اندیشمندان حقوقی128 بر این عقیده‌اند که اگر مسئله آن قدر به طول بینجامد که زن را دچار عسر و حرج کند، دادگاه می‌تواند بر مبنای ماده 1130 قانون مدنی حکم به طلاق زوجه بدهد.
برخی دیگر از حقوقدانان نیز معتقدند که «این نظر از لحاظ رعایت حال زن عادلانه است ولی پذیرفتن آن از جهت حقوقی دشوار به نظر می‌رسد. زیرا مطابق اصول عمومی تعهدات، در هر جا که حادثه خارجی مانعی از انجام تعهد گردد و دفع آن نیز از توانایی مدیون بیرون باشد، نمی‌توان انجام ندادن تعهد را به او منسوب کرد. به همین دلیل، چنین متعهدی از جبران خسارت ناشی از عدم انجام تعهد معاف است. لذا نباید ادعا کرد که اگر مردی به دلیل آسیب دیدن در جنگ یا اسارت در اردوی دشمن تا مدت‌ها نتوانسته با زن خود همبستر شود به وظایف خود عمل نکرده است.
اگر مردی به واسطه موانع خارجی از انجام اعمال زناشویی ناتوان باشد و این مسئله آنقدر به طول انجامد که زن را دچار عسر و حرج نماید؛ دادگاه بر مبنای ماده 1130 قانون مدنی می‌تواند حکم به طلاق دهد منتهی سبب چنین حکمی خودداری شوهر از انجام تکالیف زناشویی نیست. بلکه عسر و حرجی است که در نتیجه حوادث خارجی برای زن ایجاد شده است در نتیجه احکام مربوط به خودداری شوهر در این فرض رعایت نمی‌شود»129.
در هر حال، به نظر می‌رسد اگر عدم ایفای وظایف خاص زناشویی برای زوجه ایجاد عسر و حرج نماید، صرف نظر از سبب و منشأ نشوز زوج، زن می‌تواند از دادگاه تقاضای طلاق نماید؛ زیرا آنچه اهمیت دارد و مجوز درخواست طلاق برای زن می‌باشد وجود عسر و حرج ناشی از تداوم زندگی زناشویی بدون توجه به منشأ آن است.
گفتار دوم- عقیم بودن
از مهمترین اهداف تشکیل خانواده، توالد و تناسل می‌باشد و معمولاً پس از ازدواج، زوجین در پی جاودانگی نام و یاد خود فرزندی را به دنیا می‌آورند. موانعی که در این راه به وجود می‌آید ازدواج را بی‌هدف و غیر قابل تحمل می‌سازد، لذا می‌توان بارور نبودن زوج را یکی از مصادیق عسر و حرج زوجه قلمداد نمود.
عقیم بودن زوج بدین معنی است که زوج به دلیل وجود عار

دسته بندی : پایان نامه ها

دیدگاهتان را بنویسید