هالوئیزیت، ایندیالیت) کلریتها ( کلینوکلر، شاموزیت) تکتوسیلیکاتها (کوارتز) و کربناتها (کلسیت، آراگونیت، سیدریت) طبقه‌بندی میشوند. نتایج این آنالیز به صورت جدول (۳-۱) به نمایش گذاشته شده است. (در اشکال ۳- ۱۷، ۳- ۱۸، ۳- ۱۹ و ۳-۲۰) طیفهای مختلف پراش پرتو ایکس از انواع لایههای مختلف افق بوکسیتی را نشان میدهد.

جدول ۳- ۱- نتایج آنالیز پراش پرتو ایکس از بخشهای مختلف افق بوکسیتی
شماره نمونه
کانی‌های صلی
کانی‌های فرعی
۱
کائولینیت، آناتز، دیاسپور
ایندیالیت
۲
دیاسپور، کائولینیت
هماتیت
۳
دیاسپور، گوتیت، کائولینیت
کلسیت، آراگونیت
۴
دیاسپور ، آناتاز
کلینوکلر
۵
دیاسپور، کائولینیت،
هالوزیت، آناتاز
۶
سیدریت ، دیاسپور، کائولینیت
آناتاز
۷
دیاسپور، کائولینیت، آناتاز
هماتیت
۸
دیاسپور، بوهمیت، کائولینیت
سیدریت
۹
گوتیت، دیکیت
هماتیت
۱۰
دیاسپور، هماتیت
کائولینیت

شکل ۳- ۱۷ – طیف XRD مربوط به یک نمونه از لایه رسی پایینی، که کانیهای کائولینیت، هالوئیزیت، آناتاز، دیاسپور را نشان می‌دهد.

شکل ۳- ۱۸ – طیف XRD مربوط به یک نمونه از لایه بوکسیت سخت قرمز رنگ که کانیهای کائولینیت، دیاسپور، هماتیت را نشان می‌دهد.

شکل ۳- ۱۹ – طیف XRD مربوط به یک نمونه از لایه بوکسیت سخت سبز رنگ که کانیهای کائولینیت، بوهمیت، آناتاز، سیدریت ودیاسپور را نشان می‌دهد..

شکل ۳- ۲۰ – طیف XRD مربوط به یک نمونه از لایه رسی بالایی که کانیهای کلینوکلر، آناتاز، دیاسپور را نشان می‌دهد.

۳-۶-۱- بررسی کانیهای تشکیل دهنده ماده معدنی
ملاحظه می‌شود که کانی‌های تشکیل دهنده کانسار بوکسیت تاش شامل: دیاسپور،کائولینیت، هماتیت، شاموزیت، آناتاز و کوارتز هستند. دیاسپور کانی اصلی آلومینیوم‌دار است که در اکثر بوکسیت‌های کارستی یافت می‌شود و گسترش آنها بیشتر در نهشته‌های با سن پالئوزئیک می‌باشد. به اعتقاد (باردوسی، ???۲)، این کانی بیشتر در مناطقی تشکیل می‌شود که تحت تأثیر تکتونیک متوسط تا شدید قرار گرفته باشد مطالعات انجام شده توسط (تمور و همکاران، ????) نشان می‌دهد که فرایند بوکسیتی شدن با تشکیل کانی گیبسیت شروع شده و با تحمل فشردگی و آبزدایی به بوهمیت و سرانجام طی فرایند‌های دگرگونی درجه پایین و همچنین تنش‌های زمین‌ساختی، ضمن تغییر ساختار بلوری به دیاسپور تبدیل می‌شود. بیشترین میزان دیاسپور در واحد بوکسیت سخت یافت میشود. با توجه به عدم حضور کروندم ودیگر شواهد دگرگونی در منطقه و حضور بوهمیت به صورت نهان بلور در نتایج کانیشناسی به روش XRD می‌توان گفت عوامل تکتونیکی در تبدیل ژل آمورف آلومینیومدار به گیبسیت، بوهمیت و سرانجام به دیاسپور نقش اصلی را داشته است. کانی بوهمیت در شرایط اسیدی و Ehاحیایی و غلظت پایین عناصر قلیایی، فاز پایدار در دماهای سطحی است (اوزلو، ۱۹۸۳) همچنین این کانی بیشتر در واحد بوکسیت سخت حضور دارد. (شهریاری، ۱۳۶۵) عقیده دارد که بوهمیت در مرحله سین ژنتیک در بخش ماتریکس بوکسیتها توزیع شده است. هماتیت از جمله فراوانترین کانی در بوکسیتهای کارستی میباشد و بیشتر در واحد بوکسیت شیلی و واحد بوکسیت سخت قرمز مشاهده شده است.گوتیت بعد از هماتیت فراوانترین کانی آهندار در بوکسیتها میباشد و با کانی دیاسپور هم ساختار میباشند. در مواردی که آلومینیوم جانشین قسمتی از آهن در شبکه گوتیت شود به آن آلومو گوتیت میگویند. با توجه به بررسیهای انجام شده(جانتو۲۹و گیبریت، ۱۹۷۰)، بر روی گوتیتهای موجود در بوکسیتها عنوان میکند که هر چه کریستالهای گوتیت کوچکتر باشند جانشینی آلومینیوم به جای آهن راحتتر صورت میپذیرد. تشکیل کائولینیت در بوکسیتهای کارستی بیشتر به جانشینی دیاژنتیکی کانیهای آلومینیمدار با سیلیس و یا آبزدایی کانیهای آلومیینم آبدار نسبت داده میشوند(کاراداژ۳۰ و همکاران، ۲۰۰۹). شاموزیت در اغلب بوکسیتهای دیاسپوری دنیا یافت میشود و بیشتر همراه با کائولینیت دیده میشود و معرف شرایط احیایی تشکیل می‌باشد. این کانی هم در شرایط سین‌ژنتیک به صورت ماتریکس و هم دیاژنتیک به صورت لایههای تشکیل دهنده اوئید و پیزوئید یافت میشود. (شهریاری، ۱۳۶۵ ) اعتقاد دارد که شاموزیتهای موجود در بوکسیت البرز، در سطح اکسید شده و به کائولینیت، هماتیت و گوتیت تبدیل میشود. چنین پدیدهای در کانسار تاش نیز مشاهده میشود .

۳ – ۷ – مطالعات میکروسکوپی
به منظور تعیین کانی‌های تشکیل دهنده و روابط بافتی آنها تعداد ?? نمونه مقطع نازک از سنگ میزبان و کانسنگ بوکسیت تهیه و مورد مطالعه قرارگرفتند.

۳- ۷-۱- مطالعه پتروگرافی سنگ میزبان
با توجه به اینکه سنگ میزبان ماده معدنی را دولومیتهای سازند الیکا تشکیل میدهد به مطالعه مقاطع نازک آنها پرداختیم که منجر به شناسایی بلور‌های دولومیت به صورت بافت گزنوتوپیک۳۱ در آنها گردید (شکل ۳-۲۱- a). این بافت در نتیجه تبلور دولومیتهایی است که قبلاً شکل گرفتهاند و یا از جانشینی کلسیت در حرارتهای بالا پدید آمدهاند (زنگر۳۲، ۱۹۸۳). به طور کلی بافت گزنوتوپیک نشانهای از شکلگیری دولومیت تحت شرایط اپیژنتیک و یا در شرایط دفن عمیق میباشد (لی۳۳ و فریدمن، ۱۹۸۷). سنگ بستر ماده معدنی دارای شکستگیهای زیادی است که در مقاطع نازک هم قابل شناسایی میباشد. شکل (۳-۲۱- b)، یک نمونه از شکستگیهایی که توسط کانیهای ثانویه کلسیت پُر شده را نشان میدهد. از دیگر بافتهای مشاهده شده در سنگ میزبان تناوب لایههای روشن و تیره در مقطع نازک میباشد. که دلیلی بر بافت استروماتولیتی میباشد. این بافت غالباَ در محیط بالای پهنه جزر و مدی تشکیل میشود(شکل ۳-۲۱ – c). شکافهای استیلولیتی که مبین فشارهای تکتونیکی است در بعضی مقاطع مشاهده میشود(شکل ۳-۲۱- d) .

شکل ۳ -۲۱- تصویری از مقاطع نازک سنگ میزبان ماده معدنی، a- بافت گزنوتوپیک در دولومیت سنگ بستر، b – درز و شکستگی‌های ثانویه پر شده توسط کلسیت، c- بافت استروماتولیتی، d- بافت دانه ریز و یک شکاف استیلولیتی را نمایش می‌دهد.
۳- ۷- ۲- مطالعات پتروگرافی ماده معدنی
کانی‌های تشکیل دهنده بوکسیت‌ها بسیار دانه ریز هستند به طوری که خواص نوری مشخصی زیر میکروسکوپ نشان نمی‌دهند لذا شناسایی آنها از این طریق میسر نمی‌باشد و تنها با استفاده از پراش اشعه ایکس می‌توان آنها را مشخص نمود. با استفاده از مقاطع نازک و صیقلی تنها می‌توان ارتباط بین اجزاء تشکیل دهنده یعنی بافت آنها را مورد بررسی قرار داد. عناصر سازنده بافت در بوکسیت ها بر مبنای ویژگی‌های ریختی و پیدایشی به دو دسته کلی الف – واحدهای بافتساز زمینه شامل سیمان و ماتریکس و ب- واحدهای بافتساز متمایز شامل کانیها، قطعات و ساختهای متمرکز تقسیم میشوند.
۳- ۷- ۳- واحد‌های بافت ساز زمینه(ماتریکس)
عناصر بافتی زمینه شامل تجمعات نسبتاً ریزدانه با اندازههای کم و بیش یکسان است که مانند سیمانی عناصر بافتی متمایز را در بر گرفته است. این اجزاء که از ذرات بسیار ریز و یکنواخت غنی از ۲O3Al و سیلیس تشکیل شدهاند، دارای منشأ همزاد تا دیاژنتیک بوده و از شواهد برجازا بودن بوکسیت محسوب میشوند (ناصری، ۱۳۹۱). با مطالعات انجام شده بر روی نمونهها کانسار تاش، انواع ماتریکس پلیتومورفیک، میکروکریستالین، پانیدیومورفیک و سیمان شناسایی شدند(شکل ۳- ۲۲). بافت پلیتومرفیک هنگامی ایجاد میشود که شرایط محیطی و تکتونیکی در طی دیاژنز بدون تغییر مانده و رسوبگذاری مجدد رخ ندهد (زراسوند و همکاران، ۱۳۹?)، در این صورت به علت نبود خردههای جدایشی و سایر عناصر بافت ساز، از یک کلوئید آمورف یا بسیار ریز به وجود میآیند (عابدینی، ۱۳۸۳). وجود این بافتها مبین منشأ درجازا بوکسیت میباشند (باردوسی، ۱۹۸۲). ولی همراهی این بافتها با قطعات حمل شده اینتراکلست، ذرات آواری و اوئیدهای فرسایش یافته، حاکی از منشأ نیمهبرجای آنها می‌باشد.

شکل ۳- ۲۲- تصویر میکروسکوپی واحد بافت ساز زمینه ، a بافت پلیتومورفیک، b بافت میکروکریستالین ، c بافت پانیدیومورفیک، d سیمان که دیگر واحد‌ها را در بر گرفته است(تمامی مقاطع زیر نور PPL).

۳- ۷-۴- واحدهای بافت ساز متمایز
این واحدها با توجه به مورفولوژی و اندازهشان کاملاً از ماتریکس قابل تشخیص هستند. عناصر بافتی متمایز به طور عمده شامل سه دسته عناصر بافتی هم مرکز، کانیها و قطعات آواری میباشد. از جمله مهمترین عناصر بافتی در بوکسیت‌ها دانههای پوششدار (اوئید و پیزوئیدها) میباشند. اوئیدها و پیزوئیدها دارای ساختمان مشابه هستند با این تفاوت که پیزوئیدها بزرگتر و تعداد قشرها در آنها بیشتر است(شکل ۳- ۲۳). معمولاَ پیزوئیدها کمتر دچار شکستگی میشوند (باردوسی، ۱۹۸۲). پیزوئیدها و اوئیدها یا دیاژنتیکی هستند یا دارای خاستگاه خاکزاد غیر اشباع هستند (مونگلی و آکوفردا، ۲۰۰۷). در شرایط دیاژنز که تغییر در شرایط فیزیکی و شیمیایی ژل آلومینوسیلیکاته رخ میدهد، اوئید و پیزوئیدها به وجود میآیند. اوئیدهای ساده در زمان کوتاه شکل میگیرند ولی اوئید و پیزوئیدهای پیچیده در زمان طولانی ایجاد و نشان دهندهی فرایندهای مختلف حمل و نقل هستند. اصولاَ پیزوئیدها از هسته و لایههای متحدالمرکزی در نتیجه تغییرات آب و هوایی طی چند مرحله به وجود میآیند و ژئوشیمی محیط نهشت را ثبت میکنند. به پیزوئیدهایی که هستهی آنها از اجتماعات کروی شکل کوچک تشکیل شده‌اند پیزوئیدهای آلوژن۳۴ گفته میشوند(شکل ۳- ۲۴) حضور این نوع پیزوئید نشانگر انتقال مواد بوکسیتی است (تیلور۳۵و آگلتون، ۲۰۰۴). پیزوئیدهای دمبلی شکل و کشیده (شکل ۳- ۲۵) نشانگر تغییر شکل در طی فعالیتهای تکتونیکی و فشردگی میباشند(لیو ایکس، ۲۰۱۰). گردشدگی پیزوئیدها نشان میدهد که قطعات قبل از نهشت در ماتریکس نرم دستخوش حمل و نقل شده‌اند. از جمله دیگر بافتهای موجود در نمونه‌های مورد مطالعه، بافت جریانی است که به علت جابجایی کلوئید اولیه ناشی از هوازدگی سنگ مادر در طی فرایند سوپرژن تشکیل شده‌اند‌(کلاگری و همکاران، ۱۳۸۳). وجود خردههای آواری در پیزوئید و اوئید از جمله شواهد انتقال میباشد. یکی دیگر از دیگر بافتهای موجود بافت کلوفرم است که بر اثر جدایش ژل آلومینو‌سیلیکانه از آهن به وجود میآید (شکل ۳- ۲۶). درشکل (۳- ۲۷) بافت انحلالی دیده میشود که دلیلی بر فشارهای ناشی از فرایند اپیژنتیک و شرایط تکتونیکی منطقه میباشد.

شکل ۳- ۲۳- تصویر میکروسکوپی یک نمونه از بوکسیت تاش در مقطع نازک. اوئیدهای ریز و پیزوئیدها به همراه بافت جریانی مشاهده می‌شوند.

شکل ۳- ۲۴- تصویر میکروسکوپی یک نمونه بوکسیت تاش در مقطع نازک، پیزوئید مرکب (آلوژن) با هسته متشکل از پیزوئیدهای کوچکتر .

شکل ۳- ۲۵- تصویر میکروسکوپی مقطع نازک از پیزوئیدهای دمبلی شکل و کشیده

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید