیز متعدد و هر گروه برای خود در حال دستیابی بهروش جدیدی بود، در سالهای ۱۳۶۳ و ۱۳۶۴ اصولا طرحی تهیه نگردید (آذرنیوند، ۱۳۸۰).
سازمان جنگلها و مراتع کشور با درک این واقعیت که آموزش و ترویج میتواند نقش تعیین کنندهای در نگهداری و بهرهبرداری صحیح از منابع طبیعی داشته باشد، با روشهای مختلف شروع به ترویج اهمیت حفظ منابع طبیعی کرد و بدین منظور از سال ۱۳۶۳ کلم? مرتعدار را به جای دامدار و مرتعداری را به جای دامداری ترویج، تبلیغ و سعی نمود تا کلیه اعتبارات خود را در بخش مرتع به تهیه، تدوین و اجرای طرحهای مرتعداری که تنها راهحل حفظ و بهرهبرداری صحیح از مراتع است اختصاص دهد (آذرنیوند، ۱۳۸۰).
از سال ۱۳۶۴ با تغییراتی که در معانی و مفاهیم اولیه نظیر دامداری، مرتعداری و … بهوجود آمد، مرتعداری باعث بقای مرتع و دام شناخته شد و دامداری فقط بهرهبرداری از مرتع در نظر گرفته شد. مسایلی نظیر تضمین شغلی، احساس علاقه، ایجاد انگیزه مالکیت و وابستگی دامدار به مرتع تغییراتی را در طرحهای مرتعداری پدید آورد و به شیوههای جدید مجدداً تهیه شد. سپس به استانها نیز اعلام شد که فعالیت اجرایی مرتعداری را در قالب طرح انجام دهند و طول مدت قرارداد نیز به ۳۰ سال افزایش یافت (آذرنیوند، ۱۳۸۰).
در سال ۱۳۶۵ با تجربههایی که طی دو دهه دربار? تفکر و اجراء طرحهای مرتعداری به دست آمده بود، تهی? این طرحها سیاست اصلی سازمان جنگلها و مراتع برای مدیریت مراتع در نظر گرفته و بهطور کلی از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۷، ۵۵۹۳۵۰۰ هکتار طرح مرتعداری تهیه شد (آذرنیوند، ۱۳۸۰).

۲-۵-۲-۱- برنام? پنج سال? توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی
دفتر فنی مرتع سازمان جنگلها و مراتع کشور بر اساس تجارب حاصل از سالیان متمادی فعالیت و تجربه روشهای گوناگون معمول در جهان و با توجه به وضعیت اجتماعی حاکم بر مراتع کشور، اساس سیاستهای اجرایی خود را در برنامه پنجساله اول بر پایه استفاده حداکثر از نیروی مردم استوار کرده بود (آذرنیوند، ۱۳۸۰). و با تکیه بر عوامل زیر سیاست بخشی از مدیریت مراتع تدوین شد:
۱- با توجه به روند بهرهبرداری و شدت تخریب مراتع، دستگاه اجرایی به تنهایی قادر به اصلاح و احیای مراتع نیست.
۲- بهرهبرداری از مراتع رایگان انجام میگیرد، در حالیکه سرمایهگذاری از طریق بخش بهرهبردار صفر است.
۳- هیچ برنامهای بدون مشارکت مردمی موفق نیست
۴- سرمایهگذاری بخش دولتی برای نیاز بخش مرتع کافی نیست.
۵- مراتع کشور و بهرهبردار آن تا زمانیکه به یکدیگر وابسته نباشند، عملیات اصلاحی پاسخ نمیدهد و اگر موفق شود، پایدار نخواهد بود.
با توجه به عوامل یاد شده، برای رفع مشکلات بالا ابتدا باید بین مرتعدار و مرتع وابستگی ایجاد کرد. این امر زمانی امکانپذیر است که مرتعدار احساس مالکیت قانونی و در مرتع سرمایهگذاری کند، بدین ترتیب وی درآمد و سرمایهگذاری معینی دارد که این امر بین بهرهبردار و مرتع ارتباط و علاقه ایجاد می‌کند.
در برنامه اول سرمایهگذاریهای زیربنایی مانند تأمین نهاده توسط بخش دولتی و سرمایهگذاری اجرایی توسط بخش خصوصی و یا مرتعدار انجام میگرفت. در این برنامه نسبتهای سرمایهگذاری در امور مختلف اجرایی بین ۴۰ تا ۶۰ درصد نوسان داشت، این روند و برنامه در زمانی تدوین شد که سازمان جنگلها به وزارت کشاورزی و بخش عشایر به وزارت جهاد وابسته بود. پس از الحاق سازمان جنگلها و مراتع به وزارت جهاد سیاستهای اتخاذ شده قبلی مورد بررسی قرار گرفت و سیاستهای گذشته سازمان با تأکید بر این نکته که باید احساس علاقه و وابستگی بین بهرهبردار و مرتع شکل قانونی بهخود بگیرد، تدوین شد. سیاست فعلی سازمان بر این امر استوار بود که باید حقوق مرتعداران رسمیت قانونی بهخود بگیرد و این حق بهنحوی باشد که دستخوش تغییرات و سیاستها نشود. از طرفیبه بهرهبرداران و مرتعداران این حق داده شود که بتوانند مرتع خود را واگذار کنند و رسیدن به واحدهای اقتصادی در مرتعباید در رأس امور قرار گیرد. بهطور کلی در برنامه اول (۷۲-۱۳۶۸) ۶۳۸۷۲۶۶ هکتار طرح مرتعداری تهیه شد (آذرنیوند، ۱۳۸۰).

۳-۵-۲-۱- برنام? پنجساله دوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی
سیاست بخش مرتع در برنامه دوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با توجه به نتایج حاصل از تجربیات بهدست آمده، بر اساس عوامل زیر تهیه و به مرحله اجرا درآمده است:
۱- با توجه به وسعت مراتع کشور و انتقال کار مردم به مردم، جذب سرمایهگذاری بخش خصوصی و اقتصادی کردن واحدهای مرتعداری ضرورت دارد که بهرهبردار (مرتعدار) کلیه برنامههای اصلاحی و احیای مدیریت مرتع را انجام دهد.
۲- دستگاههای فنی و دولتی بهمنظور اجرای دقیق طرح بهطور مستمر نظارت کنند.
۳- در اجرای طرحها بهخصوص تشویق و ترغیب مرتعداران باید برای شغل آنان تضمین لازم وجود داشته و از تعداد مراکز تصمیمگیری کاسته شود و شرایط اجرای طرح بهنحوی باشد که مجری بتواند سرمایهگذاری کند.
۴- واحدهای مرتعداری به واحدهای اقتصادی تبدیل شود.
۵- تضمینهای قانونی در مورد اجرای طرحها ایجاد شود.
۶- از اعتبارات واحدهای اعتبار دهنده برای کمک به مجریان طرحهای مرتعداری با بهره کم و بلندمدت استفاده شود.با توجه به عوامل یاد شده برنامههای بخش مرتع در برنامه دوم تدوین و پیشبینی شد که:
الف- در کلیه مراتع کشور مرتعداران ذیحق تشخیص و ممیزی مراتع انجام گیرد.
ب- تهیه و اجرای ۲۳ میلیون هکتار طرح مرتعداری در سراسر کشور که مجموع برنامه اول و دوم تا سطح ۳۰ میلیون هکتار از مراتع را پوشش دهد.
ج- بخش خصوصی در طرحهای مرتعداری، با سرمایهگذاری بین ۴۰ تا ۶۰ درصد، کلیه عملیات اصلاحی و احیایی لازم را به مرحله اجرا درآورد.
د- در بعضی از استانها با کمک بانک جهانی طرحهای مدیریت مراتع به مرحله اجرا درآید.
ه- ۱۵۰۰ هزار هکتار اراضی دیم کم بازده، تحت کشت گیاهان علوفهای دیم قرار خواهد گرفت.
و- بخش دولتی بذور مورد نیاز و نهادههای اساسی را تأمین خواهد کرد (آذرنیوند، ۱۳۸۰).
با توجه به اینکه در برنامه دوم پیشبینی شده بود برای ۲۳ میلیون هکتار از مراتع کشور طرح مرتعداری تهیه شود، اما در عمل فقط برای ۱۲۵۰۳۳۲۸ هکتار از اراضی مرتعی طرح مرتعداری تهیه شد (آذرنیوند، ۱۳۸۰).

فصل دوم
پیشینه تحقیق

۱-۲- مطالعات انجام شده در ایران
حسینپور (۱۳۷۲) در مطالعه خود به این نتیجه رسید که بین ناآگاهی از محتوای برنامه و عدم مشارکت مردمی در فعالیتهای آبخیزداری رابطهای حاکم است. همچنین توجه به نیازهای روستاییان و در نظر گرفتن آنها در برنامهریزی و تقسیمات، توجه به ارزشها، فرهنگها و عرف محلی باعث افزایش مشارکت خواهد شد (۱۱).
انصاری (۱۳۷۳) با انجام مطالعه ای در زمینه علل و عواملی که باعث عدم مشارکت در اجرای طرحهای مرتعداری میشود، به دلایل تاریخی، سیاسی و اجتماعی، برخورد دستگاههای اجرایی در سیاستگذاری و تدوین برنامهها و برخورد ناظران طرحها با بهرهبرداران اشاره مینماید. وی اینطور نتیجهگیری میکند که در شرایط کنونی و از دیدگاه عشایر کلیه راهها و برنامههای اصلاح و احیای مراتع به دولت ختم می‌شود (۸).
دادآفرین (۱۳۷۳) نیز با بررسی تأثیر آموزشهای ترویجی در استفاده صحیح از مراتع پیشنهادهای زیر ارائه نموده است:
با توجه بهاینکه آموزشها سبب افزایش سطح آگاهی و دانش فنی آموزش دیدهها نسبت به سایرین شده، پیشنهاد نمود که این آموزشها با انجام اصلاحات لازم در جهت افزایش سطح آگاهی عمومی ادامه یابد. همچنین پیشنهاد نمود که انتقال دانش مورد نظر به چوپانان در برنامه‌های آموزشی گنجانده شود.
وی نتیجه گرفت که آموزشها موجب افزایش سطح آگاهی و دانش فنی شده است ولی این آموزش مرتعداری برای بهرهبردارن، هیچگونه تأثیری در بهبود وضعیت مراتع نداشته است. بین بهرهبرداران آموزش دیده و آموزش ندیده از لحاظ سطح آگاهی از مسایل مرتعداری اختلاف معنیداری وجود دارد (۱۷).
سلطانی (۱۳۷۳) بیان نمود که به تبع تأثیر منفی عواملی از قبیل عدم ثبات اقتصادی، تورم فزاینده، نیازهای آنی معیشتی عشایر و روستائیان و بالا بردن هزینه فرصت از دست رفته سرمایه در ایران، مالکیت و مدیریت توسط بخش خصوصی الزااماً موجب بهرهبرداری نامطلوب و تخریب مراتع خواهد گردید. وی بیان میکند که در مقایسه اشکال مختلف مدیریت مرتع چنین بهنظر میرسد که انگیزه مشارکت مردمی در طرحهای مرتعداری گروهی و مشاعی ممکن است بیش از

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید