2 ـ 2 ـ 3 ـ 2 ـ پژوهش های داخلی71
2-3- جمع‏بندی73
فصل سوم: روششناسی پژوهش
مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………………………………… 76
3 ـ 1 ـ طرح تحقیق، بیان متغیرها و نحوه ی تغییر یا کنترل آنها…………………………………………77
3 ـ 2 ـ جامعه آماری، نمونه و روش نمونه گیری78
3 ـ 3 ـ ابزار پژوهش79
3 ـ 3 ـ 1 ـ پرسشنامه ی نوع ساختار سازمانی79
3 ـ 3 ـ 2 ـ پرسشنامه ی سرمایه ی اجتماعی بخش ها81
3 ـ 3 ـ 3 ـ مقیاس رضایت تحصیلی دانشجویان82
3 ـ 4 ـ روش اجرا83
3 ـ 5 ـ روش تجزیه و تحلیل اطلاعات84
فصل چهارم: یافته های پژوهش
مقدمه…………………………………………………………………………………………………………………………………………85
4 ـ 1 ـ یافته های توصیفی86
4 ـ 2 ـ سؤالات اصلی پژوهش93
4 ـ 3 ـ فرضیه های پژوهش95
4 – 4 – سایر یافته های پژوهش …………………………………………………………………………………………..103
4 ـ 5 ـ جمع بندی107
فصل پنجم: بحث و نتیجه گیری
مقدمه ……………………………………………………………………………………………………………112
4 ـ 1 ـ یافته های توصیفی111
5 ـ 2 ـ سؤالات اصلی پژوهش118
5 ـ 3 ـ فرضیه های پژوهش121
5 ـ 4 ـ سایر یافته های پژوهش128
5 ـ 5 ـ نتیجه گیری نهایی132
5 ـ 6 ـ محدودیت های پژوهش136
5 ـ 6 ـ 1 ـ محدودیت های پژوهشی136
5 ـ 6 ـ 1 ـ محدودیت های اجرایی136
5 ـ 7 ـ پیشنهادهای پژوهش136
5 ـ 7 ـ 1 ـ پیشنهادهای پژوهشی136
5 ـ 7 ـ 1 ـ پیشنهادهای کاربردی137
10 ـ 1 ـ فهرست منابع فارسی141
10 ـ 2 ـ فهرست منابع لاتین146
فهرست جداول
عنوانصفحهجدول شماره 1: ویژگیهای ساختار سازمانی تواناساز و بازدارنده ……………………………………………………………..27جدول شماره 2: ابعاد سرمایه اجتماعی ………………………………………………………………………………………………………35جدول شماره 3: شباهتها و تفاوتهای میان دیدگاه بوردیو، کلمن و پوتنام پیرامون سرمایه اجتماعی …38جدول شماره 4: فراوانی و درصد فراوانی اساتید به تفکیک مرتبه علمی ـ گروه آموزشی ……………………….77جدول شماره 5: فراوانی و درصد فراوانی دانشجویان به تفکیک جنسیت ـ گروه آموزشی ……………………..78جدول شماره 6: روایی و پایایی پرسشنامه نوع ساختار سازمانی ……………………………………………………………..79جدول شماره 7: تحلیل عامل تأییدی ابعاد انواع ساختار سازمانی ……………………………………………………………80جدول شماره 8: روایی و پایایی پرسشنامه سرمایه اجتماعی ………………………………………………………………….81جدول شماره 9: تحلیل عامل تأییدی ابعاد سرمایه اجتماعی …………………………………………………………………81جدول شماره 10: روایی و پایایی مقیاس رضایت تحصیلی دانشجویان ……………………………………………………82جدول شماره 11: تحلیل عامل تأییدی ابعاد رضایت تحصیلی دانشجویان ………………………………………………83جدول شماره 12: میانگین، انحراف استاندارد، بیشینه، کمینه و کشیدگی نوع ساختار سازمانی …………….85جدول شماره 13: میانگین، انحراف استاندارد، بیشینه، کمینه و کشیدگی سرمایه اجتماعی …………………..86جدول شماره 14: میانگین، انحراف استاندارد، بیشینه، کمینه و کشیدگی رضایت تحصیلی …………………..87جدول شماره 15: ضریب همبستگی رابطه بین ابعاد انواع ساختار سازمانی با ابعاد رضایت تحصیلی
دانشجویان ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………
90جدول شماره 16: ضریب همبستگی رابطه بین ابعاد ساختار سرمایه اجتماعی با ابعاد رضایت تحصیلی
دانشجویان ……………………………………………………………………………………………………………………………………………………
92جدول شماره 17: ارزیابی نوع ساختار سازمانی دانشگاه …………………………………………………………………………….93جدول شماره 18: ارزیابی مطلوبیت سطح سرمایهی اجتماعی بخشها …………………………………………………….93جدول شماره 19: ارزیابی مطلوبیت رضایت تحصیلی دانشجویان ……………………………………………………………94جدول شماره 20: ارزیابی مطلوبیت ابعاد رضایت تحصیلی دانشجویان ……………………………………………………94جدول شماره 21: مقایسه ابعاد رضایت تحصیلی دانشجویان …………………………………………………………………….103جدول شماره 22: آزمون تعقیبی بونفرونی تفاوت بین میانگینهای ابعاد رضایت تحصیلی دانشجویان …..104جدول شماره 23: تحلیل واریانس یکطرفه مقایسه دیدگاه اساتید در گروههای مختلف آموزشی در
خصوص نوع ساختار سازمانی دانشگاه ………………………………………………………………………………………………………..
105جدول شماره 24: تحلیل واریانس یکطرفه مقایسه دیدگاه اساتید در گروههای مختلف آموزشی در
خصوص مطلوبیت سرمایه اجتماعی ……………………………………………………………………………………………………………106جدول شماره 25: مقایسه رضایت تحصیلی دانشجویان در گروههای مختلف آموزشی …………………………….106جدول شماره 26: آزمون تعقیبی شفه جهت مقایسه میانگین رضایت تحصیلی دانشجویان در گروههای
مختلف آموزشی …………………………………………………………………………………………………………………………………………..
107
فهرست اشکال و تصاویر
عنوانصفحه
شکل شماره 1: چارچوب مفهومی رابطه بین متغیرهای پژوهش ………………………………………………………..
8شکل شماره 2: چارچوب مفهومی رابطه بین متغیرهای پژوهش ………………………………………………………..74شکل شماره 3: رابطه بین نوع ساختار سازمانی دانشگاه و رضایت تحصیلی دانشجویان ……………………97شکل شماره 4: رابطه بین سرمایه اجتماعی بخشها و رضایت تحصیلی دانشجویان …………………………99شکل شماره 5: رابطه تعاملی نوع ساختار سازمانی دانشگاه و سرمایه اجتماعی بخشها با رضایت
تحصیلی دانشجویان ……………………………………………………………………………………………………………………………..
102
پیوستها
عنوانصفحه
پیوست شماره 1: پرسشنامه نوع ساختار سازمانی دانشگاه ………………………………………………………………..
163پیوست شماره 2: پرسشنامه سرمایه اجتماعی بخشهای آموزشی ……………………………………………………..166پیوست شماره 3: مقیاس رضایت تحصیلی دانشجویان ……………………………………………………………………….169
فصل اول
کلیات پژوهش
مقدمه
از سالهای آخر قرن بیستم، سازمانها از جمله دانشگاهها و مؤسسات و مراکز آموزشعالی در معرض تغییرات شدید محیطی ناشی از پیشرفتهای علمی، فناوری و تحولات سیاسی و اقتصادی جهان قرار گرفتند، که منجر به دگرگونی بسیاری از مفاهیم از جمله مشتری و نقش آن در سازمان گردید (یمنی، 1382؛ محمدی، 1382؛ جانسون،گاستیفسون، اندرسون، لِرویک و چا1، 2001). در چنین شرایطی آنچه برای دانشگاهها و مؤسسات و مراکز آموزشعالی ارزش میآفریند، ایجاد ارتباط مستمر با مشتریان از طریق پاسخگویی به نیازها، خواستهها و نظرات آنها است (اسکات2، 1998).
زمانیکه دانشجویان به دانشگاه میپیوندند، مجموعهای از خواستهها، نیازها و تجربیات گذشته که انتظارات آنها را از دانشگاه را تشکیل میدهد، با خود به همراه میآورند. عکسالعمل و پاسخهایی که دانشگاه در مقابل خواسته‌های آنها فراهم میآورد، تعیینکنندهی نگرش مثبت یا منفی آنها نسبت به دانشگاه و میزان رضایت یا نارضایتی آنان خواهد بود (ویلم، بولنز و جانگه3، 2007). بر این اساس، توجه به خواستهها و انتظارات دانشجویان از طریق ایجاد بستر مناسب، از اصلیترین مأموریت‌های دانشگاهها و مؤسسات و مراکز آموزشعالی به شمار میآید. یکی از مهمترین عواملی که میتواند در تحقق این بستر مناسب نقش داشته باشد، سرمایهی اجتماعی4 است که از آن به عنوان کیفیت روابط بین ذینفعان آموزشی، گروهها و نهادهای رسمی و غیررسمی یاد میشود (سلطانی و جمالی، 1387).
سرمایهی اجتماعی مجموعهای از هنجارها، شبکهها و اعتماد اجتماعی موجود در یک سیستم (دانشگاهی) است که همچون یک نیروی ارتباطی قوی کل سیستم و عناصر آن را به هم مرتبط و از طریق تسهیل همیاری بین گروهها و کاهش هزینههای مبادله، به تقویت رفتارهای همیارانه، نشر دانش و نوآوری، توسعهی مسئولیتپذیری و در نهایت جلب رضایت دانشجویان از جنبه‌های مختلف آموزشی و دانشگاهی منجر میگردد (کمیسیون بهرهوری استرالیا، 2003؛ فوکویاما5، 1998). با این وصف، امروزه سرمایهی اجتماعی نقشی بسیار مهمتر از سرمایههای فیزیکی و انسانی در سازمانها و مراکز آموزشعالی ایفا میکند، به نحوی که در غیاب آن، نه تنها سایر سرمایهها اثربخشی خود را از دست میدهند، بلکه پیمودن راههای توسعه و تکامل سازمانی نیز ناهموار و دشوار میگردد (بیکر6، 1382).
علاوه بر سرمایهی اجتماعی که از طریق تسهیل روابط و افزایش سطح اعتماد بین ذی‏نفعان آموزشی، به ایجاد بستر مناسب جهت افزایش میزان رضایت تحصیلی دانشجویان کمک خواهد کرد، نوع ساختار سازمانی دانشگاه که از آن به عنوان کالبد اصلی سازمان یاد می‏شود، بر میزان رضایت دانشجویان از تحصیل مؤثر خواهد بود. ساختار سازمانی از طریق ارائهی الگوهایی از روابط رسمی و غیررسمی بین افراد در سازمان (دانشگاه)، از یک سو بر کیفیت و سطح سرمایه‏ی اجتماعی دانشگاه تأثیر خواهدگذاشت، و از سوی دیگر بر میزان خلاقیت، نوآوری، توانمندی، تعهد و رضایت ذینفعان آموزشی مؤثر خواهد بود (پاول7، 2002). البته این تأثیرات بسته به نوع و ویژگیهای کارکردی ساختار سازمانی، میتواند تواناساز8 یا بازدارنده9 باشد. ساختار تواناساز ترکیبی از اقتدار و اختیار است که در آن افراد هم احساس اعتماد میکنند و هم برای استفاده از قدرت در نقش خود توانمند هستند. در مقابل در ساختار بازدارنده، سلسله‏مراتب و قوانین و رویهها به نحوی است که مانع خلاقیت و نوآوری است و مدیران از قدرت خود جهت کنترل و دستوردهی به مرئوسین استفاده میکنند (هوی و سوئیتلند10، 2000 و 2001؛ هوی و میسکل11، 2008).
بر اساس شواهد پژوهشی، تعاملات سازمانی که نقش تبادل اطلاعات را در درون و بیرون سازمان بر عهده دارند، نیروی حیاتی سازمان به شمار میآیند. به نحویکه اگر این الگوی ارتباطات بر قوانین منعطف، مشارکت، نوآوری و ایجاد جوّی از اعتماد بین اعضا مبتنی باشد، به بقای سازمان، افزایش میزان کارایی و اثربخشی آن و در نهایت به جلب رضایت ذینفعان آموزشی از دانشگاه کمک خواهدکرد (گایزر و سایمسیک12، 2005). لذا انتظار میرود ساختار سازمانی تواناساز با توسعهی قوانین و فرایندهای منعطف، جلب مشارکت، خوشبینی و تعهد افراد، شفافسازی اهداف و رسالتهای علمی و دانشگاهی و همچنین حمایت از افراد در فضایی مملو از اعتماد، زمینهی توسعهی عملکرد افراد و همچنین جلب رضایت فراگیران که به عنوان اصلیترین مخاطبان و مشتریان دانشگاه محسوب میشوند را فراهم آورد. در مقابل در ساختار بازدارنده به دلیل تاکید بیش از حد بر ارتباط یکطرفه (از بالا به پایین)، عدم پذیرش تفاوتها، توسعهی جوّی از بیاعتمادی و استفاده از سلسلهمراتب اداری جهت کنترل، نظارت و نظمدهی به افراد و زیردستان زمینهی نارضایتی افراد (اساتید و دانشجویان) و ضعف عملکرد آنها فراهم میآید. بنابراین، با نظر به آنچه گفته شد و با توجه به نقش ساختار سازمانی تواناساز در جلب رضایت افراد و به خصوص دانشجویان از دانشگاه و نیز نقشی که در زمینهسازی برای عملکرد مطلوب دانشگاه دارد، مدیران و برنامهریزان دانشگاهی باید با توسعهی ساختار سازمانی مناسب و سوق دادن آن به سمت ساختار سازمانی تواناساز، به ایجاد بستر مناسب جهت اثربخشی و حفظ و بقای خود در محیط پررقابت کنونی یاری رسانند.
با این وصف، نظر به اینکه نوع ساختار سازمانی و نیز میزان و کیفیت سرمایهی اجتماعی در جلب رضایت تحصیلی دانشجویان مؤثر خواهد بود، بررسی رابطهی بین این متغیرها و نتیجهی حاصل از آن، میتواند در اصلاح و بهبود راهبردها و برنامه‌ریزیهای دانشگاهی جهت جلب رضایت دانشجویان ـ به عنوان مخاطبان و مشتریان اصلی دانشگاه ـ یاری رساند. به علاوه از طریق فراهم آوردن اطلاعاتی پیرامون ویژگیهای ساختار سازمانی دانشگاه و کیفیت سرمایه‏ی اجتماعی حاکم در بخشها، میتواند در توسعه و بهبود این دو متغیر به عنوان دو عامل مؤثر بر انسجام درونی و اثربخشی دانشگاه، به ارتقای سلامت سازمانی و در نتیجه افزایش موفقیت دانشگاه و بهبود وجههی آن در جامعه نیز یاری رساند.

1 ـ 1 ـ بیان مسأله

مأموریت دانشگاهها، مؤسسات و مراکز آموزشعالی علاوه بر انتقال دانش، کمک به رشد و بهسازی همه جانبهی دانشجویان میباشد (آستین13، 1993). از جمله اقداماتی که به مراکز دانشگاهی جهت انجام احسن این مأموریت یاری میرساند، گردآوری اطلاعاتی پیرامون رضایت تحصیلی دانشجویان میباشد، که از آن به عنوان یک پیامد (آستین، 1993ب؛ سندرز و چن14، 1996) یا ابزار طراحیشده جهت بهبود کیفیت تجارب دانشجویان (هاروی، پلیمر، مونو گیِل15، 1997؛ آلدریج و رولی16، 1998) یاد میشود. بر اساس یافتههای پژوهشی رضایت تحصیلی دانشجویان هم به افزایش تعهد آنها نسبت به یادگیری مستمر و بهبود عملکرد تحصیلی آنها منجر میشود (واکر، شلتون و اسکرودر17، 2010)؛ و هم از طریق تاثیرگذاری بر کیفیت و اثربخشی دانشگاه به ارائهی تصویر مطلوبی از دانشگاه به محیط بیرونی و موفقیتهای بعدی آن نیز کمک خواهد نمود (راکِرت18، 1992؛ دِشپَند، فارلی و وِبستِر19، 1993؛ دی20، 1994؛ دِشپَند و فارلِی21، 1998الف؛ تسه و ویلتون22، 1998). البته تحقق این امر، منوط به فراهم آوردن بستر مناسب، از جمله وجود شبکههایی گسترده از روابط مثبت و مشارکتی بین ذینفعان آموزشی میباشد که از آن به عنوان سرمایه‌ی اجتماعی یاد میشود.
سرمایهی اجتماعی به عنوان ذخیرهای از حس اعتماد، همکاری و مشارکت در بین افراد یک گروه یا جامعه محسوب میشود که همانند یک نیروی ارتباطی مؤثر اجتماعی، اعضای یک گروه یا اجتماع را به هم متصل میکند و در عین حال نظیر یک مایع اجتماعی، مبادلات میان آنها را سریع، راحت و کمهزینه مینماید (رنانی و مؤیدفر، 1387). مطالعات انجام شده پیرامون سرمایهی اجتماعی نشان میدهد، سیستمها یا گروهها و جوامعی که از سرمایهی اجتماعی بالایی برخوردار میباشند، نه تنها میزان تعهد و مسئولیتپذیری، انعطافپذیری و مدیریت مناسب کنش جمعی در آنها، در سطح بالایی قرار دارد (بولینو، ویلیام و جیمز23، 2002)، بلکه کاهش فقر و توسعهی اقتصادی (پوتنام24، 2000)، تسهیل مبادله و هماهنگی فعالیتها (شجاعی باغینی، 1387 :241)، توسعهی میزان مشارکت و تعلق اجتماعی (کاسارد و جانویتز25،1986)، پیشرفت تحصیلی و در نهایت تأمین رضایت تحصیلی دانشجویان (کلمن26، 1990، ا?زرایل، بایلیو و هِرتلِس27، 2000) از دیگر پیامدهای آنها میباشد.
شایان ذکر است که تحقق انتظارات مشتریان و توسعهی سرمایهی اجتماعی در سازمان‏ها و به ویژه در دانشگاهها، تحت تأثیر عوامل چندی قرار میگیرد که از مهمترین آن نوع ساختار سازمانی تواناساز یا بازدارنده میباشد. بر اساس نظر هوی، بلازوسکی و نیولند28 (1983) در ساختار سازمانی بازدارنده بهدلیل تأکید بر کنترل متمرکز امور، اجرای دقیق استانداردها و عدم توجه به انتظارات و خواسته‌های فراگیران، نه تنها بستر مناسب جهت توسعهی سرمایهی اجتماعی فراهم نمیگردد، بلکه بهدلیل مهمبودن اهداف دانشگاه، به تأمین رضایت تحصیلی دانشجویان نیز توجهی نمی‌شود. حال آنکه بر اساس یافتههای پژوهشی، چنانچه ساختار سازمانی از نوع تواناساز باشد، بهدلیل تأکید بر قوانین و فرایندهای پویا و منعطف، هم زمینهی ارتقاء میزان اعتماد، انگیزش و وفاداری اعضا به سازمان فراهم میگردد (هوی و سوئیتلند، 2001؛ آدلر و بورایز29، 1996؛ هوی و میسکل، 2008) و هم بستر مناسب برای افزایش رضایت (میکائیل، کرون، رابینِسکی و جوچیم استالر30، 1988)، افزایش نوآوری (دامنپور31، 1991؛ کرایج32، 1995)، کاهش تعارض نقش (سناترا33، 1980) و کاهش احساس بیگانگی در محیط‏های آموزشی (جکسون و اسکولر34، 1985) را فراهم میآورد.
چنانچه ساختار سازمانی از نوع سلسله مراتبی، ایستا و بازدارنده باشد، نه تنها باعث از بین رفتن سرمایهی اجتماعی میشود، بلکه از طریق الزام افراد به پیروی از قوانین و فرایندهای تعیین شده و تأکید صرف بر نتایج، زمینهی بیاعتمادی اعضاء نسبت به یکدیگر را فراهم می‏آورد. از طرفی، چنانچه افراد در یک سازمان نسبت به یکدیگر بیاعتماد باشند، حتی اگر ساختار سازمانی به نحوی باشد که آنها را به مشارکت، همکاری و تبادل اطلاعات تشویق و ترغیب نماید، افراد نه تمایلی به برقراری ارتباط با یکدیگر دارند و نه از تبادل اطلاعات خود با دیگران احساس امنیت و راحتی میکنند. بدین ترتیب تعامل این دو مفهوم با یکدیگر، جوّی را به وجود خواهدآورد که از طریق تأثیرگذاری بر نگرش اعضاء و ذیربطان آموزشی هم عملکرد آنها و کیفیت خدمات آموزشی و پژوهشی را تحت تأثیر قرار خواهد داد و هم بر میزان رضایت یا نارضایتی تحصیلی دانشجویان مؤثر خواهدبود.
بر این اساس، با توجه به مفهوم نوع ساختار سازمانی و سرمایهی اجتماعی و وجود نوعی همپایانی میان این دو متغیر در توسعه یا جلوگیری از شکل‌گیری جوّی تؤام با اعتماد، مشارکت، صمیمیت، مسئولیتپذیری و …، و همچنین با توجه به تأثیر مستقیم و تعاملی هر دو مفهوم در ایجاد بستر مناسب جهت تأمین و جلب رضایت تحصیلی دانشجویان، در تحقیق حاضر تلاش خواهد شد، با ارائهی چارچوبی (شکل 1) به بررسی رابطهی این سه متغیر پرداخته شود. لذا در حالیکه سرمایهی اجتماعی دارای سه بعد پنهان شبکهی اجتماعی، هنجار اجتماعی و اعتماد و نوع ساختار سازمانی نیز دارای دو بعد پنهان توانمندساز و بازدارنده می‏باشد، ضمن بررسی رابطهی مستقیم هر یک از این متغیرها با رضایت تحصیلی دانشجویان که دارای شش بعد35 میباشد، به بررسی رابطهی تعاملی هر دو متغیر جهت پیش‌بینی میزان رضایت تحصیلی دانشجویان پرداخته شده است.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

شکل شمارهی 1: چارچوب مفهومی رابطهی بین متغیرهای پژوهش
1 ـ 2 ـ ضرورت و اهمیت پژوهش

از آنجا که رضایت مشتریان منجر به وفاداری آنان به سازمان میگردد، همهی سازمانها از جمله دانشگاهها در جهت نیل به مزیتهای رقابتی و دستیابی به موفقیت، مایل به ارائهی خدماتی می‌باشند که رضایت مشتریان خود را تأمین کنند (آتناسپولوس، گوناریز، اِستادکوپولوس36، 2001). به عبارتی چون مشتریان وفادار و راضی به‌دلیل تجربیات خوشایند قبلی در مواجهه با اشتباهات احتمالی سازمان اغماض بیشتری دارند و به آن سازمان وفادار میمانند (جانسون، 1995)، عجیب نیست که توجه به جلب رضایت مشتریان از اصلیترین وظایف هر سازمانی از جمله دانشگاهها به شمار آید (جان37، 1998). با این وجود، تأمین رضایت تحصیلی دانشجویان به عنوان مهمترین ذینفعان دانشگاه، به خودی خود و بدون وجود جوّ یا بستری مناسب جهت ارائهی خدمات متناسب با انتظارات دانشجویان محقق نمیشود. سرمایهی اجتماعی که شامل مجموعهای از شبکهها، هنجارها، ارزشها و ادراکی است که همکاری درون و بینگروهها را در جهت کسب منافع متقابل تسهیل میکند (امینبیدختی، 1388)، از جملهی عوامل بسترساز محسوب میشود. سرمایهی اجتماعی به عنوان یک کالای عمومی و دارایی اجتماعی میباشد که به تمام افراد یک سیستم یا گروه تعلق دارد، لذا چنانچه خدشهای در آن ایجاد شود، نه تنها افراد، بلکه کل گروه یا سیستم آسیب میبینند و در صورت تقویت همگان، همه از منافع آن برخوردار خواهند شد (کاظمزاده، 1389). بنابراین سرمایه‌ی اجتماعی نقشی مهمتر از سرمایهی فیزیکی و انسانی در سازمانها ایفا میکند و مانند سایر اشکال مولّد، تحقق اهدافی را ممکن میسازد که بدون آن نمیتوان بدانها دست یافت (منوریان، 1387؛ تاجبخش، 1384).
شایان ذکر است که سرمایهی اجتماعی به تنهایی منجر به تحقق انتظارات دانشجویان نخواهد شد، بلکه در تعامل با سایر عناصر سازمانی از جمله نوع ساختار سازمانی دانشگاه، به تحقق این مهم کمک خواهدکرد. به عبارت دیگر نه تنها کیفیت سرمایهی اجتماعی، گشودگی ارتباطات، ایجاد جوّی تؤام با اعتماد، صمیمیت، مسئولیت‌پذیری و مشارکت که از مؤلفههای سرمایهی اجتماعی محسوب میشوند، به نوع ساختار سازمانی دانشگاه بستگی دارد، بلکه تحقق رضایت تحصیلی دانشجویان نیز تا حد زیادی به کیفیت و نوع ساختار سازمانی دانشگاه وابسته میباشد (نورالسناء، سقایی، شادالویی و صمیمی، 1387). در واقع، ساختار سازمانی که به عنوان رکن اصلی و اساسی سازمان محسوب میشود، با طرحریزی صحیح الگوهای ارتباطی و ایجاد هماهنگی بین عناصر سازمانی به بهبود عملکرد ذیربطان آموزشی و کیفیت خدمات آموزشی جهت جلب رضایت تحصیلی دانشجویان خواهد انجامید.
با وجود موارد فوق و در حالیکه امروزه نقش ارتباطات در تسهیل جریان اطلاعات و زمینه‏سازی برای تصمیم‌سازی و تصمیمگیری بر کسی پوشیده نیست (شاهی، نوهابراهیم و مهرعلیزاده، 1387)، سازمانها و به خصوص دانشگاهها و مؤسسات و مراکز آموزشعالی، با اصرار بر وفاداری نسبت به ساختارهای مکانیکی و ایستا (بازدارنده) و تمرکز بر کنترل امور حرفهای به صورت متمرکز (هوی و همکاران، 1983)، نه تنها حصول قابلیتهای لازم جهت پاسخگویی به ذینفعان را از خود سلب کردهاند، بلکه با توسعهی بیاعتمادی در بین ذی‌ربطان آموزشی، بقای خود را در شرایط پر رقابت امروز، به مخاطره انداختهاند.
بدینترتیب، از آنجا که دانشجویان به عنوان مهمترین و اصلیترین دریافتکنندگان خدمات دانشگاهی محسوب میشوند (وارن و تیو38، 2001)، پایش مستمر رضایت تحصیلی آنها، جهت اتخاذ سیاستهای مناسب نه تنها به پیشرفت و موفقیت علمی آنها کمک خواهد کرد، بلکه منجر به حفظ و بقای دانشگاه در محیط رقابتی نیز خواهدشد (دشیلدز، کارا و کایناک39، 2005؛ هِلگِسن و نِسِت40، 2007). بر این اساس، دانشگاهها و مؤسسات و مراکز آموزشعالی ناگزیر باید بکوشند تا با ایجاد جوّی تؤام با اعتماد و حمایت از فرایندهای منعطف و پویای یاددهی ‌ـ یادگیری از طریق توسعهی سرمایهی اجتماعی و طراحی ساختارهای تواناساز، جهت جلب رضایت دانشجویان و حفظ بقای خود در محیط تلاش کنند.
در تحقیق حاضر تلاش خواهد شد تا ضمن بررسی رابطهی سرمایهی اجتماعی و نوع ساختار سازمانی دانشگاه با رضایت تحصیلی دانشجویان به بررسی رابطهی تعاملی این دو متغیر جهت پیش بینی میزان رضایت تحصیلی دانشجویان پرداخته شود. البته با توجه به اینکه کیفیت آموزشعالی به شدت متأثر از مجموعه عوامل و شرایط محیط درونی و بیرونی مراکز دانشگاهی میباشد، نتایج حاصل از این تحقیق میتواند نوعی چارچوب کلی برای مدیران و مسئولان دانشگاهی به منظور تلاش جهت تأمین و تضمین رضایت تحصیلی دانشجویان از طریق بهبود برنامههای دانشگاهی، تجدیدنظر در ساختارهای متمرکز دانشگاهی، تغییر در برخی از سیاستهای تمرکزی و دست وپاگیر و توسعهی شبکههای ارتباطی در بخشها یا گروههای آموزشی جهت توسعهی سرمایهی اجتماعی را فراهم آورد.

1 ـ 3 ـ اهداف پژوهش

هدف کلی تحقیق، بررسی رابطهی بین نوع ساختار سازمانی دانشگاه و سرمایهی اجتماعی بخشها با رضایت تحصیلی دانشجویان بود. در این راستا اهداف جزئی زیر دنبال شده است:

1 ـ 3 ـ 1 ـ اهداف اصلی
1 ـ 3 ـ 1 ـ 1 ـ تعیین نوع ساختار سازمانی غالب در دانشگاه شیراز
1 ـ 3 ـ 1 ـ 2 ـ ارزیابی وضعیت سرمایهی اجتماعی بخشهای (گروههای) آموزشی
1 ـ 3 ـ 1 ـ 3 ـ ارزیابی وضعیت رضایت تحصیلی دانشجویان
1 ـ 3 ـ 1 ـ 4 ـ بررسی رابطه بین نوع ساختار سازمانی دانشگاه با رضایت تحصیلی دانشجویان
1 ـ 3 ـ 1 ـ 5 ـ بررسی رابطهی بین سرمایهی اجتماعی بخشها با رضایت تحصیلی دانشجویان
1 ـ 3 ـ 1 ـ 6 ـ بررسی رابطهی تعاملی نوع ساختار سازمانی دانشگاه و سرمایهی اجتماعی بخشها با رضایت تحصیلی دانشجویان
1 ـ 3 ـ 2 ـ اهداف فرعی
1 ـ 3 ـ 2 ـ 1 ـ مقایسهی ابعاد رضایت تحصیلی دانشجویان
1 ـ 3 ـ 2 ـ 2 ـ مقایسهی دیدگاه اساتید گروههای مختلف درباره نوع ساختار سازمانی دانشگاه
1 ـ 3 ـ 2 ـ 3 ـ مقایسهی دیدگاه اساتید گروههای مختلف درباره سرمایهی اجتماعی بخش‏های آموزشی
1ـ 3 ـ 2 ـ 4 ـ مقایسهی رضایت تحصیلی دانشجویان در گروههای مختلف آموزشی
1 ـ 4 ـ سؤالات پژوهش
1ـ 4 ـ 1 ـ سؤالات اصلی

1 ـ 4 ـ 1 ـ 1 ـ نوع ساختار سازمانی غالب در دانشگاه شیراز کدام است؟
1 ـ 4 ـ 1 ـ 2 ـ آیا سرمایهی اجتماعی بخشها در وضعیت مطلوبی قرار دارد؟
1 ـ 4 ـ 1 ـ 3 ـ آیا رضایت تحصیلی دانشجویان در وضعیت مطلوبی قرار دارد؟

1 ـ 4 ـ 2 ـ فرضیههای پژوهش

1 ـ 4 ـ 2 ـ 1 ـ بین نوع ساختار سازمانی دانشگاه و رضایت تحصیلی دانشجویان رابطهی معناداری وجود دارد.
1 ـ 4 ـ 2 ـ 2 ـ بین سرمایهی اجتماعی بخشها و رضایت تحصیلی دانشجویان رابطهی معناداری وجود دارد.
1 ـ 4 ـ 2 ـ 3 ـ بین نوع ساختار سازمانی دانشگاه و سرمایهی اجتماعی بخشها با رضایت تحصیلی دانشجویان رابطهی معناداری وجود دارد.

1 ـ 4 ـ3 ـ سؤالات فرعی (سایر یافتههای پژوهش)
1 ـ 4 ـ 3 ـ 1 ـ آیا تفاوت معناداری بین ابعاد رضایت تحصیلی دانشجویان وجود دارد؟
1 ـ 4 ـ 3 ـ 2 ـ آیا سرمایهی اجتماعی بخشها پیشبینیکنندهی رضایت تحصیلی دانشجویان میباشد؟
1 ـ 4 ـ 3 ـ 3 ـ آیا تفاوت معناداری بین دیدگاه اساتید گروههای مختلف قلمرو پژوهش در خصوص نوع ساختار سازمانی دانشگاه وجود دارد؟
1 ـ 4 ـ 3 ـ 4 ـ آیا تفاوت معناداری بین دیدگاه اساتید گروههای مختلف قلمرو پژوهش در خصوص مطلوبیت سرمایهی اجتماعی بخشها وجود دارد؟
1 ـ 4 ـ 3 ـ 5 ـ آیا تفاوت معناداری بین رضایت تحصیلی دانشجویان در گروههای مختلف قلمرو پژوهش وجود دارد؟
1ـ 5 ـ تعریف مفهومی و عملیاتی متغیرها
1 ـ 5 ـ 1 ـ تعریف مفهومی
1 ـ 5 ـ 1 ـ 1 ـ نوع ساختار سازمانی
1 ـ 5 ـ 1 ـ 1 ـ 1 ـ ساختار سازمانی: ساختار سازمانی حاصل فراگرد سازماندهی و طراحی سازمان است و چگونگی توزیع قدرت و اختیار را در سازمان نشان میدهد (الیس41، 2003). به عبارت دیگر ساختار سازمانی انتظار موجود از هر نقش و ارتباطات میان آنهاست که طی آن وظایف افراد تقسیمبندی و هماهنگ میگردد و قابل تفکیک به دو نوع تواناساز و بازدارنده میباشد (رابی42، 1986؛ هوی و میسکل، 2008).
1 ـ 5 ـ 1 ـ 1 ـ 2 ـ ساختار سازمانی تواناساز: ساختار سازمانی تواناساز، آن نوع ساختار سازمانی است که با تأکید بر قوانین و فرایندهای منعطف، زمینهی ارتقاء میزان اعتماد، انگیزه، تعهد، مشارکت و وفاداری بین افراد را فراهم میآورد (هوی و سویتلند، 2001؛ آدلر و بورایز، 1996؛ هوی و میسکل، 2008).
1 ـ 6 ـ 1 ـ 1 ـ 3 ـ ساختار سازمانی بازدارنده: ساختار سازمانی بازدارنده به آن دسته از قوانین، رویهها و فرایندهای سازمانی اشاره دارد که منجر به توسعه‌ی سوءظن، کاهش تعهد و میزان اعتماد و مشارکت بین افراد میگردد (هوی و سویتلند، 2000 و 2001؛ آرچس43، 1991 و هوی و میسکل، 2008).

1 ـ 5 ـ 1 ـ 2 ـ سرمایهی اجتماعی
1 ـ 5 ـ 1 ـ 2 ـ 1 ـ سرمایهی اجتماعی: سرمایهی اجتماعی عبارت است از مجموعه‏ای از منابع واقعی و مجازی که از طریق برخورداری از شبکههای پایا و کم و بیش نهادینه شدهی روابط دو جانبه، برای یک فرد یا گروه انباشته میشود (بوردیو44، 1987). بنابراین، سرمایهی اجتماعی بخشی از ساختار اجتماعی محسوب میشود که به کنشگر اجازه میدهد تا با استفاده از آن به منافع خود دست یابد (آگراوال45، 2006).
1 ـ 5 ـ 1 ـ 2 ـ 2 ـ سرمایهی اجتماعی بخش (گروه) آموزشی: سرمایهی اجتماعی بخش نیز حاصل روابط مبتنی بر تفاهم و اعتماد بین اساتید، کارکنان، مدیران و دانشجویان می‌باشد و به مجموع منابعی که زندگی اجتماعی را در بخشهای آموزشی دلنشینتر و مطلوبتر میسازد، اطلاق میشود و شامل سه بُعد شبکه اجتماعی، هنجار اجتماعی و اعتماد اجتماعی46میباشد.
1 ـ 5 ـ 1 ـ 3 ـ رضایت تحصیلی: این مفهوم بیانگر این است که دانشجویان چگونه تجارب یادگیریشان را ادراک می‌کنند (کو، 2010). بر این اساس، رضایت تحصیلی بیانگر میزان ادراک دانشجویان از دانشگاه و مطلوبیتهایی است که در آنجا بهدست میآورند. ترکزاده (1386) رضایت تحصیلی مشتمل بر شش بُعد رضایت از تحصیل؛ رضایت از استاد؛ رضایت از همکلاسی‌ها؛ رضایت از پیشرفت تحصیلی؛ رضایت از شیوهی ارزیابی آموزشی و رضایت از محیط تحصیلی در نظر گرفته است.

1 ـ 5 ـ 2 ـ تعریف عملیاتی متغیرها

1 ـ 5 ـ 2 ـ 1 ـ نوع ساختار سازمانی دانشگاه: در این تحقیق نوع ساختار سازمانی دانشگاه برحسب سنخشناسی ارائه شده توسط هوی و سوئیتلند (2001) و هوی و میسکل (2008) در دو گونهی تواناساز و بازدارنده، بر اساس نمره حاصل از ارزیابی اساتید از ساختار کنونی دانشگاه که با استفاده از پرسشنامهی نوع ساختار سازمانی دانشگاه (ترکزاده و محترم، 1390) بهدست آمده است، مشخص شده است.
1 ـ 5 ـ 2 ـ 2 ـ سرمایهی اجتماعی بخشهای (آموزشی): در این تحقیق سرمایهی اجتماعی بخش، بر اساس نمرهی حاصل از ارزیابی اساتید از ابعاد شبکهی اجتماعی، هنجار اجتماعی و اعتماد اجتماعی موجود در بخش خود، با استفاده از پرسشنامهی محقق ساختهی سرمایهی اجتماعی بخش که شامل سه بُعد یاد شده میباشد و بر اساس الگوی انگارهای بُعدشناسی سرمایهی اجتماعی (ترکزاده و محترم، زیرچاپ) تهیه شده است، اندازهگیری شده است.
1 ـ 5 ـ 2 ـ 3 ـ رضایت تحصیلی دانشجویان: در این تحقیق رضایت تحصیلی دانشجویان برحسب نمرهای که دانشجویان از مقیاس رضایت تحصیلی دانشجویان (ترکزاده، 1386) که بر اساس مقیاس ابعاد شغلی47 (رابینز48، 1994) تهیه شده است، کسب کردهاند، اندازهگیری شده است.
فصل دوم
پیشینه پژوهش
مقدمه
در این فصل، ضمن بیان مفهوم ساختار سازمانی، ابعاد و متغیرهای اثرگذار بر آن، به توصیف انواع ساختار سازمانی از نظر محققان و صاحبنظران مختلف به خصوص نوع ساختار سازمانی تواناساز و بازدارنده (هوی و سوئیتلند، 2001، 2000؛ هوی و میسکل، 2008) و بیان برخی ویژگیهای هر یک از این دو نوع ساختار پرداخته شده است. در ادامه نیز پس از بیان مختصری از تاریخچهی سرمایهی اجتماعی، به تعریف سرمایهی اجتماعی و تبیین ابعاد، دیدگاهها، رویکردها و سطوح سرمایه اجتماعی پرداخته شده است. در نهایت نیز به تبیین مفهوم رضایت تحصیلی، ابعاد و مدلهای مرتبط با آن و همچنین نتایج و پیامدهای رضایت تحصیلی پرداخته شده است. در بخش پایانی این فصل نیز، به مرور سوابق پژوهشی پیرامون هر یک از متغیرهای تحقیق و سپس جمعبندی مطالب ذکر شده در این فصل پرداخته شده است.

1 ـ پیشینه پژوهش
2 ـ 1 ـ مبانی نظری

2 ـ 1 ـ 1 ـ نوع ساختار سازمانی
2 ـ 1 ـ 1 ـ 1 ـ تعریف ساختار سازمانی

ساختار سازمانی از جمله عوامل اساسی در شکلگیری هر سازمانی محسوب میشود. ساختار سازمانی با تعیین الگوی منظمی از روابط بین اجزای یک مجموعه، ضمن اینکه زمینهی نیل به اهداف را فراهم میآورد (هچ، 1386؛ گرینبرگ و بارن49، 1997)، چارچوبی سازمانی محسوب میشود که به تعیین جایگاه اشخاص، تصریح سازوکارهای هماهنگی و الگوهای تعاملی بین آنها نیز میپردازد (کسرایی و علیرحیمی، 1388). ساختار سازمانی جایی است که در آن ارتباطات سازمانی اتفاق میافتد، اقدامات سازمانی در آن صورت میگیرد و اغلب با یک طرح شناخته شدهای به نام نمودار سازمانی نمایش داده میشود (مقیمی، 1387؛ کسرایی و علیرحیمی، 1388). ساختار سازمانی علاوه بر اینکه باعث ایجاد هماهنگی بین کلیهی فعالیتها و اهداف سازمان میشود، تعیین میکند که چه کسی باید در کجا قرار گیرد، با چه کسانی ارتباط برقرار کند و از چه رویهها و روشهایی پیروی کند تا سازمان به اهدافی که دارد دست یابد (گرینبرگ و بارن، 1997).
بنا به نظر سول (1994) نیز ساختار سازمانی، ضمن اینکه تعیینکنندهی نحوهی کارکرد افراد میباشد، متأثر از آن نیز میباشد. لذا بر اساس این نظر میتوان گفت، ساختار سازمانی عبارت است از وسیله یا ابزاری پیچیده برای کنترل، که در فرایند روابط متقابل اعضا به وجود میآید، به صورت دائم تجدید میگردد و در عین حال تعیینکنندهی روابط متقابل آنها نیز میباشد. علاوه بر این، کرت و مارچ50 (2007) نیز ساختار سازمانی را الگو و نقشهی ارتباطات و تعاملات میان بخشها و اجزاء یک سازمان میدانند که تعیینکنندهی روابط رسمی و بعضاً غیررسمی افراد، جایگاه مشاغل و پستهای سازمانی، میزان دسترسی به چارچوب اطلاعات، شرح وظایف، شرح شغلها، چگونگی تخصیص منابع، قوانین و مقررات، مکانیزمهای تبعیت، اجرای قوانین و ایجاد هماهنگی بین فعالیتها است (ارگانلی و همکاران51، 2007). ساختار سازمانی از نظر هال52 (2002) نیز از طریق کاهش تاثیر ویژگیهای شخصی افراد بر سازمان و ایجاد زمینههای مناسب جهت اخذ تصمیمات لازم و اعمال قدرت در آن به تحقق اهداف سازمانی یاری میرساند. لذا هدف از ایجاد آن، ایجاد هماهنگی بین نیروی انسانی و منابع موجود جهت افزایش کارایی و اثربخشی سازمان است (موغلی، 1371). با نظر به آنچه گفته شد، ساختار سازمانی به عنوان کانالی بسیار منظم و مناسب جهت انتقال اطلاعات محسوب میشود که ضمن فراهم آوردن امکان دستیابی به اهداف سازمانی از ویژگیهایی به شرح زیر برخوردار میباشد (هال، 2009):
به تولید ستاده سازمانی جهت نیل به اهداف سازمانی یاری میرساند.
تأثیر تنوعات فردی بر سازمان را به حداقل ممکن میرساند.
به عنوان عرصهای محسوب میشود که تصمیمات سازمانی در آن اخذ میگردد و قدرت در آن اعمال میشود.
2 ـ 1 ـ 1 ـ 2 ـ ابعاد ساختار سازمانی

ساختار سازمانی مشتمل بر ابعاد و عناصری است که بیان کنندهی ویژگیهای خاص هر سازمان است. با این وجود هر کس از منظری به آن پرداخته است. رابینز53 (1386) استراتژی سازمان، تکنولوژی، اندازهی سازمان و نامطمئن بودن محیط را از جمله عوامل تشکیلدهندهی ساختار سازمانی میداند. دفت54 (2006) نیز ابعاد ساختار سازمانی را بیانگر ویژگیهای درونی یک سازمان میداند و مواردی به شرح زیر را به عنوان ابعاد ساختار سازمانی معرفی میکند:
رسمیت: بیانگر حدی از قوانین، خطمشیها و رویههای موجود در سازمان است که برای عملیات سازمان به کار گرفته میشوند.
تمرکز: اشاره به چگونگی توزیع قدرت در سازمان دارد.
تخصص: بیانگر میزان یا درجهای است که سازمان به تفکیک فعالیتها و کارهای خود پرداخته است.
تعیین استاندارد: بیانگر مواردی است که بسیاری از کارهای مشابه به روش یکسان و هماهنگ انجام میشود.
سلسلهمراتب اختیار: اشاره به حیطهی کنترل و پاسخگویی افراد دارد.
پیچیدگی: بیانگر تعداد کارها یا سیستمهای فرعی موجود در درون یک سازمان است.
نسبتهای پرسنلی: بیانکنندهی بهکارگیری افرادی است که برای وظایف مختلف و دوایر گوناگون به استخدام سازمان در میآیند.
حرفهای بودن: اشاره به سطح تحصیلات رسمی و آموزش افراد دارد.

هچ (1386) و تولبرت55 و هال (2009) سه بُعد پیچیدگی (پیچیدگی افقی، عمودی و پراکندگی جغرافیایی)، رسمیت و تمرکز را ابعاد تشکیلدهندهی ساختار سازمانی شامل میدانند. هوی و سوئیتلند (2000 و 2001) با تفکیک ساختار سازمانی به دو نوع تواناساز و بازدارنده، ابعاد تشکیلدهندهی هر یک از انواع ساختار سازمانی را رسمیت تواناساز و بازدارنده و همچنین تمرکز تواناساز و بازدارنده ذکر میکنند. هوی و میسکل (2005 و 2008) با الهام از نظرات و دیدگاه محققان قبل از خود و تقسیم ساختار سازمانی بر دو نوع تواناساز و بازدارنده، رسمیت، تمرکز، عوامل زمینهای و فرایندها را به عنوان ابعاد تشکیلدهندهی ساختار سازمانی معرفی کردند و بیان نمودند برحسب ویژگیهای محتوایی هر یک از این ابعاد، نوع ساختار سازمانی حاکم نیز متفاوت خواهد بود.

2 ـ 1 ـ 1 ـ 3 ـ متغیرهای زمینهای اثرگذار بر ساختار سازمانی

  • 1

دیدگاهتان را بنویسید