دانلود پایان نامه

شده وآزمايش قضيه هاي فرضي درباره ي روابط احتمالي بين پديده ها با “ديدي انتقادي” است . چنين تحقيقي داراي دو شرط مي باشد 1- کنترلِ دقيق شرطي که مانع تأثير عوامل نامربوط ومزاحم مي شود 2- توجه به پادايم ها ومباني فلسفي علم مربوطه . واما مفهوم روش شناسي درتحقيق چيست ؟ روشمند بودن در امر پژوهش يعني چه ؟ روشمند بودن يعني نظم دادن به فکر . نظم دادن به فکر ، خود در دو مرحله انجام مي شود : 233
1- فکرکردن در موضوع تحقيق و پژوهش
2- فکر کردن يا تأمّل در تفکر خودمان
روش شناسي در تحقيق به معناي درپيش گرفتن راهي ويا معيّن کردن مراحلي است که براي رسيدن به هدفي ، مي بايد با نظمي خاص آنها را دنبال کرد ويا به تعبيرديگرمجموعه اسلوب ها وطرقي است که وصول به حقيقت وهدف مورد نظررا ممکن وآسان مي سازد ” با ديدي انتقادي و فلسفي” که اگر اين قيد آخر را به کار نبريم با روش تحقيق به معناي محض آن اشتباه خواهد شد . با اين رويکرد پژوهش روش مند بايد کليّه ي ابزارو وسايلي که براي جمع آوري اطلاعات وکيفيّت بررسي آنها جهت وصول به يک هدف خاص را داشته باشد که عبارتند از : 1- انتظام 2- عقلاني بودن ودوري از توهّمات وعواطف 3- روح علمي ،بي طرفي ،تسّلط بر خويشتن ، صبر وتواضع 4- واقعيت گرايي .
بند دوم – رابطه روش پژوهش و روش شناسي در حقوق بين الملل
در ابتداي فصل پيش گفته شد روش هاي استنتاج، به معناي کلّي آن در “روش شناسي” حقوق بين الملل با “روش هاي پژوهش” در اين رشته، رابطه ي تگاتنگ دارد؛ البته اين مختصّ تمام رشته هاي علوم انساني است؛ پس “روش هاي پژوهش” نيز بي نياز از روش شناسي حقوق بين الملل نيستند . چراکه عرصه ي عمل ونمودِ روش شناسي ، همان ميدان تحقيق و پژوهش است . آنجا که که تنها به مباحث صرف ذهني و فلسفي پيرامون روش هاي کسب علم در اين رشته سخن گفتيم در ساحت روش شناسي به معناي خاص گام نهاديم. اکنون مي خواهيم در ميدان عمل، روش هاي استنتاجي و غير استنتاجي را بحث نماييم . پژوهش هايي که در علوم عقلي انجام مي شود،به روش قياسي يعني از کلي به جزئي است وپژوهش هايي که درعلوم نقلي و تجربي صورت مي گيرد، اغلب به روش استقرائي يعني از جزئي به کلي و گاهي هم به روش تمثيلي يعني از جزئي به جزئي است. اما ظاهراً حقوق بين الملل يک حالت بينابيني دارد چرا که در عرصه پژوهش هم نيازمندمشاهده وتجربه است وهم نيازمند روشِ استدلال قياسي که البته در فصول پيش و خصوصاً فصل پيش آفات تجربه وآفات قياس را ذکر کردم .
بند سوم – مواد پژوهش در حقوق بين الملل
داده هاي پژوهشي در يک تقسيم بندي کلّي به دو دسته تقسيم مي شود: دادهاي حسّي و دادهاي عقلي. دادهاي حسّي نيزخود به دو نوع دادهاي حسي مستقيم و داده هاي حسي غيرمستقيم تقسيم مي گردد.در علوم نقلي از دادهاي حسي غير مستقيم و درعلوم تجربي ازداده هاي حسي مستقيم بهره برداري مي شود.
داده هاي عقلي نيز دو نوع اند: داده هاي عقل نظري و داده هاي عقل عملي.درعلوم فلسفه و رياضي ازداده هاي عقل نظري ودر علوم اخلاق و کلام و اصول فقه و جز آنهااز داده هاي عقل عملي استفاده مي شود.234 شايد حقوق بين الملل جزء معدود رشته هايي باشد که از تمام اين مواد استفاده مي کند. به طورکلي، پژوهش وتحقيق درحقوق بين الملل در سه سطح انجام مي شود: “توصيفي”که مطالعه وتبيين حقوق بين الملل وتابعان ،نهادها وروش هاي آن است؛ “هنجاري” که بحث در درستي ونادرستي،بايستگي ونابايستگي اصول وقواعدحقوق بين الملل است؛ و”فراحقوق بين الملل”که گزاره هاي حقوق بين الملل را ازنظرمعناشناسي ومنطقي بحث مي کند.235
بند چهارم – پژوهش توصيفي236 در حقوق بين الملل
ويژگي مشترک اين روش آنست که موارد را همانطور که هست ،بدون هرگونه دستکاري استخراج کند. به اين نوع از پژوهش به جهت آن که درآن همه ي موارد به طور عميق و دقيق بررسي نمي شود، “نگرش پروازي” هم گفته اند.237
چنانکه گفته شد “پژوهش توصيفي” همان مطالعه وتبيين حقوق بين الملل وتابعان ،نهادها وروش هاي آن است. مثلاً اگر پژوهشگر بخواهد در مورد اختيارات و کارکرد شوراي امنيّت تحقيق کند . يا درمورد نقش، وظايف و اختيارات ديوان بين المللي دادگستري و… . بااين وصف به نظرمي رسد بيشترموضوعات و تحقيقات دانشجويان دوره کارشناسي در سطح توصيفي است .
موضوعات زيربدون قيد حصر مي تواند دست مايه ي پژوهش توصيفي باشد: سابقه ي تاريخي حقوق بين الملل، شاخه بندي هاي حقوق بين الملل، منابع حقوق بين الملل، اعضاي جامعه ي بين المللي و تابعان حقوق بين الملل، حقوق درياها و حقوق هوا، نارسايي هاي سازمان ملل ، روش هاي مسالمت آميزاختلافات بين المللي و…
1-4- روش همبستگي
روش همبستگي را مي توان زير مجموعه ي روش توصيفي دانست . در اين نوع پژوهش نيز حوزه ي تحقيق ، مواردبسياري رادر برمي گيرد،امّا محقّق درآن مي کوشد،دوياچند دسته از اطلاعات مختلف مربوط به يک گروه يا يک دسته از اطلاعات مربوط به دويا چند گروه مختلف را با هم مقايسه کند؛به اين منظور که رابطه ي يک يا چند عامل را با يک يا چند عامل ديگرکشف کندو ميزان همبستگي ميان آنها را به دست آورد.238 مثلاً موضوع تحقيقي، پيرامون نقش سازمان هاي غير دولتي درشکل گيري واجراي قواعد بين المللي حقوق بشردر اين مجموعه قرارمي گيرد . بيشترتحقيقات در سطح کارشناسي ارشد با اين روش صورت مي گيرد .
2-4- پديده شناسي
عرصه پژوهش در علوم انساني ازجمله حقوق بين الملل دو گونه است :يا عالم ذهن است يا عالم خارج از ذهن. به اين ترتيب پژوهش راازلحاظ اين که آيا موضوع و مسئله ي پژوهش معناي ذهني است يا پديده ي عيني به دو نوع مي توان تقسيم کرد:معناشناسي و پديده شناسي.
موضوع اين نوع از پژوهش پديده ي عيني و خارجي است و درآن رابطه ي دو يا چند پديده ي عيني و خارجي بررسي مي شودکه آياتغيير يکي سبب تغييرديگري مي شود(پژوهش علّي)؟ آيا اوصاف مشترکي باهم دارند(پژوهش توصيفي) و…؟239
گفتني است که در علوم جديد به پديده عيني”متغير” مي گويند.آن را از اين جهت متغيرگويندکه تغييرپذير است و حالت هاي گوناگوني پيدامي کند.در علوم جديدتلاش مي شود،تغييرات پديده هاي عيني و روابط ميان آنها مطالعه شود.240پنهان نيست که اطلاعات مربوط به چنين پژوهشي هم از طريق اسنادو منابع کتابخانه اي به دست مي آيد وآن زماني است که خواسته باشيم،پديده هاي تاريخي را موردپژوهش قراردهيم(پژوهش تاريخي)وهم از طريق بررسي هاي ميداني حاصل مي شودوآن زماني است که بخواهيم،پديده هاي موجودوزمان حاضرراموردپژوهش قراردهيم.241
بند پنجم – پژوهش هنجاري در حقوق بين الملل
در اين جا بحث در دُرستي ونادرستي، بايستگي ونابايستگي اصول وقواعدحقوق بين الملل است. دراين وادي ازپژوهش ، کمي از توصيف ساده ي پديده ها فاصله مي گيريم وکمي به اساس حقوق بين الملل نزديک مي شويم . البته در اينجا منظور از” اساس” ، مباني فلسفي آن نيست ؛ مثلاً وقتي قاعده اي را با اصل “رضايت” دولت ها مي سنجيم ديگر وارد مباني و مباحث فلسفي ايجاد رضايت نمي شويم چرا که ديگرآن مبحث يک مبحث “فرا حقوقي” است . چنانکه در اين پژوهش فصلي را راجع به مباني” رضايت” در ايجاد معاهدات بين المللي در قالب “نظريه ي بازي” شرح داديم. در طول تاريخ حقوق بين الملل، قواعد و هنجارها رابا اصول مختلفي سنجيده اند. در طي قرون وسطي، اساس حقوق بين الملل بر اراده ي الهي تصور مي شد ولي با رسيدن دوره جديد و سقوط قدرت کليسا، طبيعت و عقل را جايگزين کردند و برخي به هر دو وفادار ماندند. موضوعات زير بدون قيد حصر مي تواند دستمايه ي پژوهش هنجاري باشد: شخصيت حقوقي دولت، آيا جامعه بين الملل حقوقي وجود دارد؟ تحقيق در وجود يا عدم ضمانت اجراي قواعد بين المللي ، تفاوت ميان حقوق طبيعي و حقوق بين الملل ارادي، جنگ مشروع، اختلاف نظربين طرفداران نظريه ي دوگانگي حقوق و…
بند ششم – پژوهش “فرا حقوقي” درحقوق بين الملل
چنانکه مي دانيم هرعلمي گزاره هايي دارد؛ وقتي با رويکردفلسفي به آنها پرداخته شودممکن است برخي گزاره ها خارج از آن علم دانسته شود هرچند عالمان آن علم ممکن است به آن گزاره به ديد يک گزاره علمي بنگرند. حال اگربخواهيم در حقوق بين الملل گزاره ها را غير از توصيف وتبيين حقوقي آن بررسي کنيم مجبوريم وارد مباحث “معنا شناسي” و “منطقي” شويم . از مصاديق اين نوع پژوهش مي توان به فلسفه حقوق بين الملل ، روش شناسي حقوق بين الملل، مکاتب حقوق بين الملل، روش استنتاج درحقوق بين الملل و.. نام برد.
1-6- فلسفه حقوق بين الملل
اغلب نويسندگان کلاسيک حقوق بين الملل براي حقوق بين الملل فلسفه اي قائل نيستند و آن را يک مقوله هنجاري مي دانند. چنانکه فلسفه در علوم اجتناعي مقوله مستقلي نيست . نزد ايشان حقوق بين الملل يک پروسه يا روند اجتماعي بين المللي است که از خود سازماني برخوردار است و بي تعارف حقوق بين الملل را ذيل روابط بين الملل قرار مي دهندو موضوع و هدف آن را قانونمند کردن روابط بين المللي مي دانند. اما واقع مطلب اين است که حقوق بين الملل دست کم در روزگار ما يک دستگاه کامل فکري است . از اين ديدگاه ، فلسفه حقوق بين الملل وسيله اي است براي شناخت و کنه حقيقت حقوق بين الملل. اين همان کاري است که در فلسفه به معناي خاص آن انجام مي شود. 242
2-6- معناشناسي در حقوق بين الملل
چنانکه گفته شد حوزه ي اين نوع پژوهش عالم ذهن است . موضوع چنين پژوهشي مي تواند معناي متن باشد و درآن رابطه معنابا لفظ،معنابامعناومعنابا مصداق بررسي مي شود.
تلاش هايي مانندترجمه،تفسير،تأويل،نقدمتن واستنباط ازمتن آن جمله است.برخي از مهمترين اغراض چنين پژوهشي يا شناسايي متن اصيل(تصحيح)يا کشف معناي مرادمتکلم از متن(تفسير) يا استخراج لوازم آن معنا(استنتاج)ويا تطبيق متن برمصاديق خارجي(استنباط)است.معمولاً اطلاعات مربوط به چنين پژوهشي از اسنادو منابع کتابخانه اي به دست مي آيدو پردازش آنها با تکيه به قواعدي است که در علوم دستوري مانند، نحو،بلاغت،منطق،اصول،رجال ومانندآنهابيان مي شود. 243
3-6- متن پژوهـي
گاهي پژوهش يک متن معين است و پژوهشگرقصددارد،آنرا تصحيح يا ترجمه يا شرح ويا نقدکند. اين نوع از پژوهش را مي توان “پژوهش متن محور”يا”متن پژوهي” ناميد؛چون درآن محور، متن معيني با تبويب و ترتيب و ترتيب مشخصي است وهربحث و مطلبي بايدبرمحورآن مطرح شود.244
مثلاً ممکن است موضوع پژوهشي متن يک کنوانسيون بين المللي باشد . بسادريک پژوهش موضوع محوريا متن محور به سؤالاتي علمي نيز پرداخته شود؛منتها آن سؤالات محور مباحث و مطالب نيست و لذا به موجب وجودآن سؤالات در چنين تحقيقاتي نمي توان آنها را”مسئله پژوهي” دانست. متأسفانه ملاحظه مي شود،گاهي متولّيان پژوهش در مراکزعالي اين سه محورتحقيقي را از يکديگرمتمايزنمي سازندو با تقليدکورکورانه از فرم طرح تحقيق مرسوم در پژوهش هاي ميداني از دانشجويان علوم قديم ياحتي حقوق بين الملل که موضوع تحقيقشان تحقيق در متون واسناد حقوق بين الملل باشد الزاماً مي خواهندکه حتي براي پژوهش هاي موضوع محوريا متن محوربيان مسئله و فرضيه داشته باشند.
متن پژوهي در رشته ي حقوق بطور اعم ودر حقوق بين الملل بطور اخص با بحث” تفسير” پيوند پيدا مي کند که به آن مي پردازيم:
4-6- تفسير
موضوعي که لازم است در اينجا گفته شود آنست که شيوه ي”تفسير” به مسائل گوناگوني در فلسفه ي حقوق برمي خورد؛ از جهتي به مباني حقوق و از جهتي به منطق حقوق و از جهتي به منابع حقوق. زيرا،تفاوت مي کندکه حقوق را ناشي از “قدرت” يا ناشي از “فطرت انسان” يا ناشي از “تحولات اجتماعي” و وجدان عمومي بدانيم . هر کدام از اين گزينه ها را

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید