2-2-26. مستند عقلي رد تفويض خلق و رزق 61
2-2-27. توجيه روايات تفويض خلق 62
2-3. بررسي آماري نمايه‌ها 63
فصل سوم: اسناد روايات 69
3-1. فهرست مصادر و راويان 70
3-1-1. کتاب سليم بن قيس (قرن 1 نيمه 2) 70
3-1-2. بصائر الدرجات (قرن 3 نيمه 2) 70
3-1-3. المحاسن )قرن 3 نيمه 2 ) 72
3-1-4. تفسير العياشي (قرن3 نيمه2) 72
3-1-5. الکافي ( قرن 4 نيمه1 ) 72
3-1-6.تفسير فرات الکوفي (قرن 4 نيمه1) 73
3-1-7. رجال الکشي (قرن 4 نيمه 1) 73
3-1-8. عيون اخبار الرضا (ع) (قرن4 نيمه1) 73
3-1-9. فضائل الشيعه (قرن4 نيمه2) 73
3-3-10.الامالي للصدوق (قرن 4 نيمه2) 73
3-1-11.التوحيد (قرن4 نيمه2) 73
3-1-12. معاني الاخبار (قرن 4 نيمه2) 73
3-1-13. من لا يحضره الفقيه (قرن 4 نيمه2) 73
3-1-14.مئة منقبه (قرن5 نيمه2) 73
3-1-15.تهذيب الاحکام (قرن 5 نيمه 1) 74
3-1-16. الاختصاص (قرن 5 نيمه 1) 74
3-1-17.کشف الغمه (قرن 7 نيمه 2) 74
3-1-18. وسائل الشيعه (قرن 11نيمه 2) 74
3-1-19. بحار الانوار (قرن 12 نيمه 1) 75
3-1-20. مستدرک الوسائل (قرن 13) 75
3-2. جدول جرح و تعديل راويان 75
3-3. بررسي آماري تعداد راويان 110
3-3-1. ثقه 110
3-3-2. ضعيف 110
3-3-3. مختلف فيه 110
3-3-4. ممدوح 110
3-3-5. مجهول 111
3-4. نمودار توصيف راويان تفويض 112
3-5. توصيف تفصيلي روايات 113
3-5-1. ضعيف 113
3-5-2. صحيح 113
3-5-3. موثق 113
3-6. توصيف عددي روايات 114
3-6-1. جدول توصيف روايات 114
3-6-2. نمودار عددي 114
3-6-3. نمودار درصدي 115
فصل چهارم: ديدگاه‌ها 116
4-2. ملا صالح مازندراني (م 1071ق) 117
4-2-1. جمع بندي 119
4-1. علامه محمد باقر مجلسي (م 1110) 121
4-1-1. جمع بندي 130
4-3. سيد عبد الله شبر (م 1254) 132
4-3-1. جمع بندي 133
4-4. محمد جواد مغنيه (م1400ق) 134
4-4-1. جمع بندي 135
4-5. امام خميني (م 1368ش) 136
4-5-1. جمع بندي 140
4-6. لطف الله صافي گلپايگاني ( معاصر) 141
4-6-1. جمع بندي 145
4-7. عبد الله جوادي آملي (معاصر) 147
4-7-1. جمع بندي 161
4-8. جعفر سبحاني تبريزي (معاصر) 162
4-8-1. جمع بندي 167
4-9. ناصر مکارم شيرازي (معاصر) 168
4-9-1. جمع بندي 174
4-10. سيد حسن طاهري خرم آبادي (معاصر) 175
4-10-1. جمع بندي 180
4-11. سيد مجتبي نور مفيدي (معاصر) 181
4-11-1. جمع بندي 186
4-12. فتح الله نجار زادگان (معاصر) 187
4-12-1. جمع بندي 189
فصل پنجم: تحليل 191
تحليل فقه الحديثي 192
روايت اول 192
روايت دوم 192
روايت سوم 192
روايت چهارم 193
روايت پنجم 193
روايت ششم 193
روايت هفتم 194
روايت هشتم 194
روايت نهم 195
روايت دهم 195
روايت يازدهم 195
روايت دوازدهم 196
روايت سيزدهم 196
روايت چهاردهم 197
روايت پانزدهم 197
روايت شانزدهم 198
روايت هفدهم 198
روايت هجدهم 199
روايت نوزدهم 199
روايت بيستم 199
روايت بيست و يکم 200
روايت بيست و دوم 200
روايت بيست و سوم 200
روايت بيست و چهارم 201
روايت بيست و پنجم 201
روايت بيست و ششم 201
روايت بيست و هفتم 202
روايت بيست و هشتم 203
روايت بيست و نهم 203
روايت سي‌ام 203
روايت سي و يکم 204
روايت سي و دوم 205
روايت سي و سوم 205
روايت سي و چهارم 205
روايت سي و پنجم 206
روايت سي وششم 206
روايت سي و هفتم 206
5-1-1. جمع بندي 208
5-1-2. نتيجه 209
5-2. تحليل ديدگاه‌ها 210
5-2-1. دسته بندي ديدگاهها 210
5-2-2. جدول دسته بندي ديدگاه‌ها 212
5-2-3. تحليل ديدگاه دسته اول 213
5-2-4. تحليل ديدگاه دسته دوم 214
5-2-5. تحليل ديدگاه دسته سوم 214
5-2-6. تحليل ديدگاه دسته چهارم 215
جمع بندي نهايي 216
فهرست منابع 217
منابع عربي 217
منابع فارسي 220
A bstract 221
فصل اول: کليات
مقدمه
تفويض به معناي “واگذاري کاري به ديگري” است که معمولا وقتي در مورد انسانها استعمال ميشود، ناشي از ضعف آنان است؛ بدين معني که وقتي فردي به دليل محدوديتهاي موجود نتواند کاري را آنچنان که بايد انجام دهد، آن کار را به ديگري تفويض مينمايد.
ادعاي تفويض دين به ائمه (ع) که به عنوان موضوع اين تحقيق انتخاب شده است، از حساسيت ويژه‌اي برخوردار است زيرا اگر به درستي تبيين نگردد به شبهات تخريب گر مذهب شيعه دامن زده مي شود.
در کتب روايي شيعه نظير کتاب سليم، بصائر الدرجات، الکافي و … بحث تفويض خداوند به مخلوق خويش مطرح شده است. اين تفويض گاهي به صورت مطلق استعمال شده است و گاهي قيودي چون امر، امر خلق، دين، امر دين و … را با خود به همراه دارد؛ نيز افرادي که به آنها تفويض صورت گرفته است، گاه مردم عادي، گاه برخي پيامبران و در مواردي هم پيامبر خاتم (ص) و ائمه (ع) مفوض اليه هستند. نکته مهم در اينجا اين است که هر چند در بين عالمان شيعه درباره مفوض فيه و مفوض اليه اين روايات اختلاف نظر وجود دارد اما همگان بر اين باورند که تفويض صورت گرفته از جانب خدا به معناي استقلال عبد از رب و نقص واجب الوجود نيست. فلسفه اين تفويض چنانکه در روايات خواهد آمد سنجش ميزان طاعت مردم و تکريم الهي خواص عباد است و از جهت ماهيت با تفويض انسان به انسان کاملا متفاوت است.
1-1. طرح مسأله
سخن از تفويض دين در منابع روايي شيعه آمده است؛ عالمان شيعه در رابطه با سند و دلالت اين روايات اختلاف نظر دارند، برخي اين روايات را مجعول مي‌دانند، برخي سند روايات را صحيح مي‌دانند، اما درباره دلالت آن آراي مختلفي دارند. گروهي تفويض بيان احکام، بيان علوم، تفويض امور سياسي و گروهي ديگر تفويض جعل حکم شرعي را مدلول اين روايات مي‌دانند؛ برخي نيز در مفوض اليه روايات اختلاف ديدگاه دارند؛ مسأله اصلي اين است که آيا اين روايات از جهت سند و دلالت، تفويض دين به معني تفويض جعل حکم شرعي به ائمه-عليهم السلام-را اثبات مي‌کنند؟
1-2. سوال اصلي
آيا روايات شيعه، تفويض دين به معني تفويض جعل حکم شرعي به ائمه-عليهم السلام-را اثبات مي‌کنند؟
1-3. سوال‌هاي فرعي
روايات مربوط به تفويض دين در کدام يک از منابع شيعي و با چه کميتي ذکر شده‌اند؟
رواياتي که در آن‌ها مسأله تفويض دين مطرح شده است، کدامند؟
اين روايات از چه تعابيري در رابطه با تفويض دين استفاد کرده‌اند؟
هر کدام از اين تعابير با چه کميتي در روايات آمده است؟
استنادات روايات براي اثبات تفويض دين چيست؟
از جهت سند وضعيت هر روايت چگونه است؟
ديدگاه عالمان شيعه درباره اين روايات چيست؟
از جهت دلالت وضعيت هر روايت چگونه است؟
1-4. فرضيه تحقيق
تفويض دين به ائمه به معني تفويض جعل احکام شرعي و نه بيان احکام، تطبيق مصاديق بر احکام و…، گرچه به لحاظ وقوف ائمه بر ملاکات احکام محال عقلي نيست ولي به جهت نبود نص قطعي بر وقوع آن، قابل اثبات نيست. براي دفع اين تعارضها ناگزير بايد اطلاق دين در اين راويات را به برخي از جنبه هاي خاص دين مانند بيان احکام و… مقيد نمود.1
1-5. اهداف
هدف از اين تحقيق بدست دادن مبنايي صحيح از جايگاه تفويض دين در روايات است که دو ثمره مهم خواهد داشت. يکم، شناخت بهتري از اهل بيت (ع) حاصل ميشود. دوم، پيشنياز لازم براي پاسخ و نقد شبهات را فراهم ميکند.
1-6. ضرورت
عدم بررسي مسأله تفويض دين به ائمه (ع) از يک طرف موجب افراط و تفريط در شناخت ايشان شده است و از طرفي ديگر شبهاتي را در اين زمينه ايجاد کرده است. از اين رو در ابتدا ضرورت دارد وضعيت تفويض دين در روايات بهدرستي روشن شود تا بتوان پاسخگوي شبهات بوده و شناخت درستي از اهل بيت (ع) بدست آيد.
1-7. روش تحقيق
در اين رساله روش تحقيق به صورت کتابخانهاي است.
1-8. پيشينه تحقيق
ملا صالح مازندراني در شرح اصول کافي وعلامه مجلسي در “مرآة العقول” مبسوطترين شرح را بر احاديث تفويض دين نگاشته‌اند. در ادامه سيد عبد الله شبر در “مصباح الانوار”، امام خميني در “اربعين حديث” و برخي از اساتيد معاصر که در بخش گزارش ديدگاهها در همين رساله درباره ايشان سخن گفتهايم ، درباره تفويض دين به ائمه مباحث مفيدي را مطرح کردهاند. تفاوت اساسي اين رساله با کارهاي پيشين در اين موارد خلاصه ميشود:
1.منابع روايي 5 قرن نخست، همچنين کتاب‌هاي مئه منقبه، الاختصاص، کشف الغمه، تهذيب الاحکام، بحارالانوار، وسائل الشيعه و مستدرک الوسائل جستجو2 شده‌اند و در نهايت روايات مرتبط با تفويض دين انتخاب و ترجمه شدند.
3. روايات نمايه زني شده‌اند و سپس نمايه‌ها دسته بندي و در نهايت الگويي آماري و نموداري ارائه شده است. در اين الگو موارد متعددي مشخص شده اند. مثل اين که در مجموع چند بار سخن از تشريع در نماز، در کل روايات به ميان آمده است.
4. با استفاده از منابع ثمانيه رجالي (رجال النجاشي، رجال ابن غضائري، فهرست الطوسي، رجال البرقي، رجال الطوسي، رجال ابن داود، رجال الکشي، الخلاصه للحلي) همه روايت بررسي سندي شده‌اند.
5. الگويي آماري و نموداري از وضعيت راويان و روايات ارائه شده است.
6. تمام روايات تحليل دلالي شده‌اند.
7. ديدگاه عالمان ديني درباره تفويض دين و روايات آن جمع آوري و سپس بر اساس دلالت سندي و دلالي روايات، حتي المقدور اين ديدگاه ها تحليل شده‌اند.
1-9. مفاهيم اصلي
1-9-1. تفويض
“تفويض” از ريشه ” ف و ض” اشتقاق گشته است، ثلاثي مزيد و صيغه اول ماضي آن “فَوَّضَ” است که در کتب لغت آن را “واگذار کردن امري به ديگري و حاکم کردن او در آن امر” و نيز ” توکل در امري بر ديگري” معنا کردهاند:
خليل بن احمد فراهيدي (م 175 ق) درباره “فَوَّضَ” ميگويد: “فوضت إليه الأمر أي جعلته إليه”3: امر را به او تفويض کردم يعني کار را براي او قرار دادم.
احمد بن فارس بن زکريا (م 390 ق) چنين آورده است: “فَوَّضَ يدل علي اتکال في الامر علي آخر و رده اليه، ثم يفرع فيرد اليه ما يشبهه… و من ذلک قولهم باتو فوضي اي مختلطين و معناه ان کلا فوض امره الي الاخر”4: “فَوَّضَ” يعني توکل در امري بر ديگري و واگذار کردن آن کار به او، سپس تفريع شد و در معاني شبيه آن به کار رفت… و بر اين اساس است قول ايشان [عرب] شب را صبح کردند فَوَضَي، يعني مختلط، و معناي آن ايناستکه هر کدام کارش را به ديگري واگذار نمود.
جوهري (م 393 ق) درباره “فَوَّضَ” ميگويد: “فَوَّضَ اليه الامر ، اي رده اليه”5: کار را به او تفويض کرد يعني به او واگذار کرد.
ابن منظور (م 717 ق) نيز “فَوَّضَ” را چنين معنا ميکند: “فَوَّضَ إِليه الأَمرَ: صَيَّرَه إِليه و جعَلَه الحاكم فيه”6: کار را به او تفويض کرد يعني کار را به سوي او گرداند و او را در آن کار حاکم کرد.
تفويض در اصطلاح فقه، قرآن، احاديث، کلام، عرفان، حقوق و مديريت نيز به معني واگذار کردن کار به ديگري استعمال شده است .
در قرآن “أُفَوِّضُ” تنها کلمهاي است که از ريشه (ف و ض) اشتقاق يافته است و به معني سپردن به خداست.7
“فَسَتَذْكُرُونَ ما أَقُولُ لَكُمْ وَ أُفَوِّضُ أَمْري إِلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بَصيرٌ بِالْعِبادِ.”8
تفويض در احاديث شيعه داراي معاني متعددي است. بر اساس آن چه “دانشنامه جهان اسلام” در تبيين واژه تفويض بيان کرده است ميتوان پنج معني زير را براي تفويض در روايات در نظر گرفت.
يکم. واگذاري امور به خداوند.9
دوم. واگذارکردن برخي امور دين و شريعت ، مثلاً افزودن تعداد رکعات نماز يا تعيين فرايض به پيامبر اکرم و اهل بيت (عليهم السلام).10
سوم.واگذار کردن اموري چون خلقت جهان و روزي دادن و ميراندن و زنده کردن مخلوقات به پيامبر و ائمه (عليهم السلام).11
چهارم. واگذاري امور مختلف اجتماعي به پيامبر (ص) و ائمه (ع)، مانند: واگذاري امر تعليم

دسته بندی : No category

دیدگاهتان را بنویسید