تصفیه ی هر متر مکعب از آب $ ۰.۰۸ می باشد. سپس نتایج بدست آمده از این ترکیبات با حالتی که از آلوم به تنهایی استفاده شود مقایسه می گردد. این مقایسه نشان داد که استفاده از کمک منعقد کننده حجم رسوبات را به اندازه ۶۰-۷۰% و هزینه مواد شیمیایی را ۵۰% کاهش می دهد. (حیدر و عزیز،۲۰۰۹)

در دسامبر ۲۰۰۹ نیز تحقیق دیگری بر روی بررسی اثر ازن و مواد آلی در انعقاد با لختهساز پلیمری معدنی توسط لیو و همکارانش۱۱۳ به عمل آمد. در این پژوهش، از دو نمونه آب جهت بررسی تاثیر ازن بر حذف ماده آلی بیشکل(AOM)114 از طریق انعقاد با منعقدکننده پلیمری معدنی(IPF)115 پلی آلومینیوم کلراید(PAC)116، استفاده شد. مشاهدهی روند تشکیل لختهها۱۱۷ در فرآیند انعقاد، با استفاده از دستگاه آنالیزور پاشیدگی نورسنجی(PDA)118 انجام شد. توزیع وزن مولکولی ظاهری(AMWD)119 و جداسازی رزین(RF)120 نیز به منظور تعیین تغییرات AOM ناشی از فرآیند پیشازنزنی۱۲۱، مورد بررسی قرار گرفتند. تفسیر نتایج آزمایشگاهی نشان میدهد که دوز O3 و همچنین خواص و ترکیب AOM مهمترین عوامل موثر بر رفتارهای انعقادی هستند. تفاوتهای بسیاری در دو نمونه آب مورد مطالعه مشاهده شد. در نمونه آب شماره ی۱ِ(MW1) متشکل از هیومیک اسید۱۲۲، فرآیند انعقاد به واسطهی فرآیند پیشازنزنی و نظر به این که با افزایش دوز O3، تولید کربن آلی محلول(DOC)123 بیشتر میشود، با مشکلاتی جدی و قابل ملاحضه مواجه شد. با توجه به کاهش شیب شاخص لختهسازی(FI)124، شکلگیری لختهها طی فرآیند انعقاد بتدریج کند شد. اگرچه استفاده از ۱.۱۵ mg/L O3 موجب کاهش کدورت باقیمانده شد اما، حذف DOC و اشعه ماورای بنفش در طول موج ۲۵۴۱۲۵، همه کاهش یافت. اما در نمونه آب شماره۲ (MW2) متشکل از اسید سالیسیلیک۱۲۶، شاخص فراوانی نیز کاهش یافت. با این حال، کدورت و حذف DOC پس از فرآیند پیشازنزنی، تا حد معینی بهبود یافتند. فرآیند پیشازنزنی به طور واضح موجب بهبود عملکرد انعقاد، که بر اساس میزان حذف DOC سنجیده میشود، گردید. تفسیر نتایج مربوط به فرآیند جداسازی۱۲۷ نشان میدهد که وزن مولکولی ماده آلی(OM) نمونه۱ از زیاد به کم رسیده و OM که آبگریز۱۲۸ بود، آبدوست۱۲۹ شده است؛ این حالت، ممکن است یکی از مکانیسمهای دخیل در اختلالات ازنزنی در فرآیند انعقاد باشد. در نمونه۲، اکسیده شدن۱۳۰ و تبدیل OM، تا حد زیادی به، موجب پدیدار شدن اختلالات آن بر فرآیند انعقاد گردید. در نهایت، چند برنامهی کاربردی با توجه به خواص آب به منظور استفاده از ازن در فرآیند تصفیهی آب ارائه شد.( لیو و همکارانش،۲۰۰۹)
در ژانویه ۲۰۱۰ همپونسرت و همکارانش۱۳۱ تحقیقی بر روی بررسی تاثیر دما و pH بر تجمع قطرهها و خواص جدایی فاز۱۳۲ تودههای شگل گرفته در امولسیون روغن در آب پس از فرآیند انعقاد به انجام رساندند. از روش انعقاد برای ایجاد ناپایداری در امولسیونها به منظور افزایش میزان تجمع۱۳۳ قطرههای روغن روی لخته ها استفاده میشود. متعاقبا میتوان از روشهای تهنشینی۱۳۴ و شناورسازی۱۳۵ جهت از بین بردن ناخالصیها استفاده نمود. اهداف پژوهش حاضر عبارتند از: بررسی تاثیر دما و pH بر توانایی۱۳۶ ناپایدارسازی امولسیون روغن زیتون در آب در ارتباط با ریختشناسی تودهها و خواص تجمعی قطرههای روغن و نیز، تعیین توانایی تودهها در جذب و جداسازی روغن. به منظور بررسی انعقاد قطرههای روغن در امولسیون روغن زیتون خوراکی در آب از پلیالکترولیتی کاتیونی در دستگاه جار استفاده شد. تحلیل تودههایی که در امولسیون مذکور پس از افزودن منعقدکننده شکل گرفتنه بودند با استفاده از تصاویر میکروسکوپی صورت پذیرفت. به منظور تعیین و بررسی کمی میزان اثربخشی فرآیند انعقاد در pH و دماهای مختلف و نیز توانایی تودهها در حذف روغن از آب از بعد فراکتال۱۳۷، شعاع قطرههای روغن جذب شده روی تودهها، تعداد قطرههای روغن جمع شده روی سطح تودهها و اندازهی آنها استفاده شد. تحلیل تصاویر میکروسکوپی نشان داد که اندازهی تودهها همیشه بهترین معیار سنجش کارایی فرآیند انعقاد در امولسیون روغن در آب نیست. تودههای تشکیل شده در محدودههای مختلف pH و دما، حاوی تفاوتهای ریختشناسی معنیداری می باشند که آن در توانایی جذب اندازههای مختلف و تعداد قطرههای روغن موثر بوده و منجر به تفاوتهای معنیداری در میزان توانایی آنها در جداسازی روغن میشد. بعد فراکتال، نه با میزان توانایی تودهها در به هم پیوستن قطرههای روغن و نه تعداد کلی قطرههای روغن جذب شده روی تودهها ارتباطی نداشت. دما تاثیر فراوانی بر اندازه و تعداد قطرههای جذب شده روی سطح تودهها داشت. تفاوت اندازهی تودهها در دماهای مختلف قابل توجه نبود. با این وجود، تودههایی که در دمای ۲۰ °C شکل گرفته بودند نسبت به دماهای ۳۰ °C و ۴۰ °C، قطرههای کمتر ولی بزرگتری داشتند. اندازهی قطرهها در pHهای مختلف، مشابه بود. با این حال، تفاوتهای معناداری در تعداد قطرههای جمع شده روی تودهها و اندازهی تودهها وجود داشت. میزان روغن جذب شده روی تودهها در pHهای ۷ و ۹ بسیار بیشتر از pHهای ۵ و ۱۱ بود. با توجه به میزان بعد فراکتال محاسبه شدهی تودهها که همگی کمتر از ۱.۸ بود، مشخص شد که فرآیند انعقاد محدودیتهایی در پراکندگی۱۳۸ ذرات دارد و این بدان معنی است که هیچ دافعهای۱۳۹ بین ذرات برخوردی، یعنی قطرهها و تودهها، وجود ندارد. از این رو، هر گونه برخورد بین آنها به پیوستگیاشان۱۴۰ منجر میشود.( همپونسرت و همکارانش،۲۰۱۰)

در اکتبر ۲۰۱۰ نیز تحقیق دیگری توسط زهانگ و همکارانش۱۴۱ بر روی تصفیهی پساب ناشی از سیلابزنی پلیمری(PWPF)142 در برداشت نفت از طریق روش ترکیب اسیدیفیکاسیون آبکافتی۱۴۳ و فرآیند انعقاد انجام شد. به منظور تصفیهی پسابهای سیلابزنی پلیمری(PWPF) ، از روش تصفیهای جدید ترکیب اسیدیفیکاسیون آبکافتی یعنی، روش بیوراکتور غشایی فعال(DMBR)144 و فرآیند انعقاد استفاده شد. با توجه به نتایج آزمایشگاهی، بالاترین بازده HAR(راکتور اسیدیفیکاسیون آبکافتی)۱۴۵ در زمان ماند هیدرولیکی(HRT)146 12 ساعت، ۱۰.۹۸% بود. در زمانی که غشا در مرحلهی پایداری قرار داشت، هر چند که غلظت نفت بسیار کمتر از آن بود که قابل شناسایی و تعیین باشد اما، میانگین غلظت نیتروژن آمونیاک۱۴۷ و COD در پساب۱۴۸ خروجی DMBR به ترتیب ۱.۵۰ و ۴۷۶.۶۳ mg/L بود. در فرآیند انعقاد، در pH=9 پساب DMBR به طور مستقیم تصفیه شد و در این زمان، با استفاده از ۱۴۰ mg/L سولفات آلومینیوم(Al2(SO4)3)149، بازده حذف COD، ۹۸.۴۱% شد. با این حال، در pH=5، میزان سولفات آلومینیوم به ۸۰ mg/L با همان بازده حذف COD (88.37%) کاهش مییابد. فرآیند ترکیب به مدت ۳۰ روز به طور پیوسته انجام شد و پساب نهایی بدست آمده توانست ردهیI استانداردهای ملی تخلیهی فاضلاب کشور چین۱۵۰ را بدست آورد.( زهانگ و همکارانش،۲۰۱۰)

در ژانویه ۲۰۱۱ زهریم و همکارانش۱۵۱ به بررسی لخته سازی با پلیمرها، برای پیش تصفیه ی نانوفیلتراسیون رنگینه های با غلظت بالا در قالب یک مقاله ی مروری پرداختند. کمبود منابع آب و قوانین سختگیرانه ای که در این زمینه وجود دارد، باعث می شود تا استفاده مجدد از آب در صنایع مربوط به رنگ از جمله نساجی و چرم خیلی بیشتر از قبل اهمیت یابد. از بین انواع مختلف رنگینه ها، رنگ های قابل انحلال از بقیه پیچیده تر می باشند. نانوفیلتراسیون برای تصفیه ی فاضلاب رنگی بسیار حیاتی می باشد اما محدودیت اصلی در اینجا بحث جرم گیری و رسوب می باشد. سیستم انعقاد سازی و رسوب گزاری برای بهبود عملکرد نانوفیلتراسیون جهت استفاده مجدد از آب و به حداقل رساندن میزان رسوب گرفتگی، می تواند مفید واقع شود. انتخاب نوع ماده منعقد کننده، ( فلز یا پلیمر) و میزان ماده مورد استفاده در این روش خیلی مهم است. عواملی که باعث بهبود لخته سازی می شوند با جزئیات دقیق مورد مطالعه قرار گرفتند و منعقد کننده های فلزی مناسب ارائه شدند. همچنین گزارش شد که پلیمرهای خنثی، کاتیونی و آنیونی، به عنوان کمک منعقد کننده۱۵۲ به خوبی می توانند رنگ را جدا نمایند. اضافه کردن یک منعقد کننده فلزی-پلیمر مناسب در میزان و شرایط اختلاط بهینه، باعث می شود تا در pH های وسیع تری بتوان رنگ را جدا نمود که این باعث کاهش تولید رسوب می گردد. همچنین مطالعات عمیق و جامعی در مورد تاثیر مواد منعقد کننده فلزی-پلیمری بر جرم گرفتگی غشایی لازم است که انجام گیرد و در این زمینه استفاده از تکنیک های تصویرسازی می تواند خیلی موثر واقع شود.( زهریم و همکارانش،۲۰۱۱)

در می ۲۰۱۱ رودولف و پیوکر۱۵۳ مطالعه ای را بر روی انعقاد و پایدارسازی نانوذرات مگنتیت عامل دار شده فضایی، در یک حلال آلی به کمک پلیمرهای صنعتی مختلف ترتیب دادند. این کار آزمایشگاهی در مورد پایداری نانوذرات مگنتیت عامل دار شده فضایی درحالت کلوئیدی درون یک حلال آلی دی الکتریک ضعیف با غلظت های متفاوتی از پلیمرهای صنعتی مختلف می باشد. این پراکنش ها نقطه شروع یک انحلال و فرایند زنجیری خشک شدن با اسپری می باشد که به این وسیله مواد نانوکامپوزیتی توپر با غلظت حجمی نانوذرات بیش از ۱۰% تولید می شود. ما از روش های گرماوزن سنجی و خاموش سازی نوری و تفرق نوری دینامیکی برای بدست آوردن اطلاعات کمی در مورد غلظت ذرات ابتدایی و مکانیزم پایدار سازی و یا ناپایدار سازی با اضافه کردن پلیمر استفاده می کنیم. مشخص شده است که پلی وینیل بوتیرال می تواند پراکنش را به خوبی پایدار نماید که علت این قضیه برهمکنش های قوی تر ذرات مگنتیت پوشش داده شده با اسید های چرب می باشد که این اطلاعات به کمک محاسبات جذب به دست می آید. پلی متیل متاکریلات و دو نوع از پلی بیس فنول A کربنات می توانند پراکنش را ناپایدار کنند که علت این امر کاهش لخته سازی در کل محدوده غلظت مورد بررسی می باشد. البته بعد از اینکه کاهش لخته سازی نیز رخ می دهد، مقدار قابل توجهی از نانوذرات ابتدایی روی سطح آب شناور می باشد. با کاهش غلظت پلیمر، این ذرات ابتدایی نیز افزایش می یابند. البته در متن مقاله به محدودیت ها و نکات مهمی در ارتباط با ساختار و غلظت این چنین سیستم های کلوئیدی پیچیده به منظور استفاده در فرایندهای صنعتی مطرح می باشد، پرداخته شده است.( رودولف و پیوکر،۲۰۱۱)

در اکتبر ۲۰۱۱ هم کار دیگری در این زمینه و اینبار بر روی بررسی فرآیند انعقاد روغن در آب با استفاده از خاک اره، بنتونیت و هیدروکسید کلسیم جهت تشکیل سطوح صفحهای شناور، توسط فو و چونگ۱۵۴ انجام شد. انعقاد روغن در آب در حذف روغن از آب ذینقش است. استفاده از مخلوط بنتونیت۱۵۵ و خاک اره۱۵۶ بسیار کارآمد بوده و بازده انعقادی۱۵۷ ۹۲% را سبب میشود. بیشترین حجم این مخلوط را خاک اره تشکیل میدهد. افزودن اختیاری مقدار کمی هیدروکسید کلسیم۱۵۸ ب

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید