دانلود پایان نامه

آحاد شده مورد استفاده قرار می گیرد. در این موارد دولت میزبان تاسیسات با مشورت با دولت دیگر و دارندگان امتیاز. به شرط این که عملیات واحد لطمه ای وارد نشود، می تواند اجازه استفاده از آن برای غیر عملیات واحد بدهد.
و : حل و فصل اختلافات
در طی اجرای یک موافقت نامه آحادسازی ممکن است اختلافاتی در تفسیر و اجرای مواد موافقت نامه مطرح شود که لازم است در حداقل زمان ممکن با سازوکار مناسب مرتفع شود.از این رو در موافقت نامه های آحادسازی ماده ای به این مساله اختصاص می یابد.
اختلاف ابتدا باید در کمیسیون مشورتی و با مذاکره بین دو دولت حل شود.در صورت عدم توفیق این روش، هر آیین دیگری که مورد توافق باشد اعمال می شود. در صورت عدم حل مشکل، هر یک از دو دولت می تواند تقاضای ارجاع آن را به هیات داوری بنماید. که در این صورت تصمیمات هیات داوری که به اتفاق یا اکثریت صادر شده باشد، قطعی و برای طرفین لازم الاجرا می باشد.
ز : سایر موارد
در موافقت نامه های بررسی شده عناوین دیگری به شرح زیر درج شده است:
سیستم های اندازه گیری
انتقال حقوق مربوط به امتیاز تولید
نقل و انتقال و معامله محصول
رازداری
شروط پایانی(لازم الاجرا شدن مدت، اصلاح، فسخ موافقت نامه) همچون همه ی معاهدات بین المللی .

مبحث سوم: میادین مشترک گاز ایران و الگوی حقوقی حاکم بر آن ها

ایران یکى از بزرگترین کشورهاى گازخیز دنیا است که توان تولید آن از نیاز تزریق به مخازن نفتى و مصرف داخلى بیشتر است. گازطبیعى مى تواند ماده اولیه تولید مواد پتروشیمى و پالایش باشد و یا به صورت مایع شده یا با خطوط لوله صادر شود. تزریق گاز به منابع نفتى، مى تواند با افزایش ضریب بازیافت از مخازن نفتى، علاوه بر افزایش ظرفیت تولید نفت در کشور، گاز مخازن مشترک را ذخیره و صیانت نماید.

مصرف گاز در داخل کشور و جایگزینى آن با فرآورده هاى نفتى نیز علاوه بر تأمین منابع زیست محیطى به بهینه سازى مصرف این فرآورده ها و نجات دولت از بار سنگین یارانه هاى موجود و مخارج سنگین واردات این فرآورده ها به کشور خواهد انجامید.
نیاز کشورهاى جهان به منابع انرژى در کنار ذخایر عظیم گاز طبیعى در کشور، صحنه اقتصادى سیاسى وسیعى را به سوى ما مى گشاید و اهمیت استراتژیک ویژه اى را به منابع گاز ما مى بخشد. تأمین گاز موردنیاز، استحصال و بهره بردارى صحیح و بموقع از مخازن مشترک نظیر پارس جنوبى با هدف تأمین گاز موردنیاز و ایجاد توازن بین تولید و مصرف و نیز استفاده حداکثر از سهم خود در این میادین از دیگر ضروریات توسعه این صنعت است. هر یک از این زمینه ها اهمیت خاصى در تأمین منافع کشور داشته و باید در طرحى کلى در خدمت توسعه ملى سازمان یابد. تا فرصت هاى موجود به بهترین نحو مورد استفاده قرار گیرند.
از آنجا که بیشتر منابع گازی ایران در میادین مشترک قرار دارد و از سوی دیگر اهمیتی که برای منابع گازی در فوق اشاره شد، توجه و نگاهی حدی به میادین مشترک گاز و اتنخاب الگوی حقوقی مناسب برای بهره برداری از آن ها اهمیتی دو چندان می یابد.
گفتار اول: میادین مشترک گازی ایران
میادین مشترک گازی کشور مجموعا هفت میدان را شامل می شود که یکی با ترکمنستان و شش میدان آن در خلیج فارس و در مجاورت میادین کشورهای قطر، عربستان سعودی،کویت، عمان و امارات متحده عربی شامل ابوظبی و شارجه قرار دارند.
بند اول: میدان گنبــدلی – ترکمنستان
در شرایطی که جنگ تحمیلی برضد ایران در مرزهای غربی ایران جریان داشت‏، در شمال شرقی ایران و در فاصله 25 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان سرخس و در نزدیکی مرزی که امروز کشور ترکمنستان در آن سوی آن قرار گرفته است، دور از غوغای جنگ، تلاش برای حفاری و بهره‌برداری از یک مخزن گاز جریان داشت. میدان گازی گنبدلی، در سال 1348 شاهد حفر اولین چاه اکتشافی بود که به نتیجه‌ای نرسید. اما حفاری دوباره در سال 1360 منجر به کشف ذخایر گازی این مخزن شد و بهره‌برداری از آن در سال 1365 آغاز گردید. حجم گاز در جای میدان گنبدلی که یک میدان مشترک در خشکی محسوب می‌شود 25/13 میلیارد مترمکعب برآورد می‌شود. تولید اولیه آن روزانه 5‌میلیون مترمکعب بود و هم‌اکنون با بهره‌برداری از سه چاه و افت طبیعی فشار مخزن‏، تولید روزانه آن به یک میلیون متر مکعب کاهش یافته است. گاز میدان گنبدلی از نوع شیرین و با مقدار بسیار کم (کمتر از یک درصد) گاز کربنیک است. مخزن گنبدلی همچون خانگیران در شهرستان سرخس واقع شده و زیرمجموعه شرکت بهره‌برداری نفت و گاز شرق از مجموعه شرکتهای تابعه شرکت نفت مناطق مرکزی محسوب می‌شود. گاز تولیدی از این منطقه و ازجمله میدان گازی گنبدلی به مصرف واحدهای خانگی و صنعتی شمال شرق کشور از جمله استانهای خراسان شمالی، خراسان رضوی‏، خراسان جنوبی، گلستان‏، مازندران و سمنان می‌رسد و پتروشیمی خراسان و نیروگاه نکا نیز از گاز تولیدی در این منطقه استفاده می‌کنند. برای تداوم تولید و تخلیه گنبدلی‏، طرحی برای استفاده از گاز این مخزن برای مصارف سوخت کوره‌های پالایشگاه در فشار انتهایی پایین‌تر به شرکت پالایش گاز شهید هاشمی‌نژاد ارائه شده که در صورت اقدام می‌تواند در تخلیه باقیمانده ذخایر قابل استحصال میدان گازی گنبدلی بسیار موثر باشد.

بند دوم: پارس جنوبـــی – قطـــــر
میدان گازی پارس جنوبی در حال حاضر بزرگ ترین و حساس ترین میدان مشترک ایران به حساب می آید که رقیب قطری با سرعت زائدالوصفی مشغول سرمایه گذاری و توسعه زیرساخت های خود در آن است. این میدان یکی از بزرگترین میدای گازی مستقل دنیا با ۱۸۰۰ تریلیون فوت مکعب گاز که در ۱۹۷۱ کشف شد. مساحت این میدان ۹۷۰۰ کیلومتر مربع است که ۳۷۰۰ کیلومتر مربع آن در آبهای ایران و ۶۰۰۰ کیلومتر مربع آن در آبهای سرزمینی قطر قرار دارد. در صورت برداشت کامل گاز این میدان، انرژی ده سال کل ساکنان کره زمین تامین می گردد.
ذخیره بخش ایرانی میدان ۵۰۰ تریلیون فوت مکعب گاز در جا و ۳۶۰ تریلیون فوت مکعب گاز قابل برداشت است که حدود یک سوم (55 درصد) ذخایر گازی ایران و 36 درصد از ذخایر گازی جهان است.

دانلود پایان نامه
برای دانلود متن کامل پایان نامه ، مقاله ، تحقیق ، پروژه ، پروپوزال ،سمینار مقطع کارشناسی ، ارشد و دکتری در موضوعات مختلف با فرمت ورد می توانید به سایت  40y.ir  مراجعه نمایید
رشته حقوق همه گرایش ها : عمومی ، جزا و جرم شناسی ، بین الملل،خصوصی…

در این سایت مجموعه بسیار بزرگی از مقالات و پایان نامه ها درج شده که قسمتی از آنها به صورت رایگان و بقیه برای فروش و دانلود درج شده اند

ذخیره بخش قطری میدان ۱۳۰۰ تریلیون فوت مکعب گاز در جا و ۹۱۰ تریلیون فوت مکعب گاز قابل برداشت است که معادل ۹۹% درصد ذخایر گازی قطر و ۱۴ درصد ذخایر گازی جهان است.
به گفته RASGas شرکت تولید LNG قطر : “در آن زمان(۱۹۷۱) هیچ‌کس فکر نمی‌کرد که میدان گازی مهم و با‌ ارزشی کشف شده است تنها پس از حفر ۱۵ چاه ارزیابی در طول ۱۴ سال بود که متوجه شدیم این یکی از بزرگترین میدان های گازی مستقل دنیا خواهد بود. از آن زمان سرنوشت RasGas و قطر هم تغییر کرد.”
دولت قطر، وضعیت آینده کشور را در گرو توسعه ذخایر عظیم گازطبیعی می داندکه در میدان شمالی مشترک با ایران در اختیار دارد و تمامی تلاش خود را برای بهره برداری و استفاده از این منبع در جهت توسعه صنعت LNG خود به کار می‌برد. کارشناسان صنعت نفت و گاز برآورد کرده‌اند که تا پایان سال ۲۰۱۰ قطر ۳۰ درصد گاز LNG مصرفی کشورهای دنیا را تأمین خواهد کرد که شامل طیف گسترده ای از کشورهای آسیایی و اروپایی و البته به زودی آمریکایی خواهد بود.
برداشت قطر از میدان شمالی با فاز ۱ در سال ۱۹۸۹ ( ۸۰۰MMcf/d ) شروع شد که جهت تقاضا های محلی و تزریق به میدان نفتی دخان مصرف می‌شد و اکنون چشم انداز قطر تا سال ۲۰۱۲ رسیدن به برداشت و تولید ۲۷×۱۰۹ cu ft در روز است که در این راه شرکتهای RasGas و قطر گاز نقش اصلی را در بر دارند. در سال ۲۰۰۶ قطر از اندونزی در صادرات نفت به پشتوانه گنبد شمالی و همکاری با اکسون موبیل و توتال که ۱۰ درصد سهام قطر گاز را در دست دارند، پیشی گرفت.
به نظر می‌رسد برای کشوری با کمتر از ۱ میلیون نفر رسیدن به این جایگاه در طول ۱۰ سال کاری مهم و قابل توجه باشد.
گذشته از تاخیر ۱۱ ساله ایران در آغاز برداشت از این میدان مشترک در مقایسه با قطر و با توجه به زیر ساخت صنعت گاز قطر که به دلیل سرمایه‌گذاری های مستمر خارجی به شدت رشد کرده و در حال توسعه می باشد، ایران را در برداشت سالانه از این میدان به میزان ۵ / ۱ برابر عقب انداخته است.
بنابر آمارهای موجود، میزان تولید روزانه قطر در پایان سال ۲۰۰۸ میلادی حدود ۳۱۰ میلیون مترمکعب بود که این میزان در پایان سال ۲۰۰۹ میلادی(زمستان ۸۸) به ۴۵۵ میلیون مترمکعب رسید که ۵ / ۱ برابر بیشتر از تولید ایران است.
این در حالی است که برنامه ریزی های قطر نشان می دهد این کشور قصد دارد برداشت خود را از میدان پارس جنوبی تا سال ۲۰۱۲ میلادی به ۲۷۰ میلیارد مترمکعب در سال افزایش دهد که در صورت موفقیت این برنامه، این میزان برداشت حدود ۳ برابر برداشت سالانه ایران خواهد بود. به گفته سیف الله جشن ساز، مدیر عامل شرکت ملی نفت ایران ، قطر تاکنون با ۴۰۰ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری در صنایع نفت و گاز خود از سال ۱۹۸۸(پایان جنگ ایران و عراق ) توانسته است از پارس جنوبی (گنبد شمالی قطر) به عنوان بزرگ‌ترین میدان گازی جهان، برداشت کند. اما ایران با سرمایه گذاری ۴۰ تا ۷۰ (بهترین میزان)میلیارد دلاری در پارس جنوبی و عسلویه فاصله زیادی تا میزان برداشت قطری‌ها دارد.
نگرانی ها از روند حرکتی ایران و مقایسه آن با قطر، زمانی افزایش می یابد که شاهد کاهش بودجه سالانه این میدان هستیم. این در حالی است که رقیب ایران رقمی حدود ۷۰ میلیارد دلار را در ۳ سال آینده برای این پروژه اختصاص خواهد داد که ۱۵ برابر بودجه ایران خواهد بود.
این کشور در حال حاضر با تولید ۳۱ میلیون تن ال ان جی در سال بزرگ ترین تولیدکننده این محصول در جهان به حساب می آید و برای افزایش بیش از ۲ برابری تولید خود تا سال ۲۰۱۱ میلادی نیز برنامه ریزی کرده است.
بند سوم: میدان سلمــان – امارات متحده عربی(ابوظبی)
میدان سلمان(ساسان سابق) مشترک بین ایران و امارات متحده عربی(ابوظبی) با 5/183 میلیارد مترمکعب گاز،که حدود 73 حلقه در آن حفر شده است. در سال 1344 (1965) در خلیج فارس و منطقه لاوان (تحت پوشش شرکت فلات قاره) کشف شد. ذخیره نفت خام میدان سلمان 4073 میلیون بشکه و گاز۵/١٨٣ میلیون متر مکعب گاز درجا است. این میدان نخستین میدانی است که به وسیله شرکت نفت لاوان (LAPCO) در آب های فلات قاره ایران کشف شد و با میدان نفتی ابوالبخوش ابوظبی مشترک است. تاقدیس سلمان ابعادی در حدود 6 در 9 کیلومتر دارد. بهره برداری از این میدان در سال 1347 آغاز شد. بخش اعظم این میدان در آبهای ایرانی خلیج فارس واقع شده است.
بند چهارم: میدان مبــارک- امارات متحده عربی(شارجه)
جزیره سیری در حدود 72 کیلومتری خط ساحلی ایران در جنوب بندر لنگه و 40 کیلومتری غرب جزیره ابوموسی واقع شده که با طول 6/5 کیلومتر و عرض 3 کیلومتر، مساحتی 18 کیلومتر مربعی دارد. ناحیه سیری علاوه بر میادین سیری E, D, C, A، دو میدان مشترک به نام نصرت و مبارک دارد که مبارک با شارجه مشترک است و نصرت با دبی.
میدان مبارک با گاز در جای 6/14 میلیارد مترمکعب و نفت در جای 128 میلیون بشکه و میدان نصرت با ذخایر قابل استحصال بین 9/2 تا 8/5 میلیارد بشکه، هر دو در سال 1966 میلادی کشف شدند. طبق تفاهمنامه ای که در سال 1969 برابر با دی ماه 1348 بین حاکم وقت شارجه با کمپانی BUTTES آمریکا منعقد شد، امتیاز بهره برداری از سکوی مبارک طی 40 سال تا 1388 خورشیدی در اختیار شرکت آمریکایی قرار گرفت.
با شروع فعالیتهای اکتشافی، میدان نفتی مبارک در 9 مایلی جنوب شرقی جزیره ابوموسی کشف و تولید از این میدان از تیرماه 1353 آغاز شد که هنوز هم ادامه دارد. اما طبق تفاهم نامه ای بین ایران و حاکم وقت شارجه در سال 1350 که پس از ادعای مالکیت ایران بر جزیره ابوموسی توسط عباسعلی خلعتبری
وزیر امور خارجه وقت ایران صورت گرفت، مجوز ورود قوای نظامی ایران به جزیره ابوموسی صادر شد تا حاکمیت ایران بر مرز آبی 12 مایلی اطراف جزیره ابوموسی اعلام شود. بنابراین قرارداد بهره برداری از سکوی مبارک در نوامبر 1971 میلادی از شارجه تنفیذ و نیمی از عواید حاصله از این قرارداد به ایران تخصیص یافت و قرار شد یک دوم از 100 درصد تمامی حق امتیازات بهره برداری از سوی مبارک اعم از تولید نفت و ذخیره و… را به حاکم شارجه و شرکت ملی نفت ایران پرداخت کند.
این قرارداد در دی ماه 1388 پایان یافته اما هنوز از سرنوشت این میدان و سکوی مبارک خبر تازه ای نیست. البته میزان تولید نفت از میدان نفتی مبارک به شدت کاهش یافته و حتی گفته می‌شود میزان برداشت از این میدان هم اکنون کمتر از 100 بشکه در روز است و به همین دلیل پیگیری چندانی از سوی طرف ایرانی در مورد این میدان صورت نمی گیرد. اما وضعیت میدان مشترک نصرت کمی متفاوت است.
میدان نصرت که با امارات مشترک است و در آن کشور «فاتح» نام دارد، در سال 1966 توسط شرکت ملی نفت امارت متحده عربی کشف و تولید از آن از 1969 توسط این کشور آغاز شد. این در حالی بود که اولین چاه اکتشافی ایران بیش از یک دهه بعد و در سال 1360 توسط شرکت نفت فلات قاره حفاری و بهره برداری ایران از این میدان از سال 1365 آغاز شد. متوسط تولید میدان نصرت در سال 1370، سه هزار و 300 بشکه در روز بود و کل تولید نفت خام آن در پایان سال 1380 به حدود 31 میلیون بشکه رسید. البته تولید روزانه این میدان در سال 1387 به بیش از 5 هزار و 400 بشکه در روز هم رسید، اما این حجم تولید در سال 1389 به دو هزار بشکه در روز کاهش یافت.

با توجه به اینکه حجم نفت خام در جای میدان نصرت 188 میلیون بشکه است، طرحی در اردیبهشت سال 1389 به منظور افزایش تولید، ارزیابی و توسعه این میدان نفتی مشترک در قالب قرارداد بیع متقابل تعریف شد، که هدف آن افزایش تولید نفت خام و دستیابی به حداکثر 16 هزار و 450 بشکه در روز بود. اما احتمالا طرح افزایش تولید میدان مشترک نفتی نصرت با آب بستن کشور امارت متحده عربی در این میدان و غیراقتصادی شدن آن منتفی شده است، چرا که به گفته مدیر عملیات تولید شرکت فلات قاره 98 درصد از برداشت از این میدان به دلیل تزریق آب از سوی طرف اماراتی، آب و تنها دو درصد برداشت نفت خام است.
از دیدگاه مسوولان هزینه کردن برای این میدان توجیه اقتصادی ندارد و با توجه به این که هزینه‌های تولید برای کلیه میادین نفتی یکسان است، تصمیم گرفته شده به جای سرمایه گذاری در این میدان در سایر میادین مشترک، مثل هنگام، فروزان و سلمان که تولید آنها بیشتر از میدان نصرت است، سرمایه گذاری شود. تولید میدان نفتی نصرت هم اکنون کمتر از هزار بشکه در روز است و به همین دلیل از اولویت خارج شده است. اما همین میزان تولید محدود، هزینه حفر چندین چاه در میادین مشترک دیگر را تامین کرده است. با این وجود آنچه در مورد این میدان مشترک نفتی با امارات قابل توجه به نظر می‌رسد، بلایی است که توسط امارات بر سر میدان نصرت آمده و برداشت از آن را غیراقتصادی کرد چرا که بیم آن می‌رود این اتفاق در مورد سایر میادین مشترک ایران نیز تکرار شود و آنگاه آنچه برای ایران می‌ماند، باز هم حسرت فرصتهای از دست رفته خواهد بود.
در کل می توان گفت، میدان مبارک مشترک بین ایران امارات متحده عربی(شارجه) دارای 6/14 میلیارد مترمکعب گاز است، ناحیه سیری میدانهای نصرت و مبارک را در بر می گیرد که هر دو میدان با امارات مشترک است. میدان نصرت که در امارات با نام فاتح شناخته می شود توسط دو کشور و به صورت جداگانه مورد بهره برداری قرار گرفته است که بنا بر اعلام منابع آگاه ایران سهم ناچیزی از این میدان برداشت می کند.
این در حالی است که بر اساس توافق صورت گرفته بین ایران و امارات میدان مبارک به صورت یکجانبه از سوی امارات و شرکت نفت الهلال مورد بهره برداری قرار


دیدگاهتان را بنویسید