که علي داشت، انديشيد؛ سينه‌اش از اظهار ولايت علي(ع) تنگ شد؛ پس خداوند به او وحي فرمود که تو مسئول عواقب علني کردن جانشيني علي (ع) نيستي؛ زيرا خداوند خود خواسته است که علي (ع) جانشين پيامبر و حاکم بر مردم باشد. از اين آيه، خداوند اين مطلب را قصد فرمود. و چگونه براي رسول هيچ اختياري نيست در حاليکه همانا خداوند به او واگذار کرد تا هر چه را خواهد حلال نمايد و هر چه را نخواهد حرام کند و دليل اين سخن قول خداوند است که فرمود: “آن چه اين رسول برايتان آورد بگيريد و آنچه شما را از آن نهي کرد باز ايستيد”.
نمايه:
تفويض تحليل و تحريم به پيامبر (ص)
استناد به آيه “ما اتاکم الرسول…”
20. حدثنا إبراهيم بن هاشم عن عمرو بن عثمان عن محمد بن عذافر عن رجل من إخواننا عن محمد بن علي (ع) قال إن الله تبارك و تعالى أدب محمدا (ص) فلما تأدب فوض إليه الأمر فقال تبارك و تعالى ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا فقال مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ فكان فيما فرض الله في القرآن فرائض الصلب و فرض رسول الله (ص) فرائض الجد فأجاز الله ذلك و أنزل الله له في القرآن تحريم الخمر بعينها و حرم رسول الله ص كل مسكر فأجاز الله ذلك له و أشياء كثيرة و كل ما حرم رسول الله (ص) فهو بمنزلة ما حرم الله.54
ترجمه: مردي از برادرانمان از محمد بن علي (ع) نقل کرد: “همانا خداوند تبارک و تعالي خود، محمد (ص) را تربيت کرد و زماني که به تربيتي الهي آراسته گرديد؛ امر را به او واگذار کرد و بعد فرمود: “آن چه اين رسول برايتان آورد بگيريد و آنچه شما را از آن نهي کرد باز ايستيد” سپس فرمود کسي که از رسول اطاعت کند همانا از خداوند اطاعت کرده است پس از چيزهايي که در قرآن خداوند واجب کرده بود سهم ارث پدر و مادر بود و رسول الله براي جد هم سهمي قرار داد پس خداوند اينکار را به او اجازه داد و خداوند در قرآن خود خمر را حرام کرد و رسول الله هر مسکري را حرام نمود پس خداوند اينکار و بسياري کارهاي ديگر را به او اجازه داد، و هر چيزي که پيامبر (ص) حرام کرد به منزله چيزي است که خدا حرام کرده است”.
نمايه:
تأديب پيامبر (ص)
تفويض امر به پيامبر (ص)
استناد به آيه “ما اتاکم الرسول…”
استناد به آيه “من يطع الرسول…”
قرار سهم ارث براي جد توسط پيامبر (ص)
اجازه خداوند به قرار سهم ارث جد
تحريم خمر توسط خدا
تحريم همه مسکرها توسط پيامبر (ص)
اجازه خدا به تحريم همه مسکرها توسط پيامبر (ص)
اجازه خدا به تشريع موارد بسيار، توسط پيامبر (ص)
برابري آن چه رسول الله حرام کرده با آن چه خدا حرام کرده است
21. حدثنا أحمد بن محمد عن الحسين بن سعيد عن علي بن النعمان عن ابن مسكان عن المعلى بن خنيس عن أبي عبد الله (ع) قال ما أعطى الله نبيا شيئا إلا و قد اعطاءه محمدا ص قال لسليمان بن داود (ع) فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَيْرِ حِسابٍ و قال لمحمد (ص) ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا.55
ترجمه: معلي بن خنيس گفت: ابي عبد الله (ع) فرمود: خداوند به پيامبري چيزي نبخشيد مگر آن که آنرا به محمد (ص) نيز بخشيد. خداوند به سليمان فرزند داود فرمود: ” بيشمار ببخش يا نگهدار”. و درباره محمد (ص) فرمود: “آن چه اين رسول برايتان آورد بگيريد و آنچه شما را از آن نهي کرد باز ايستيد”.
نمايه:
اعطاء همه آن چه به ساير رسولان عطا شده بود به پيامبر (ص)
استناد به آيه “هذا عطاءنا…”
استناد به آيه “ما اتاکم الرسول…”
22. حدثنا إبراهيم بن هاشم عن يحيى بن أبي عمران عن يونس عن إبراهيم بن عبد الحميد عن أبي بصير قال سألت أبا عبد الله (ع) عن قوله إن الله فوض الأمر إلى محمد ص فقال ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا قال إن الله خلق محمدا (ص) طاهرا ثم أدبه حتى قومه على ما أراد ثم فوض إليه الأمر فقال ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا فحرم الله الخمر بعينها و حرم رسول الله (ص) المسكر من كل شراب و فرض الله فرائض الصلب و أعطى رسول الله (ص) الجد فأجاز الله له ذلك و أشياء ذكرها من هذا الباب.‏56
ترجمه: ابي بصير گفت که از ابا عبد الله(ع) درباره سخنش – خداوند امر را به محمد (ص) واگذار کرد- سوال کردم؛ فرمود: “آن چه اين رسول برايتان آورد بگيريد و آنچه شما را از آن نهي کرد باز ايستيد”؛ بعد فرمود: “خداوند محمد(ص) را پاکيزه از بديها خلق نمود سپس به تربيت او پرداخت تا آنگونه که خود ميخواست او را پروراند سپس امر را به او واگذار کرد”؛ بعد فرمود: “آنچه اين رسول برايتان آورد بگيريد و آنچه شما را از آن نهي کرد باز ايستيد”.
نمايه:
سوال از امام (ص) درباره تفويض امر به پيامبر (ص)
طاهر خلق شدن پيامبر (ص)
تأديب پيامبر (ص)
تفويض امر دين به پيامبر (ص)
استناد به آيه “ما اتاکم الرسول…”
تحريم خمر توسط خدا
تحريم همه مسکرات توسط پيامبر
اجازه خدا به تحريم همه مسکرات
قرار سهم ارث براي جد
اجازه خدا به قراردادن سهم ارث براي جد
ذکر موارد ديگري از تشريع پيامبر (ص)
23. وَ عَنْهُ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنْ حَمْزَة عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (ع) قَالَ سَمِعْتُهُ يَقُولُ إِنَّ اللَّهَ فَوَّضَ إِلَى النَّاسِ فِي كَفَّارَة الْيَمِينِ كَمَا فَوَّضَ إِلَى الْإِمَامِ فِي الْمُحَارِبِ أَنْ يَصْنَعَ مَا شَاءَ وَ قَالَ كُلُّ شَيْ‏ءٍ فِي الْقُرْآنِ أَوْ فَصَاحِبُهُ فِيهِ بِالْخِيَارِ.57
ترجمه: حمزه از ابي جعفر (ع) نقل کرد: “همانا خداوند در پرداخت کفاره قسم کار را به مردم واگذار نمود چنان که به امام دربار? محارب واگذار کرد که هر چه مي خواهد انجام دهد…” .
نمايه:
تفويض کفاره قسم توسط خدا به مردم
تفويض ما شاء درباره محارب به امام (ع) توسط خدا
تفسير تفويض ما شاء درباره محارب به امام (ع) به شبيه بودن با تفويض کفاره قسم به مردم
بودن همه چيز در قرآن
24.عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَة عَنْ فُضَيْلِ بْنِ يَسَارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ الله (ع) يَقُولُ لِبَعْضِ أَصْحَابِ قَيْسٍ الْمَاصِرِ إِنَّ الله عزَّ وَ جَلَّ أَدَّبَ نَبِيَّهُ فَأَحْسَنَ أَدَبَهُ فَلَمَّا أَكْمَلَ لَهُ الْأَدَبَ قَالَ إِنَّكَ لَعَلى‏ خُلُقٍ عَظِيمٍ ثُمَّ فَوَّضَ إِلَيْهِ أَمْرَ الدِّينِ وَ الْأُمَّة لِيَسُوسَ عِبَادَهُ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) كَانَ مُسَدَّداً مُوَفَّقاً مُؤَيَّداً بِرُوحِ الْقُدُسِ لَا يَزِلُّ وَ لَا يُخْطِئُ فِي شَيْ‏ءٍ مِمَّا يَسُوسُ بِهِ الْخَلْقَ فَتَأَدَّبَ بِآدَابِ اللَّهِ ثُمَّ إِنَّ الله عزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ الصَّلَاة رَكْعَتَيْنِ رَكْعَتَيْنِ عَشْرَ رَكَعَاتٍ فَأَضَافَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) إِلَى الرَّكْعَتَيْنِ رَكْعَتَيْنِ وَ إِلَى الْمَغْرِبِ رَكْعَة فَصَارَتْ عَدِيلَ الْفَرِيضَة لَا يَجُوزُ تَرْكُهُنَّ إِلَّا فِي سَفَرٍ وَ أَفْرَدَ الرَّكْعَة فِي الْمَغْرِبِ فَتَرَكَهَا قَائِمَة فِي السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ فَأَجَازَ الله عزَّ وَ جَلَّ لَهُ ذَلِكَ كُلَّهُ فَصَارَتِ الْفَرِيضَة سَبْعَ عَشْرَة رَكْعَة ثُمَّ سَنَّ رَسُولُ اللَّهِ ص النَّوَافِلَ أَرْبَعاً وَ ثَلَاثِينَ رَكْعَة مِثْلَيِ الْفَرِيضَة فَأَجَازَ الله عزَّ وَ جَلَّ لَهُ ذَلِكَ وَ الْفَرِيضَة وَ النَّافِلَة إِحْدَى وَ خَمْسُونَ رَكْعَة مِنْهَا رَكْعَتَانِ بَعْدَ الْعَتَمَة جَالِساً تُعَدُّ بِرَكْعَة مَكَانَ الْوَتْرِ وَ فَرَضَ اللَّهُ فِي السَّنَة صَوْمَ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ سَنَّ رَسُولُ اللَّهِ ص صَوْمَ شَعْبَانَ وَ ثَلَاثَة أَيَّامٍ فِي كُلِّ شَهْرٍ مِثْلَيِ الْفَرِيضَة فَأَجَازَ الله عزَّ وَ جَلَّ لَهُ ذَلِكَ وَ حَرَّمَ الله عزَّ وَ جَلَّ الْخَمْرَ بِعَيْنِهَا وَ حَرَّمَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) الْمُسْكِرَ مِنْ كُلِّ شَرَابٍ فَأَجَازَ اللَّهُ لَهُ ذَلِكَ كُلَّهُ وَ عَافَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) أَشْيَاءَ وَ كَرِهَهَا وَ لَمْ يَنْهَ عَنْهَا نَهْيَ حَرَامٍ إِنَّمَا نَهَى عَنْهَا نَهْيَ إِعَافَة وَ كَرَاهَة ثُمَّ رَخَّصَ فِيهَافَصَارَ الْأَخْذُ بِرُخَصِهِ وَاجِباً عَلَى الْعِبَادِ كَوُجُوبِ مَا يَأْخُذُونَ بِنَهْيِهِ وَ عَزَائِمِهِ وَ لَمْ يُرَخِّصْ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ (ص) فِيمَا نَهَاهُمْ عَنْهُ نَهْيَ حَرَامٍ وَ لَا فِيمَا أَمَرَ بِهِ أَمْرَ فَرْضٍ لَازِمٍ فَكَثِيرُ الْمُسْكِرِ مِنَ الْأَشْرِبَة نَهَاهُمْ عَنْهُ نَهْيَ حَرَامٍ لَمْ يُرَخِّصْ فِيهِ لِأَحَدٍ وَ لَمْ يُرَخِّصْ رَسُولُ اللَّهِ (ص) لِأَحَدٍ تَقْصِيرَ الرَّكْعَتَيْنِ اللَّتَيْنِ ضَمَّهُمَا إِلَى مَا فَرَضَ الله عزَّ وَ جَلَّ بَلْ أَلْزَمَهُمْ ذَلِكَ إِلْزَاماً وَاجِباً لَمْ يُرَخِّصْ لِأَحَدٍ فِي شَيْ‏ءٍ مِنْ ذَلِكَ إِلَّا لِلْمُسَافِرِ وَ لَيْسَ لِأَحَدٍ أَنْ يُرَخِّصَ شَيْئاً مَا لَمْ يُرَخِّصْهُ رَسُولُ اللَّهِ (ص) فَوَافَقَ أَمْرُ رَسُولِ اللَّهِ (ص) أَمْرَ الله عزَّ وَ جَلَّ وَ نَهْيُهُ نَهْيَ الله عزَّ وَ جَلَّ وَ وَجَبَ عَلَى الْعِبَادِ التَّسْلِيمُ لَهُ كَالتَّسْلِيمِ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى.58
ترجمه: فضيل بن يسار گفت که شنيدم ابا عبد الله (ع) ببعضى از اصحاب قيس ماصر مي فرمايد: “همانا خداى عز و جل پيامبرش را به نيکويي تربيت کرد و چون تربيت او را کامل نمود، فرمود: “تو بر خُلق عظيمى استوارى” سپس امر دين و امت را به او واگذار فرمود تا سياست بندگانش را بعهده گيرد، سپس فرمود: “آن چه اين رسول برايتان آورد بگيريد و آنچه شما را از آن نهي کرد باز ايستيد” همانا رسول خدا (ص) استوار و موفق و مؤيد بروح القدس بود، در سياست و تدبير خلق هيچگونه لغزش و خطائى نداشت، به آداب الهي تربيت شد. خداى عز و جل نمازهاى پنجگانه را دو ركعت دو ركعت واجب ساخت تا ده ركعت شد. سپس رسول خدا (ص) به دو ركعتيها دو ركعت و به مغرب يك ركعت افزود، و اين دو رکعتيهاي اضافه شده مانند دو رکعتي که خداوند از اول واجب فرموده بود، واجب شد، بطورى كه ترك آنها جز در سفر جايز نيست و يک رکعت به نماز مغرب افزود و آن را در سفر و حضور در وطن واجب کرد. خداى عز و جل تمام اين اضافه کردنهاي پيغمبر را اجازه داد و نمازهاى واجب روزانه 17 ركعت گشت؛ سپس رسول خدا (ص) نمازهاى نافله را كه 34 ركعت و دو برابر نمازهاى واجب است؛ مستحب قرار داد. خداى عز و جل هم اين کار را اجازه داد و نمازهاى واجب و مستحب 51 ركعت گشت که دو ركعت نماز نشسته بعد از عشاء بجاى نماز وتر است و يك ركعت محسوب مي شود و خدا در ميان سال، تنها روزه ماه رمضان را واجب ساخت و رسول خدا (ص) روزه ماه شعبان و سه روز از هر ماه را مستحب قرار داد که دو برابر مقدار واجب شد و خداى عز و جل فقط شراب انگور را حرام کرد و رسول خدا (ص) هر نوشيدني مست‏كننده‏اى را حرام كرد، خدا هم اين کار را به او اجازه داد و رسول خدا (ص) از چيزهائى خوددارى كرد و آن‌ها را بد دانست ولى آنها را حرام نکرد و تنها آنها را مکروه نمود و اجازه داد آن کارها را انجام دهند، مکروه و در عين حال جايز دانستن اين موارد نيز بر بندگان خدا واجب شد، همچون حرام دانستن مواردي که پيامبر ممنوع و حرام کرده بود و رسول خدا (ص)آن چه را حرام يا واجب کرده بود به مردم اجازه تخلف نداد. خوردن نوشابه‏هايى که زيادش مست‏كننده است را حرام فرمود و به مردم اجازه تخلف نداد و دو ركعت نمازى كه به واجب خداى عز و جل اضافه کرد، به هيچ كس اجازه کم کردن آن را نداد، بلكه همراه با تأکيد

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید