دانلود پایان نامه

شهوت و حياي زن از مرد بيشتر است. از امیرالمومنین(ع) نقل شده است که فرمودند: (خَلَقَ اللَّهُ الشَّهْوَةَ عَشَرَةَ أَجْزَاءٍ فَجَعَلَ تِسْعَةَ أَجْزَاءٍ فِي النِّسَاءِ وَ جُزْءاً وَاحِداً فِي الرِّجَالِ وَ لَوْ لَا مَا جَعَلَ اللَّهُ فِيهِنَّ مِنَ الْحَيَاءِ عَلَى قَدْرِ أَجْزَاءِ الشَّهْوَةِ لَكَانَ لِكُلِّ رَجُلٍ تِسْعُ نِسْوَةٍ مُتَعَلِّقَاتٍ به)218 خداوند ميل جنسي را ده جزء آفريد و ُنه قسمت از آن را به زنان و يك قسمت را به مردان إعطا كرد، اگر نبود كه خداوند حيا را به اندازه شهوت عطا كرده بود هر مردي ُنه زن وابسته به خود داشت. در روايتي ديگر از امام صادق(ع) آمده است که 🙁 إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ لِلْمَرْأَةِ صَبْرَ عَشَرَةِ رِجَالٍ فَإِذَا هَاجَتْ كَانَتْ لَهَا قُوَّةُ شَهْوَةِ عَشَرَةِ رِجَالٍ )219 خداوند براي زن صبر و خودداري ده مرد را قرارداده است، پس زماني كه زن تهييج شود براي او نيروي شهواني ده مرد خواهد بود. اينروايات بیانگر این مطلب است کهشهوتزنان از مردان بیشتر استوتفاوتكيفيشهوتميانزن ومرد وجود دارد . بنابراین مرد موظف است كه قبل از آميزش با زن ملاعبه و شوخي كند تا او از اين كار لذت ببرد و نياز جنسي او برطرف گردد؛ كوتاهي و بي توجهي به اين مسأله منشأ بسياري از اختلافات و موجب پيدايش كينه و دشمني ميان زن و شوهر مي شود. پس بر مرد و زن است كه براي دوري از طلاق و جدايي و اختلاف و انحراف نياز يكديگر را اشباع كنند و آن را برطرف سازند. اگر اين نيازها برطرف گرديد و زن و شوهر اشباع گرديدند ديگر از اختلافات و جدايي ها خبري نيست و محبت بين آنها زياد مي گردد پس بر زن لازم است كه هر وقت خود را بر شوهر عرضه كند؛ مگر اينكه عذر شرعي داشته باشد و بر مرد لازم است كه قبل از آميزش ملاعبه و بازي را فراموش نكند تا زن آمادگي كامل را پيدا كند.
2-2-1-3 مواقعه از غير محلّ توالد و تناسل (وطی در دبر)
آميزش با زن از دبر نه از قُبُل كه محلّ عادي زناشوئي و طريق توالد و تناسل است، مسئله ای اختلافی است؛ بعضی از فقهاء شیعه آن را حرام می دانند220 و بعضی از آنان برای این عمل کراهت شدیده قائل هستند. البته این قول مختص به شیعه نیست واهل سنت هم اختلاف دارند.221 اما فقهای شیعه بنابر مشهور، آمیزش با زوجه و هر زنى که آمیزش با او از قُبُل جایز است، مانند کنیز، از دبر را نیز جایز دانسته اند(با رضایت زن )؛ لیکن با کراهت شدید.222 مرحوم سيّد در عروه قائل به جواز است و مي‌گويد: مرد مي‌تواند ارضاي غريزۀ جنسي کنداز این طریق ولی کراهت شدیده دارد و ترک آن بهتر مخصوصا اگر زن رضايت نداشته باشد.223
دراین مساله دو دسته روايات داریم. يک دسته روايت داريم که نصّ در جواز است و بعضي از روايات ظهور در حرمت دارد و آن ظهور در حرمت را به واسطۀ اين نصّ حمل بر کراهت کرده اندو لذا فتوا به جواز داده اند لکن با کراهت شديد. از جمله روایاتی که دلالت بر جواز دارد این روایت است. (عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَبِي يَعْفُورٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (ع) عَنِ الرَّجُلِ يَأْتِي الْمَرْأَةَ فِي دُبُرِهَا قَالَ لَا بَأْسَ إِذَا رَضِيَتْ)224 ابن أبي يعفورازامام صادق(ع) سؤال مي‌کند که استفادۀ جنسي از راه غير متعارف از زن جايز است يا نه؟ آقا مي‌‌فرمايند که جايز است ، اگر راضي باشد. طبق این حدیث اگر زن بر این کار راضي باشد حلال است وگرنه جايز نيست. از جمله روایاتی که دلالت بر حرمت دارد این روایت است.( قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص): مَحَاشُّ النِّسَاءِ عَلَى أُمَّتِي حَرَامٌ‌)225 رسول خدا (ص) فرمودند: آميزش نمودن با زنان از محلّي كه غائط و فضولات خارج ميشود، بر اُمّت من حرام است.
نتیجه ای که می توان از این بحث گرفت این است که ، رواياتي که مي‌گويد حلال است با اين رواياتي که مي‌گويد حلال است، جمع عُرفي دارد. جمع عرفي همين است که صاحب جواهر و صاحب عروه و محشين بر عروه گفتند اين کار حلال است اما مکروه است و کراهتش هم شديد است.226
2-2-2 حق مضاجعت
یکی دیگر از حقوق زن بر مرد آن است که از هر چهار شب يك شب نزد زن بیتوته کند و بخوابد که به آن مضاجعت گویند. بنابراین وظيفه مرد اين است كه غير از مباشرتى كه هر چهار ماه يك بار واجب است انجام دهد ، لازم است که هر چهار شب يك شب نزد زن بخوابد ، بنابر قول مشهور اگرچه زن واحده باشد، بر شوهر لازم است كه مضاجعت كند.227 همانطور که قبلا هم اشاره شد معنای مضاجعت این است که مرد با زن روی یک فرش بخوابد؛ طوری که عادتاً نزدیک به آن زن حساب شود و صورتش همیشه یا بیشتر اوقات طرف آن زن باشد تا اینکه آدم قهر کرده حساب نشود اگرچه تمام بدن آنها یا بعضی از آن با هم نچسبد. همچنین در مضاجعت ، مواقعه هم شرط نیست.228 اگر مردى دختر باكره‌اى را عقد كند و ازدواج کند وبه خانه آورد تا هفت شب بايد نزد او بماند و اگر ثيّبه و بيوه باشد اين حق به سه شب تقليل مى‌يابد229.از آنجایی که مفهوم فقهی مضاجعت و ادله آن قبلا بیان شد دیگر نیازی به تکرار آن نمی باشد.
2-2-3 حق قَسم
قسم (بفتح قاف) مصدر و بمعنى قسمت کردن و بخش نمودن چيزى ميباشد، و اگر بكسر قاف خوانده شود، اسم و بمعنى حظ و نصيب است.230 قَسم در اصطلاح فقهاء عبارت است از: العدل بين الزوجات في البيتوتة.231 یعنی رعایت عدالت در تقسیم کردن شب ها توسط شوهر، بین زنان که شوهر ملزم به آن است. قَسم در اصطلاح حقوقيين ، عبارت از تكليف شوهر بگذراندن شب نزد زن دائمۀ خود می باشد.232 فقهاى اماميه تكليف شوهر را در قَسم چنين بي
ان نموده‌اند233 که هرگاه مرد يك زن دائمه دارد، بايد از هر چهار شب يك شب نزد او بماند و سه شب ديگر آزاد است كه هر جا می خواهد بخوابد و هرگاه داراى دو زن دائمه باشد، دو شب برای این دو زن هست و دو شب دیگر برای خودش است و اگر سه زن دائمه دارد ، سه شب برای این زنها است و یك شب برای خودش است و اگر چهار زن دارد، هر شب باید نزد یك زن باشد و دیگر وقت آزاد برای او نمی ماند.
2-2-3-1 ادله حق قَسم
2-2-3-1-1 قرآن
– آیه شریفه (وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ فَإِنْ كَرِهْتُمُوهُنَّ فَعَسى‏ أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَ يَجْعَلَ اللَّهُ فيهِ خَيْراً كَثيرا)234 و با آنان(زنان)بطور شايسته رفتار كنيد! و اگر از آنها، (بجهتى) كراهت داشتيد، (فوراً تصميم به جدايى نگيريد!) چه بسا چيزى خوشايند شما نباشد، و خداوند خير فراوانى در آن قرار مى‏دهد. جمله(وَ عاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ) دستور معاشرت شايسته و رفتار انسانى مناسب با زنان را صادر مى‏كند و معروف یعنی هر چیزی که به عنوان حق برای زن تعیین شده است را شامل می شود. بنابراین اگر کسی زن دائمه دارد یا دارای زنهای متعدد است ولی بین آنها شبها را درست تقسيم نكند و به عدالت رفتار نکند، خلاف معاشرت بالمعروف عمل کرده است.
– آیه شریفه (وَ لَنْ تَسْتَطيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَميلُوا كُلَّ الْمَيْلِ فَتَذَرُوها كَالْمُعَلَّقَةِ وَ إِنْ تُصْلِحُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ غَفُوراً رَحيما)235 شما هرگز نمى‏توانيد (از نظر محبّت قلبى) در ميان زنان، عدالت برقرار كنيد، هر چند كوشش نماييد! ولى تمايل خود را بكلّى متوجّه يك طرف نسازيد كه ديگرى را بصورت زنى كه شوهرش را از دست داده درآوريد! و اگر راه صلاح و پرهيزگارى پيش گيريد، خداوند آمرزنده و مهربان است.
از جمله(فَلا تَميلُوا كُلَّ الْمَيْلِ) می توان این گونه استدلال کرد که آیه می فرماید: شما به يكى از اين زن‌ها تمايل خيلى كامل نشان ندهيد و در نتيجه آن زن ديگرى را كه رغبتى به او نشان نداديد، بلا تكليف گذاشته باشيد كه معلوم نباشد شوهر دارد يا ندارد . در بيان فلسفه اين نهى از ميل كامل، مى‌گويد اگر ميل كامل به يك طرف بكنيد، طرف ديگر يك زن بلاتكليف مى‌شود، چرا كه او نمى‌تواند با ديگرى ازدواج كند و شوهرش هم توجه به او ندارد و توجهش به يك طرف است، از اين استفاده مى‌شود كه كالمعلقه بودن زن مبغوض شرع است، و اگر قرار باشد كه حق قسم و مضاجعت نباشد و فقط به مباشرت چهار ماه يك مرتبه و آن هم به مقدارى كه غسل واجب است، اكتفاء بشود، اين مثل شخصى است كه اصلًا شوهر ندارد، و مصداق براى «تذروها كالمعلقة» مى‌شود كه منهى است236، بنابراين، حق قسم ثابت می شود.
– آیه شریفه(وَ إِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تُقْسِطُوا فِي الْيَتامى‏ فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُوا فَواحِدَةً أَوْ ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ ذلِكَ أَدْنى‏ أَلاَّ تَعُولُوا)237 و اگر مى‏ترسيد كه (بهنگام ازدواج با دختران يتيم،) عدالت را رعايت نكنيد، (از ازدواج با آنان، چشم‏پوشى كنيد و) با زنان پاك (ديگر) ازدواج نمائيد، دو يا سه يا چهار همسر و اگر مى‏ترسيد عدالت را (درباره همسران متعدد) رعايت نكنيد، تنها يك همسر بگيريد، و يا از زنانى كه مالك آنهائيد استفاده كنيد، اين كار، از ظلم و ستم بهتر جلوگيرى مى‏كند.
بزرگان و اقوياى عرب دختران پدر مرده را با هر چه كه داشتند مى‏گرفتند و اموال آنها را با اموال خود مخلوط نموده و مى‏خوردند و در اين عمل نه تنها رعايت عدالت را نمى‏كردند بلكه گاه مى‏شد كه بعد از تمام شدن اموالشان خود آنان را طلاق مى‏دادند و گرسنه و برهنه رهاشان مى‏كردند در حالى كه آن يتيمها نه خانه‏اى داشتند كه در آن سكنى گزينند و نه رزقى كه از آن ارتزاق نمايند و نه همسرى كه از عرض آنان حمايت كند، و نه كسى كه رغبت به ازدواج با آنان نمايد تا بدينوسيله مخارجشان را تكفل كند238 اينجا است كه قرآن كريم مى‌فرمايد: اگر مى‌ترسيد كه دربارۀ يتيمان عدالت را رعايت نكنيد، سراغ غير يتيمان برويد و از غير يتامى دو يا سه يا چهار زن بگيريد. در این آیه صريحا مسئله رعايت عدالت را در باره ازدواج با دختران يتيم ذكر كرده است.239 در زمان جاهليّت تعداد زوجات نامحدود بود و بعد از اسلام محدود شد و اجازۀ چهار زوجۀ دائمى داده شد ولى به شرط اين كه عدالت رعايت شود و اگر نتواند رعايت كند واجب است يك زن بگيرد، و وقتى مقدّمه واجب شود دليل بر وجوب ذى المقدّمه است؛ در اينجا مقدّمتا مى‌گويد اگر مى‌ترسيد عدالت رعايت نشود يك زن واجب است. بنابراین عدالت واجب است و این همان معنای حق قسم است که ما به دنبال آن بودیم.
2-2-3-1-2 روایات
– در این مساله تعداد روایات بسیار زیاد است که فقط به چند روایت اشاره می شود.240 (عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِيَادٍ قَالَ سَأَلْتُ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ (ع) عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ لَهُ الْمَرْأَتَانِ وَ إِحْدَاهُمَا أَحَبُّ إِلَيْهِ مِنَ الْأُخْرَى أَ لَهُ أَنْ يُفَضِّلَهَا بِشَيْ‌ءٍ قَالَ نَعَمْ لَهُ أَنْ يَأْتِيَهَا ثَلَاثَ لَيَالٍ وَ الْأُخْرَى لَيْلَةً لِأَنَّ لَهُ أَنْ يَتَزَوَّجَ أَرْبَعَ نِسْوَةٍ فَلَيْلَتَيْهِ يَجْعَلُهُمَا حَيْثُ شَاءَ قُلْتُ فَيَكُونُ عِنْدَهُ الْمَرْأَةُ فَيَتَزَوَّجُ جَارِيَةً بِكْراً قَالَ فَلْيُفَضِّلْهَا حِينَ يَدْخُلُ بِهَا بِثَلَاثِ لَيَالٍ وَ لِل
رَّجُلِ أَنْ يُفَضِّلَ نِسَاءَهُ بَعْضَهُنَّ عَلَى بَعْضٍ مَا لَمْ يَكُنَّ أَرْبَعاً)241 حسن بن زیاد گوید: از امام صادق(ع) درباره مردی که دو زن دارد و یکی از آن دو نزد وی محبوبتر از دیگری است پرسیدم ، آیا او می تواند او را به گونه ای برتری دهد ، حضرت فرمود: آری می تواند سه شب نزد او برود و یک شب نزد دیگری ، چون مرد حق دارد که چهار زن بگیرد لذا دو شب را هرکجا که بخواهد قرار می دهد. گفتم: مرد زنی دارد و با یک دختر باکره ازدواج می کند؟ حضرت فرمود: زمانی که نزد دختر باکره می رود سه شب نزد او بماند و مرد می تواند برخی از زنانش را بر برخی فضیلت دهد البته تا زمانیکه چهار زن نداشته باشد. درست است که این روایت درباره تفاضل زنی بر زن دیگر است اما این در صورتی است که حق زن را رعایت کرده ویک شب نزد زن مانده و زمان متعلق به خودش را به خانه زن دوم رفته است.
– (عَنْ حَمَّادٍ عَنِ الْحَلَبِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سُئِلَ عَنِ الرَّجُلِ يَكُونُ عِنْدَهُ


دیدگاهتان را بنویسید