جاهایی که کانسارهای بوکسیتی در زیر رسوبات پوشیده شدهاند، بهتر میتوان مطالعه کرد. کانسارهای پالئوزوئیک و مزوزوئیک، عمدتاً آثاری از تغییر شکلهای ساختاری را نشان میدهند. شکل کانسار اولیه، لیتولوژی بوکسیت، ترکیب شیمیایی و کانیشناسی بواسطه این اثرات ساختاری تغییر مییابد.
همچنین وی با مطالعه بر کانسار‌های مختلف پنج درجه از تغییر شکل تکتونیکی را تشخیص داده که عبارتند از:
(۱) کانسارهای دست نخورده: این کانسارها افقی هستند و هیچ آثاری از گسل‌خوردگی و چین‌خوردگی نشان نمیدهند.
(۲) کانسارهای با تغییر شکل ضعیف: این کانسارها شیبی حدود ?۱۰ تا ?۲۰ داشته و بوسیله چند گسل قطع شدهاند و چینخوردگی در آنها مشاهده نمیشود.
(۳) کانسارهای با تغییر شکل متوسط: در اغلب موارد دارای شیب حداکثر °۴۵ میباشند. کانسارها بوسیله گسلها به چند قطعه ساختاری تقسیم شدهاند و یا به طور ملایم چین خوردهاند.
(۴) کانسارهای شدیداً تغییر شکل یافته: دارای شیبی بزرگتر از ?۴۵ بوده و بوسیله چندین گسل قطع شده و دچار روراندگی شدهاند.
(۵) کانسارهای با تغییر شکل بسیار شدید: دارای شیب تند بوده و در برخی مواقع عمود و یا همراه با روراندگی یا چین خوردگی شدید با چینهای برگشته و واژگون میباشند.
تنشهای ساختاری موجب تراکم کانسار، کاهش تخلخل و شروع تبلور مجدد کانیهای بوکسیتی از گیبسیت به بوهمیت و دیاسپور و احیاناً کروندوم میشود. در کانسارهای با تغییر شکل ضعیف و متوسط تغییرات کانیشناسی به زونهای گسلی محدود میشوند. در نهایت مهمترین نکته در مورد ارتباط چین خوردگی با کانسارهای بوکسیت پاسخ این سوال است که چرا اغلب کانسارهای بوکسیت در چینخوردگیها خصوصاَ تاقدیسها قرار گرفتند. برای مثال کانسار بوکسیت جاجرم، کانسار بوکسیت بوکان، کانسار تاش کانسار ده دهشت و غیره. در پاسخ به این سوال میتوان گفت که بعد از یک دوره خشکیزایی، بلافاصله رژیم ساختاری فشارشی در مناطق ایجاد میشود و چون لایههای بوکسیت نیز مانند لایههای رسوبی عمل میکنند، و دچار چینخوردگی میشوند، این چینخوردگی باعث ایجاد دیاسپور میشود که در مقابل فرسایش بسیار مقاوم تر از دیگر کانیهای بوکسیت میباشد. (شکل ۳-۱۱)، لایههای تقریباً عمودی در افق بوکسیتی کانسار تاش را نشان می‌دهد. مشاهده میشود که همراه با چینخوردگی و در برخی موارد نیز دچار یا برگشتگی لایهها شده است.

شکل ۲- ۱۱- لایههای تقریباً قائم افق بوکسیتی در کانسار تاش، که بیانگر چینخوردگی شدید در منطقه میباشد( دید به سمت شرق).

۲- ۹- زمین‌شناسی اقتصادی منطقه
از جمله دیگر پتانسیل معدنی که به طور گسترده در منطقه یافت میشود می‌توان به: مس، سیلیس، ذغالسنگ، خاک صنعتی، سرب و روی ، سنگ آهک و شن و ماسه اشاره نمود که در زیر به اختصار معرفی می‌شوند.
مس
گزارشات متعددی از ناهنجاری مس در بازالت‌های سلطان میدان منتشر شده که از جمله آنها (جعفریان، ۱۳۸۶) است که به نقش کانهزایی تیپ مسیوسولفید در این بازالتها پرداخته و نتیجهگیری کرده در برخی نمونهها عیار مس به حدود ۱ درصد میرسد که در آینده امکان بهرهبرداری از آنها وجود دارد.
سیلیس
ماده معدنی سیلیس در منطقه در سازند پادها به سن دونین بالایی یافت میشود. ماسهسنگ سیلیسی کوارتزیت از جمله مهمترین بخشهای سازند پادهها میباشد. برخی از معادن شامل سیلیس‌های رسوبی پادها در منطقه میغان و همچنین کانسار ماسهسنگ سیلیسی دره ابرسج میباشد.
خاک صنعتی و خاک نسوز
اندیسهای فراوانی از خاک نسوز و خاک صنعتی در زیر و بالای سازند الیکا در جای جای منطقه رخنمون دارد که برخی از آنها شامل خاکصنعتی میغان، خاک نسوز نکارمن، و غیره…. که برخی از آنها در حال بهره‌برداری هستند.

ذغالسنگ
با توجه به این که سازند شمشک در منطقه از گسترش قابل توجهی برخوردار میباشد،لایههای کارپذیر ذغالسنگ به صورت اندیسها و معادن متروکه زیادی در منطقه وجود دارند که در گذشته از آنها ذغالسنگ استخراج میشده است. هم اکنون سه معدن ذغالسنگ در منطقه تاش در حال فعالیت میباشند.
سرب و روی
در قسمت جنوب منطقه در شمال غرب شهر مجن، آهک دولومیتی لار به سن ژوراسیک میانی به صورت لایههای ضخیملایه رخنمون دارد و باعث به وجود آمدن ناهنجاریهای سرب و روی از نوع تیپ دره میسیسیپی شده است که از جمله این کانسارها میتوان به کانسار برفکه، کانسار پیچمتو و کانسار یورت بابا اشاره نمود.
شن و ماسه
امروزه آبرفتهای رودخانهای اصلیترین منابع تأمین شن و ماسه هستند. مهمترین رودخانه منطقه رودخانه تاش یا شاهرود که از کانونهای آبگیر شاهکوه (مجن) و شاهوار ( تاش) سرچشمه میگیرد. در حد فاصل شمالغرب بسطام و شمالشرق شاهرود در حوالی سرچشمه تا شهر مجن تعداد ۶ کارگاه شن و ماسه مشغول فعالیت هستند که عمدهترین نیاز شن و ماسه منطقه را تأمین میکنند.

۲- ۱۰- جغرافیای دیرینه ایران و منطقه در زمان تریاس
براساس انگارههای زمین‌ساخت ورقه‌ای در زمان پالئوزئیک ورقه‌های ایران و عربستان یکپارچه و توسط دریای پالئوتتیس از ورقه توران جدا بوده است. در اواخر کربنیفر قاره گندوانا با قاره لورازیا برخورد کرده و سبب کوهزایی عظیمی در آمریکا و اروپا به نام کوهزایی هرسینین میشود. عملکرد این کوهزایی در ایران دارای ابهاماتی است و اکثر زمینشناسان اثرات آن را نوعی خشکیزایی میدانند. ایران مرکزی و البرز طی حرکت از عربستان به طرف اوراسیا، از استوا عبور کرده که نشانگر این حرکت وجود افق‌های لاتریتی بین پرموتریاس میباشد (بربریان و کینگ، ۱۹۸۱). به نظر میرسد نتیجه برخورد نهایی ورقه ایران و توران به فاز کوهزایی سیمرین پیشین منسوب باشد (داوود زاده و اشمیت، ۱۹۸۲). در اوایل تریاس با باز شدن دریای تتیس جوان ورقه ایران در امتداد ناحیه کنونی و راندگی زاگرس از ورقه عربستان دور شده و در انتهای تریاس میانی با ورقه توران برخورد کرده است. بین تریاس میانی و فوقانی فاز فشارشی مهمی ایران را تحت تاثیر قرار داده که نتیجه آن بالاآمدگی، چینخوردگی و دگرگونی بوده و در عین حال اقیانوس پالئوتتیس در شمال ایران بسته و سرزمین واحدی بین ایران و توران حاصل شده است. بعد از این واقعه، کوهزاییهای موثر بعدی بخشی از کوهزایی آلپی محسوب می‌شوند. رسوبات مداومی که از اوایل پرمین تا زمان تریاس میانی در اکثر نقاط ته نشین میشود ناگهان قطع و در تمامی نقاط ایران به جز زاگرس و توران در زیر رسوبات تریاس فوقانی دگرشیبی‌هایی به وجود آمده که حاکی از عملکرد این فاز کوهزایی است. برخلاف برخی نواحی ایران که گذر پرمین به تریاس تدریجی است (جلفا ، آباده) رسوبات تریاس در ایران بر روی سطح فرسایش یافته قرار دارد که سطح فرسایشی رسوبات پرمین در البرز توسط یک لایه بوکسیت لاتریتی مشخص می‌شود. علاوه بر این یک سطح فرسایشی دیگر بین رسوبات تریاس میانی و شیل و ماسه‌های سنگ‌های لیاس (ژوراسیک پیشین) در البرز مشاهده می‌شود که خود معرف پسروی دریا و مرحله فرسایشی در این مناطق می‌باشد (درویش زاده، ۱۳۶۵ ). در مورد زمان رویداد سیمرین پیشین در اواخر تریاس میانی نظر واحدی وجود ندارد ولی در مورد اشکوب کارنین و نورین اتفاق نظر بیشتری است. به نظر آقانباتی(۱۳۷۷)، پیش از این رخداد بیشتر ایران سرزمین واحدی بود که به وسیله دریای هرسی‌نین از پهنه کپه‌داغ جدا بود. بعد از رویداد سیمرین پیشین با حرکت ورقه ایران به سمت شمال شرقی دریای هرسی نین بسته و ورقه ایران (خشکی گندوانا) با ورقه توران (خشکی لورازیا ) به هم رسیدند و در عوض اقیانوس نئوتتیس در زاگرس شکل گرفته است. پس از رویداد سیمرین پیشین یک دوره فرسایش سراسری در اشکوب کارنین و رسوبگذاری مجدد، ابتدا (نورین ) در ایران مرکزی سپس با پیشروی دریا به سمت شمال در (نورین پسین – رتین )، ابتدا بلندیهای البرز و سپس در لیاس پلاتفرم توران رسیده است. به نظر اشتامفلی(۱۹۷?)، پس از رویداد سیمرین پیشین در البر شرقی برجستگیهای کم ارتفاعی شکل گرفته است، رسوبات حاصل از فرسایش آنها در دشت سیلابی مجاور انباشته شده است. در چنین دشت‌هایی دریاچه‌های فصلی موجود محل مناسبی برای تشکیل انباشته‌های ذغالسنگی درجا بوده است به همین دلیل گروه شمشک در البرز شرقی دارای زون‌های گیاهی متفاوتی است . پیدایش اقیانوس تتیس جوان در محدوده ایران در اشکوب کارنین صورت گرفته است. شواهد این ادعا نیز عدم وجود رسوب‌های کارنین در ناحیه ایران مرکزی و وجود آنها در زاگرس میباشد همچنین اختلاف در تاریخ زمین شناسی ایران و زاگرس از کارنین آغاز گردیده است. در حالی که در تریاس میانی و زیرین شرایط رسوبگذاری یکسانی حاکم بوده است. ضمناَ خروج بازالتها در منطقه جابان و عین ورزان در گسلههای ژرف زون گسلی جنوب البرز میتواند با شکاف پوسته قارهای بین بلوکهای ایران و زاگرس همزمان باشد و به احتمال زیاد قبل از نورین بوده زیرا روی سطح فرسایش یافته سازند الیکا قرار داشته و توسط سازند شمشک پوشیده شده است. موقعیت ایران در اشکوب کارنین به این صورت بوده که ابتدا سکوی کربناته واحد یکپارچه بین ایران و زاگرس شکاف برداشته و دو بلوک ایران و زاگرس از هم جدا شده‌اند. در کافت ژرف دریای بین آنها نهشته‌‌‌های کربناته سیلیس رادیولاریت و آهک‌‌های پلاژیک تجمع یافته‌اند. بلوک زاگرس به وسیله دریای کم عمق پوشیده و در آن رسوبگذاری کربناته ادامه می‌یابد بلوک ایران بالا آمده و از سطح دریا خارج میگردد و در معرض فرسایش قرار میگیرد که در شرایط آب و هوای گرم ناهمواری زمین فرسوده شده و لاتریتزایی در بلوک ایران رواج پیدا میکند. در اشکوب نورین زیرین و میانی بلوک ایران نهشتههای آواری و در بلوک زاگرس سری‌های کربناته تشکیل میشوند. در نورین بالایی دریا از شمال ایران پسروی و به جای آن خلیج البرز و دشت آبرفتی – دلتایی پدید میآید. در پایان تریاس بالایی بلوک ایران به طور سریع شکل قارهای گرفته و به طور کلی در اشکوب رتین در محدوده دشت آبرفتی البرز لایههای ضخیمی از رسوب سیلیسی – ماسهای با ضخامت متفاوت به وجود آمده است( شهرابی ۱۳??).

۲- ۱۰- ۱- نتیجه گیری از جغرافیای دیرینه ایران در زمان تریاس
آنچه از مطالعات زمینشناسی بر میآید از ابتدای پالئوزئیک تا تریاس میانی پهنه ایران (البرز، ایران مرکزی ، زاگرس و آذربایجان) سرزمین واحدی بوده که توسط دریای هرسی‌نین از کپه داغ جدا شده بود. ایران و کشور‌های همجوارش حدود ۲۴۰ میلیون سال پیش (پرمین)، از عربستان جدا شد (شکل ۲- ۱۲). بر اساس دانستههای موجود، شرایط جغرافیایی دیرین در زمان پرمین به گونهای بوده که در پایان این دوره جنبشهای تکتونیکی باعث ایجاد ناپیوستگی مهمی بین نهشتههای پرمین و تریاس درنقاط مختلف ایران شود. در شروع تریاس قسمت بزرگی از ایران توسط دریای کم عمق

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید