1ـ 2ـ 7ـ زمان فراموشی میثاق…………………………………………………………………………………………………..19
1ـ 2ـ 8 ـ حکمت فراموشی میثاق………………………………………………………………………………………………20
فصل دوم:آیات و روایات مرتبط با آیه ذرّ………………………………………………………………22
2ـ 1ـ بخش اول: آیات مرتبط با آیه ذرّ………………………………………………………………23
الف ـ آیات مکی…………………………………………………………………………………………………………………………..23
ب ـ آیات مدنی……………………………………………………………………………………………………………………………30
2 ـ 2ـ بخش دوم: عالم ذرّ در روایات…………………………………………………………………………………..36
2ـ 2ـ 1ـ پذیرش یا ردّ روایات ………………………………………………………………………………………………….36
2ـ 2ـ 2ـ مسائل مطرح شده در روایات ……………………………………………………………………………………..38
2ـ 2ـ 2ـ 1ـ مطلق اخذ میثاق …………………………………………………………………………………………………..38

2ـ 2ـ 2ـ 2ـ علت افضلیت پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله وسلم بر سایر انبیاء………………………………………….39
2ـ 2ـ 2ـ 3ـ عالم ذرّ و اهل بیت علیهم السلام…………………………………………………………………………………….41
2ـ 2ـ 2ـ 3ـ 1ـ عرضه ولایت حضرت علی و سایر ائمه علیهم السلام ……………………………………………….41
2ـ 2ـ 2ـ 3ـ 2ـ انتخاب شیعیان در عالم ذرّ………………………………………………………………………………43
2ـ 2ـ 2ـ 3ـ 3ـ امیرالمؤمنین نامیدن حضرت علی علیه السلام در عالم ذرّ………………………………………46
2ـ 2ـ 2ـ 3ـ 4ـ حضرت قائم عج الله تعالی فرجه الشریف و تعیین پیروانش در عالم ذرّ ………………………………47
2ـ 2ـ 2ـ 4ـ کیفیت پاسخ گویی انسان ها در عالم ذرّ……………………………………………………………….48
2ـ 2ـ 2ـ 5ـ جواب منکرین عالم ذرّ…………………………………………………………………………………………..50
2ـ 2ـ 2ـ 6ـ نحوه شهادت گرفتن از انسان ها در عالم ذرّ………………………………………………………….50
2ـ 2ـ 2ـ 7ـ سرّ ذکر صلوات………………………………………………………………………………………………………51
2ـ 2ـ 2ـ 8 ـ تجدید میثاق عالم ذرّ در دنیا به وسیله استلام حجرالأسود…………………………………52
2ـ 2ـ 2ـ 9ـ اخذ میثاق از ملائکه در عالم ذرّ……………………………………………………………………………..56
2ـ 2ـ 2ـ 10ـ سرّ الفت و اختلاف بین انسان ها در عالم دنیا……………………………………………………57
فصل سوم: رویکردهای تفسیری آیه ذرّ……………………………………………………………..61
3ـ 1ـ مقدمه… ……………………………………………………………………………………………………………………………62
3ـ 2ـ رویکرد اول: عالم ذرّ…………………………………………………………………………………………………………62
3ـ 2ـ 1ـ اشکالات وارد شده برآن……………………………………………………………………………………………..64
3ـ 2ـ 1ـ 1ـ اشکالات سید مرتضی و پاسخ آنها………………………………………………………………………..64
3ـ 2ـ 1ـ 2ـ بررسی شبهات علامه شعرانی……………………………………………………………………………….72
3ـ 2ـ 1ـ 3ـ ایراد بلخی و جواب آن…………………………………………………………………………………………74
3ـ 3- رویکرد دوم: عالم دنیا……………………………………………………………………………………………………….78
3ـ 3- 1ـ عقل و وحی و نقد آن………………………………………………………………………………………………….78
3ـ 3-2ـ فطرت یا عالم استعدادها و نقد آن …………………………………………………………………………..80
3ـ 3-3ـ عقل و فطرت و نقد آن ……………………………………………………………………………………………….82
3ـ 4-رویکرد سوم: عالم ملکوت و نقد آن…………………………………………………………………………………..85
3ـ 5- رویکرد چهارم: عالم ارواح و نقد آن………………………………………………………………………………..90
خلاصه نظریات : ………………………………………………………………………………………………90
فصل چهارم: نتیجه گیری………………………………………………………………………………….93

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

فصل اول
کلیات تحقیق و مفهوم شناسی
مقدمه
انسان از آیات مهم خداوند است که بسیاری از اسرار و رموز آفرینش در نهاد او نهفته است. دانشمندان و صاحب نظران علوم انسان شناسی کتاب های بسیاری در زمینه شناسایی انسان نگاشته اند ولی با وجود تمام این تلاش ها نتوانسته اند تعریفی ارائه دهند که پیچیدگی ها و زوایای فراوان و ناشناخته وجودی انسان را بشناسانند. در مقابل قرآن به صراحت و قاطعیت بشر را تعریف می نماید و ائمه اطهارعلیهم السلام نیز با الهام گرفتن از علوم الهی علاوه بر شناسایی انسان، راه و رسم کمال او را نیز به ما شناسانده اند. برای نشان دادن هدف انسان و راه و روش زندگی او ابتدا لازم است که از واقعیت او و طریقه خلقت و آفرینش او آن هم از طریق وحی پرده برداشته شود و در این میان چه آگاهی بهتر از آیات قرآن و تفاسیر آن بر اساس روایات ائمه اطهار علیهم السلام. این پایان نامه در پی اثبات عالم ذرّ بر اساس قرآن و احادیث مأثوره از ائمه اطهار علیهم السلام است. آیه ای که صراحتاً به وجود این چنین عالمی قبل از عالم دنیای مادی اشاره دارد آیه 172 سوره اعراف است و مبنا و اصل این تحقیق در بررسی و کنکاش، این آیه و احادیث وارده در این زمینه قرار داده شده است. طبق آیات و روایات میتوان ادعا کرد، که عالم ذرّ یک زمان محدودی بود که خداوند از ذرّ انسانها، که از پشت آدم یا از خاک اضافی او است بر وحدانیت خود و پیامبران و اوصیای آنها پیمان گرفت. و همهی انسانها از آدم تا قیام قیامت در مقابل و حضور ملائک که شاهد و ناظر بودند، اقرار به وحدانیت خداوند کردند که دیگر در روز قیامت نگویند که ما از این پیمان غافل بودیم و خداوند در آیهی فوق الذکر به این موضوع اشاره میکند.امید است که این پژوهش قدمی به سوی شناخت انسان و عوالم ناشناخته وجود او باشد و دلیل به دنیا آمده او و هدف خلقتش را بر اساس گذشته او و پیمانی که از او گرفته شده است را نشان دهد و بتوان گامی را در جهت خودشناسی و به طبع آن، خداشناسی، برداشته شود.
1 ـ 1ـ بخش اول: کلیّات تحقیق
کلیّات تحقیق عبارتند از مسائلی که مراحل کار پژوهش را مشخص می سازد؛ از جمله : طرح مسئله ، ضرورت و اهمیت تحقیق، اهداف تحقیق، پیشینه تحقیق، سؤالات تحقیق، فرضیه ها، روش تحقیق و مشکلات تحقیق
1 ـ 1ـ 1ـ طرح مسئله
عالم ذرّ، مرحله ای از حیات روح قبل از ورود به بدن و عالم دنیاست، در معارف دینی از این عالم با تعابیری چون”عالم ذرّ “،”عالم ألست “و”عالم عهد و میثاق ” یاد شده است .خداوند متعال در عالم ذرّ، برای هر روح، بدنی ذرّی آفریده و روح هر یک از انسان ها که در عالم ارواح خلق شده بود ، به بدن خود تعلّق می گیرد. این بدن ها از پیش برای هر انسانی تقدیر شده و در عالم ذرّ، خلقت انسان کامل می شود.
لذا با توجه به این که یکی از مباحث مهم کلامی شیعه و اهل سنت بحث از عالم ذرّ می باشد، بر آن شدم تا رساله خود را به این موضوع اختصاص و به سؤال های مطرح شده در این زمینه با محوریت قرآن و روایات، پاسخ دهم.
1ـ 1ـ 2ـ ضرورت و اهمیت تحقیق
یکی از مباحث مهم کلامی نزد متکلمان شیعه و سنی بحث از وجود عالمی به نام عالم ذرّ است، شناخت چنین عالمی در ابتداء مستلزم بررسی روایات رسیده در این زمینه و سپس گفته های متکلمان ذیل روایات نقل شده راجع به عالم ذرّ و هم چنین نقل تفسیرهای مفسران مرتبط با آیه ذرّ است لذا برای پی بردن به وجود چنین عالمی نظرات و اقوال گفته شده توسط کسانی که در این زمینه به بحث پرداختند را ذکر کرده ایم.
1 ـ 1 ـ 3 ـ اهداف تحقیق
ارائه و بررسی آراء و نظرات عالمان شیعه و اهل سنت در مورد عالم ذرّ ؛ شناخت و اثبات این عالم با توجه به روایات ودیگر آیات مرتبط با آیه “وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُم؛..” که معروف به آیه ذرّ یا میثاق است و این که آیا چنین عالمی واقعا وجود خارجی داشته که خداوند در آن همه ذرّیه حضرت آدم علیه السلام را از پشتش خارج کرد و از آن ها اخذ میثاق کرد؛ و از دیگر اهداف این تحقیق بالا بردن اطلاعات پیرامون این عالم است که یکی از مسائل کلامی می باشد.
1 ـ 1ـ 4ـ پیشینه تحقیق
طبق آیات و روایات، انسان دارای عوالم وجودی متعددی است که یکی از این عوالم، عالم ذرّ است. بحث در مورد این عالم با نزول آیهی 172 اعراف شروع شد، خداوند، در این آیه پیامبر را متذکر شد که آن عالم و میثاقی که در آن جا از همه انسان ها اخذ کرد، به یاد بیاورد، لذا از همان زمان، این عالم بحث بر انگیز شد، روایات بسیاری از پیامبر و ائمه علیهم السلام به وجود و کیفیت این عالم تصریح دارند. مفسرین، محدثین و فلاسفه بحثهای پراکندهای در مورد این عالم بیان کردند که راجع به این موضوع اتفاق نظر ندارند.در این زمینه از بیابانی اسکویی مقاله های متعددی به صورت تفکیکی کار کرده که عبارتند: انسان در عالم ذرّ( حقبقت و جایگاه قرآنی آن)، انسان در عالم ذرّ (روایات اهل بیت)، آراء و اقوال دانشمندان قرن 8 ـ 4؛ آراء و اقوال دانشمندان قرن 13 ـ 11؛ کتابی نیز از اکبری: عالم ذرّ ( آغاز شگفت انگیز زندگی انسان)، و از محمد رضا نوایی : عالم ذرّ حقیقت یا تمثیل که در هیچکدام از این مقالات و کتاب ها، همه رویکردهای تفسیری راجع به ماجرای اخذ میثاق در عالم ذرّ و بیان شبهات و پاسخ به شبهات مطرح نشده است.لذا با توجه به جذابیت این بحث، ما سعی کردیم در این پژوهش با استدلال به آیات و روایات و جمع آوری نظرات بیان شده در مورد این موضوع ـ از سوی علمای شیعه وسنی و نقد دیدگاهای آنان ـ به اثبات این عالم پرداختیم.
1 ـ 1 ـ 5 ـ سؤالات تحقیق
1ـ عالم ذرّ چیست ؟
2ـ آیات و روایات چگونه عالم ذرّ را معرفی و اثبات می کنند ؟
3ـ آیا دلایل عقلی ناظر بر وجود عالم ذرّ هست ؟
4ـ حکمت شناخت عالم ذرّ چیست ؟
1 ـ 1ـ 6ـ فرضیه
1ـ عالمی است پیش از عالم دنیا که انسان در آن جا به یگانگی پروردگار شهادت داد و به آن متعهّد شد.البته برای توضیح این عالم و این که در چه زمانی و در کجا بوده لازم است نظر همه مفسران و محدثان ذکر شود و در نهایت نظر اصلی روشن شود.
2ـ آیات و روایات صریحا بر وجود عالم ذرّ و اخراج ذرّیه از پشت حضرت آدم علیه السلام در عالمی قبل از عالم دنیا و اخذ میثاق از آن ها دلالت دارند.
3- در بحث از اشکالاتی که بر نظریه قائلان عالم ذرّ از سوی محدثان و مفسرانی که مخالف با نظریه وجود عالمی قبل از عالم دنیا و خلق انسان ها با بدن های ذرّی و اخذ میثاق از آنها در آن عالم شده اند ـ اشکالات عقلی نیز مطرح شده که در مقابل ـ گروهی از دانشمندان با پاسخ به این اشکالات به دفاع از این نظریه (عالم ذرّ به صورت حقیقت با ابدان ذرّی) برخاستند که همه این اشکالات و پاسخ به آن ها در فصل آخر به صورت مفصل بیان خواهد شد.
4- شناخت عالم ذرّ باعث گرایش به عبودیّت، معنویّت، خلوص و عمل صالح می شود و با توجه به اشاره ای که آیه شریفه (ذرّ) دارد هدف از میثاق گرفته شده در عالم ذرّ اتمام حجت بر انسان ها بوده تا مبادا در قیامت گروهی از انسان ها عذر آورند.
1 ـ 1 ـ 7ـ روش تحقیق
پژوهش حاضر به روش توصیفی _تحلیلی با گرداوری آراء و بررسی نظرات مفسران ، محدثان و متکلمان با تکیه بر آیات و روایات و مباحث کلامی و با شیوه ی کتابخانه ای و نرم افزاری انجام پذیرفته است
1 ـ 1 ـ 8 ـ مشکلات تحقیق
عدم دسترسی به منابع در کتابخانه های محل تحصیل؛ کوتاه و مختصر بودن همه مطالبی که در این زمینه مطرح شده است؛ پراکندگی مطالب و متفق القول نبودن کسانی که در مورد این موضوع اظهار نظر کردند؛ سختی کار با نرم افزارها.
1ـ2ـ بخش دوم: مفهوم شناسی
1ـ2ـ1ـ معنای لغوی ذرّ
درروایات رسیده از ائمه علیهم السلام ذیل آیه شریفه 172 سوره اعراف؛ از عالمی که مطابق فرموده خداوند در آن از انسان ها پیمان گرفت، تعبیر به عالم ذرّ شده است.
لغویان برای کلمه ذرّ چند معنا ذکر کردند که به شرح ذیل می باشند:
کلمه ذرّ واحد ذره است.1ـ مورچه های کوچک2ـ نسل3ـ اجزاء بسیار ریز غبار که در شعاع آفتاب به زحمت دیده می شوند.(فراهیدی، 1409، ج8: 175؛فیومی، 1414، ج2: 207؛ طریحی، 1375، ج1: 156؛ بستانی، 1375، 407؛ قرشی بنایی، 1412، ج3: 12؛ قیم، 1387، 495؛ طبیبیان، 1372، 1012؛ اتابکی، 1380،1293).در نهج البلاغه خطبه 176 در وصف خداوند متعال آمده‏:” لَا یَعْزُبُ عَنْهُ قَطْرُ- الْمَاءِ … وَ لَا مَقِیلُ‏ الذَّرِّ فى اللَّیْلَهِ الظَّلْمَاء: یعنى: شماره قطرات آب و محل استراحت مورچگان ریز در شب تاریک بر او مخفى نمى‏ماند.” و در خطبه 163 آمده‏ :”سُبْحَانَ مَنْ أَدْمَجَ قَوَائِمَ‏ الذَّرَّهِ وَ الْهَمَجَه: منزه است آن که دستها و پاهاى مورچه ریز و مگس ریز را در جاى خود قرار داد. على هذا معنى ذرّه همان مورچه ریز است” عرب چیزهاى کوچک را به آن قیاس مى‏کند. بنابراین در نهج البلاغه نیز کلم? ذرّ به معنای لغوی آن به کار رفته است.
1ـ 2ـ 2ـ معنای لغوی: ذرّیه
این لفظ نوزده بار در قرآن وارد شده است و در تمام آن موارد به معنای نسل انسان است.(سبحانی، 1373، 64)
در کتاب های لغوی : به فرزندان انسان و جن؛ زنان و کودکان گفته می شود و جمع ” ذراری” است.(فهری، 1385، 379؛ سیاح، 1374، 505؛ طبیبیان، 1372، 1014؛ قیم، 1387، 496؛ اتابکی، 1380، ج2: 1294)
لفظ ذریه به معنای فرزندان است؛ اعم از کوچک و بزرگ، مفرد و جمع به کار می رود.(جوادی آملی، 1385، ج6: 421) اصل اولی در کاربرد ” ذریه” برای جمع و فرزندان کوچک است؛ ولی برای یک نفر و برای فرزندان بزرگ نیز در عرف به کار می رود.( راغب اصفهانی، 1412، 327)
درباره ریشه اصلی ذرّیه سه احتمال داده شده است: 1 ـ بعضى آن را از “ذرأ” به معنای آفرینش “خلق” مى‏دانند که همزه آن حذف شده است. مانند: “رویّه و بریّه” (راغب اصفهانی، 1412، 327؛فیومی، 1414،ج2: 207؛ ابن اثیر جزری، 1367، ج2: 156؛ طریحی، 1375، ج1: 155؛ جوادی آملی، 1383،ج2: 244؛ همو، 1388، ج17: 435) بنابراین مفهوم اصلى”ذریه” با مفهوم مخلوق و آفریده شده برابر است.(مکارم شیرازی،1374، ج7: 4؛ سبحانی، 1373، 64)
2 ـ بعضى آن را از “ذرر” (بر وزن شرر) که به معنى موجودات بسیار کوچک ـ همانند ذرات غبار و مورچه‏هاى بسیار ریز مى‏باشد ـ دانسته‏اند. می گویند: “ذرّت‏ الشّمْسُ‏ ذُروراً” یعنی زمانی که خورشید طلوع می کند و نور آن پراکنده می شود.‏ ( ابن فارس، 1404، ج2: 343) از این نظر که فرزندان انسان نیز در ابتداء از نطفه بسیار کوچکى آغاز حیات مى‏کنند به آن ذر و ذریه می گویند.
3 ـ از ماده ” ذرو” به معنای پراکنده ساختن گرفته شده است که “واو” آن حذف شده است و به معنای عالی و بالاست.(راغب اصفهانی، 1412، 327؛ جوادی آملی، 1388؛ ج17: 435؛ مصطفوی، 1380، ج9: 212). بر وزن فعیله و قمریه است.(راغب، همان) این که فرزندان انسان را ذریه گفته‏اند به خاطر آن است که آن ها پس از تکثیر مثل به هر سو در روى زمین پراکنده مى‏شوند.(مکارم شیرازی، 1374، ج7: 5؛ سبحانی، 1373، 64)
“ذریه”، یا از “ذر” به معناى ذرّات بسیار کوچک غبار (یا مورچه‏هاى ریز) است، که مراد از آن در این جا، اجزاى نطفه انسان و یا فرزندان کوچک و کم‏سن و سال مى‏باشد، یا از ریشه‏ى “ذرو”، به معناى پراکنده ساختن و یا از “ذرأ”، به معناى آفریدن است. امّا اغلب به فرزندان گفته مى‏شود.(قرائتی، 1383،ج4: 220)
نتیجه: بنابر آن چه لغویان مطابق آیات قرآن و ادبیات عرب در باب معنای لفظ “ذرّ” و “ذرّیه” بیان داشتند و هم چنین روایاتی که از ائمه علیهم السلام ذیل آیه 172 اعراف که از عالم میثاق تعبیر به عالم ذرّ کرده اند، باید گفت: وجه تسمیه این عالم به عالم ذرّ به دلیل کوچک بودن ذرّیه حضرت آدم علیه السلام به مانند مورچه یا ذرّات پراکنده در هوا در اندازه و جثه بوده است.
1ـ 2ـ 3ـ عالم ذرّ
در روایات بسیاری از پیامبر صلوات الله علیه و ائمه علیهم السلام آمده است : خداوند متعال بعد از خلق ارواح، دو هزار سال قبل از آفرینش اجسادشان ـ در عالمی دیگر که معروف به “عالم الست”، ” ذر” یا ” میثاق” می باشد، آن ارواح را وارد بدن های ذرّی نمود که آن بدن ها، ماده اصلی بدن های کنونی ما و از پشت آدم علیه السلام خارج شده و یا به تصریح بعضی از روایات از گلی بودند که خلق آدم با آن بود، سپس همه آن ها را در یک مکان گرد هم آورد و از آن ها به ربوبیت خود اخذ میثاق نمود. طبق آیات و روایات در آن صحنه همه پیامبران ، وصایای آن ها و ملائکه حضور داشتند و شاهد میثاق اخذ شده از انسان ها بودند و حتی از آن ها نیز میثاق گرفته شد. پس از اخذ میثاق، خداوند همه آن ها را به پشت حضرت آدم علیه السلام بر گرداند. در آیه 172 اعراف خداوند اشاره به یادآوری آن عالم و میثاق اخذ شده می کند:
“و إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَهِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلِینَ (172) أَوْ تَقُولُوا إِنَّما أَشْرَکَ آباؤُنا مِنْ قَبْلُ وَ کُنَّا ذُرِّیَّهً مِنْ بَعْدِهِمْ أَ فَتُهْلِکُنا بِما فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ”؛ ” و هنگامى را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم، ذرّیه آنان را برگرفت و ایشان را بر خودشان گواه ساخت که آیا پروردگار شما نیستم؟ گفتند: “چرا، گواهى دادیم” تا مبادا روز قیامت بگویید ما از این [امر] غافل بودیم. (172) یا بگویید پدران ما پیش از این مشرک بوده‏اند و ما فرزندانى پس از ایشان بودیم. آیا ما را به خاطر آنچه باطل‏اندیشان انجام داده‏اند هلاک مى‏کنى؟”؛ (اعراف: 172)
در روایتی از امام باقر علیه السّلام نقل شده که ایشان راجع به ماجرای اخراج ذرّیه از پشت حضرت آدم علیه السلام و جریان اخذ میثاق فرمودند :
همانا خداى تبارک و تعالى چون خواست مخلوق را بیافریند، نخست آبى گوارا و آبى شور و تلخ آفرید، و آن دو آب به هم آمیختند، سپس خاکى از صفحه زمین برگرفت و آن را به شدت مالش داد، آن گاه به اصحاب یمین که مانند مورچه می جنبیدند، فرمود: با سلامت به سوى بهشت روید و به أصحاب شمال فرمود به سوى دوزخ روید و باکى هم ندارم، سپس فرمود: “مگر من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: چرا گواهى دهیم، تا در روز قیامت نگویند: ما از این بى‏خبر بودیم”.سپس از پیغمبران پیمان گرفت و فرمود: مگر من پروردگار شما نیستم؟ و این محمد رسول من نیست و این على امیر مؤمنان شما نیست؟ گفتند: چرا پس نبوت آن ها پا بر جا شد، و از پیغمبران اولو العزم پیمان گرفت که من پروردگار شمایم و محمد رسولم و على امیر مؤمنان و اوصیاء بعد از او، والیان امر من و خزانه داران علم من و این که مهدى کسى است که به وسیله او دینم را نصرت دهم و دولتم را آشکار کنم و از دشمنانم انتقام گیرم و به وسیله او خواهى نخواهى عبادت شوم. گفتند: پروردگارا! اقرار کردیم و گواهى دادیم، ولى آدم نه انکار کرد و نه اقرار نمود، پس مقام اولو العزمى براى آن پنج تن از جهت مهدى ثابت شد و براى آدم عزمى براى اقرار به آن یافت نشد (از این رو از پیغمبران اولو العزم خارج گشت). این است گفتار خداى عز و جل: “و هر آینه از پیش با آدم عهدى کردیم، او فراموش کرد و برایش تصمیمى نیافتیم)- ‏سپس به آتشى دستور فرمود تا بر افروخت و به اصحاب شمال فرمود: به آن درآئید، ایشان ترسیدند و به اصحاب یمین فرمود: در آئید، آن ها وارد شدند، آتش بر آن ها سرد و سلامت شد، آن گاه اصحاب شمال گفتند: پروردگارا! از ما درگذر و تجدید کن، فرمود: تجدید کردم، بروید و داخل شوید،باز ترسیدند.در آن جا اطاعت و ولایت و معصیت ثابت گشت.1( کلینی، 1407، ج2: 8)
دانشمندان علوم اسلامی راجع به این آیه و اصل جریان اخذ میثاق از انسان ها تفاسیر متفاوتی مطرح کرده اند ولی دیدگاهی که بر پایه روایات رسیده از ائمه علیهم السلام است، نظریه قائلین به عالم ذرّ است. علامه طباطبایی (قدس سره) اصل جریان اخذ پیمان از ذریه حضرت آدم علیه السلام در آیه شریفه 172 اعراف ـ طبق نظریه قائلین عالم ذرّ ـ را به شرح ذیل بیان می کند:
1ـ خداى سبحان بعد از آن که آدم را به صورت انسانى کامل الخلقه آفرید نطفه‏هایى را که در صلب او تکون یافته و بعدها عین آن نطفه‏ها اولاد بلا فصل او شدند خارج کرد و از آن نطفه‏ها، نطفه‏هاى دیگرى که بعدها فرزندان نطفه‏هاى اول شدند خارج کرد، و اجزاى آن را تجزیه نموده اجزاء اصلى را از سایر اجزاء جدا ساخت، آن گاه از میان این اجزاء اجزاى دیگرى را که نطفه سایر اجزاء بودند بیرون آورده و هم چنین از اجزاء اجزاء، اجزاى دیگرى را بیرون آورد و این عمل را آن قدر ادامه داد تا آخرین اجزایى که از اجزاء متعاقبه در تجزیه مشتق مى‏شد بیرون آورد، و به عبارت دیگر نخست نطفه آدم را که ماده اصلى بشر است بیرون آورد و آن را با عمل تجزیه به عدد بى‏شمار بنى آدم تجزیه نمود، و نصیبى که بر هر فرد فرد بنى نوع بشر از نطفه پدر بزرگ خود داشتند معلوم کرد، و در نتیجه نطفه‏هاى مزبور به صورت ذراتى بى‏شمار درآمد.
2ـ آن گاه خداى سبحان هر یک از این ذرات را به صورت انسانى کامل الخلقه و عینا نظیر همان انسان دنیوى که این ذره جزئى از آن است در آورد، به طورى که جزئى که از اجزاى زید بود عینا زید شد و جزئى که از اجزاى عمرو بود عینا عمرو شد، و همه را جان داد و صاحب عقل کرد، و به آنها چیزى که بتوانند با آن بشنوند و چیزى که بتوانند با آن تکلم کنند و دلى که بتوانند معانى را در آن پنهان و یا اظهار و یا کتمان کنند بداد، حال یا در موقع خلقت آدم این عمل را انجام داد و یا قبل از آن، بهر تقدیر در این موقع خود را به ایشان معرفى کرد و ایشان را مخاطب قرار داد، آنان نیز در پاسخ به ربوبیتش اقرار کردند، چیزى که هست بعضى اقرارشان موافق با ایمان درونیشان بود، و بعضى دیگر نبود.
3ـ بعد از آن که این اقرار را از ایشان گرفت به سوى موطن اصلى‏شان که همان اصلاب است برگردانید، و همه در صلب آدم جمع شدند در حالى که آن جان و آن معرفت به ربوبیت را دارا بودند، هر چند خصوصیات دیگر آن عالم را، یعنى عالم ذرّ و اشهاد را فراموش کردند، و هم چنان در اصلاب مى‏گردند تا خداوند اجازه خروج به دنیا را به ایشان بدهد، در این موقع به دنیا مى‏آیند در حالى که آن معرفت به ربوبیت را که در خلقت نخستین به دست آورده بودند همراه دارند، و لذا با مشاهده احتیاج ذاتى خود حکم مى‏کنند به این که محتاج رب و مالک و مدبرى هستند که امور آنان را اداره مى‏کند.2(طباطبایی، 1417، ج8: 316)
قائلین نظریه عالم ذرّ معتقدند: ماجرای واقع شده در عالمی قبل از عالم دنیا به صورت حقیقی اتفاق افتاده و در صحنه ای از آن عالم خداوند همه انسان ها و انبیاء، ملائکه را گرد آورد سپس آن ها را خطاب کرد “ْأَ لَسْتُ بِرَبِّکُم؟” آن ها پاسخ دادند: ” قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا” این گروه گفتگو را با زبان قال دانسته و بیان داشتند که حضور انسان ها در آن صحنه، جسمانی بوده است.
1 ـ 2ـ 4ـ مفاد پیمان نامه ( اخذ میثاق به ربوبیت خداوند، نبوت انبیاء و ولایت ائمه علیهم السلام)
روایات زیادی دلالت دارند بر این که در موطن اخذ میثاق، علاوه بر شهادت گرفتن به ربوبیت پروردگار، به نبوت پیامبر صل اللّه علیه و آله و سایر انبیاء هم چنین ولایت حضرت علی علیه السلام و ائمه علیهم السلام نیز اخذ میثاق شده است.
حبیب سجستانی از امام باقر علیه السلام نقل کرده که فرمودند:
همانا خداى عزوجل چون ذریه آدم علیه السّلام را از پشتش خارج ساخت، تا از آن ها براى ربوبیت خود و نبوت هر پیغمبرى پیمان گیرد، نخستین کسى که در باره پیغمبرى او از انبیاء پیمان گرفت، محمد بن عبد اللَّه صلى اللَّه علیه و آله بود، سپس خداى عز و جل به آدم علیه السلام فرمود : …؛ من خالق دانا هستم، از روى دانائیم خلقت آن ها را مخالف یک دیگر ساختم، و فرمانم در میان آن ها به سبب مشیتم جارى شود، و به سوى تدبیر و تقدیر من می گرایند، خلقت من دگرگونى نپذیرد، همانا من جن و انس را آفریدم تا عبادتم کنند و بهشت را آفریدم براى کسى که اطاعت و عبادتم کند، و از پیغمبرانم پیروى نماید و باک ندارم، و دوزخ را آفریدم براى کسى که به من کافر شود و نافرمانیم کند و از پیغمبرانم متابعت نکند.3 ( کلینی، 1407، ج2: 9ـ 8)
علامه مجلسی در مرآه العقول فرمودند: حدیث سجستانی، حسن است.( مجلسی، 1404، ج7 : 24)
1ـ 2ـ 5 ـ زمان و مکان اخذ میثاق
میثاقی که خداوند طبق فرموده اش در آیه: “وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَهِ إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلِین” از بنی آدم به ربوبیّت خود گرفت در کجا و چه وقت این میثاق بوده است؟
آیه راجع به جزئیات زمانی و مکانی ساکت است ولی مفسران با توجه به روایات فراوانی که ذیل این آیه در منابع حدیثی شیعه و سنّی نقل شده، در مورد این جزئیات اختلاف نظر کرده اند و هر کدام دیدگاهی زمانی و مکانی خاصی را برای اخذ میثاق قائل شده اند و جریان میثاق گرفتن خداوند از بنی آدم را به نحوی تفسیر کرده اند که در حیطه زمان و مکانی واقع شده است. اقوال آن ها به شرح ذیل است:
الف ـ بعد از خلق حضرت آدم:
جمهور مفسران بر آنند که بعد از خلق آدم و قبل از دخول جنت بود در فضایى که بر در بهشت است و عرض آن سى هزار ساله راه است در آن فضا (ذرارى) آدم را به شکل مورچهاى خورد از صلب آدم اخراج کرد و بعد از خلق حیات و عقل و نطق عرض ربوبیت خود کرد بر ایشان.(کاشانی، 1336،ج4: 139؛ کاشفی سبزواری، 1369، ج1: 365)
ب ـ بعد از خروج حضرت آدم از بهشت بود و پیش از رسیدنش در زمین و در آسمان بوده است:
این قول به سدی نسبت داده شده است.(بغوی، 1420ق، ج2: 247؛رشیدالدین میبدی،1371،ج3: 785؛ ثعلبی نیشابوری، 1422ق،ج4: 303؛ ابوالفتوح رازی، 1408، ج9: 5)
پ ـ روز نوروز:
در بحارالانوار علامه مجلسی،حدیثی از معلّی بن خنیس از امام صادق علیه السلام نقل کرده است که نوروز را مصادف با روز اخذ میثاق دانسته اند و فرمودند:
ای معلّی، روز نوروز همان روزیست که خداوند از بندگانش پیمان گرفت که او را بپرستند و به او شرک نورزند و با تعالیم پیامبران و حجت ها و اولیاء او دینداری کنند.4 (مجلسی، 1403،5 : 237)
و دیگر حدیثی که ایشان از امام صادق علیه السلام نقل می کند :
در روز نوروز بر امام وارد شدم.پس گفت : ای معلی، آیا این روز را می شناسی؟ گفتم : نه. فرمود: این روز، روزی است که عجم آن را بزرگ می شمارند و در آن به یکدیگر تبریک می گویند. پس فرمود: ای معلی، این روزی است که خداوند در آن از بندگان بر عبودیتش گرفت و این که به او شرک نورزند و نیز برای رسولانش به نبوت و برای حجج و اولیایش به ولایت میثاق گرفت. روزی که در آن کشتی نوح بر کوه جودی قرار گرفت و روزی که در آن ابراهیم بت ها را شکست. روزی که علی بر دوش پیامبر صل الله علیه وآله وسلم ، قرار گرفت و بت های قریش را از بیت الحرام نابود کرد.5(حر عاملی، 1409، ج8: 174ـ 173)
ث ـ روز جمعه:
در مستدرک الوسایل نیز، حدیثی از امام کاظم علیه السلام ذکر شده که روز اخذ میثاق را روز جمعه بیان کرده اند و حدیث به شرح ذیل است:
خداوند پیامبران و جانشینان آنها را روز جمعه خلق کرد و جمعه روزیست که خداوند از آنها میثاق گرفت. (نوری، 1408، ج6: 59)
ابوحمزه وقتی از علت نامگذاری روز جمعه به این نام از امام باقر علیه السلام پرسید امام فرمودند:
همانا خداوند متعال در آن روز ( جمعه ) همه خلق را برای ولایت حضرت محمد صل اللّه علیه و آله و وصیش در میثاق، جمع کرد و آن روز را به خاطر جمع خلق در آن، جمعه نامید.6(کلینی، 1407، ج3: 415؛ همان، ج6: 447، طوسی، 1407، ج3: 3؛ فتال نیشابوری، 1375، ج2: 331؛ مجلسی، 1406، ج2: 587؛ فیض کاشانی، 1406، ج8: 1083، حرعاملی، 1409، ج7: 377؛ بحرانی، 1374، ج5: 379؛ مجلسی، 1406، ج4: 638؛ همو، 1404، ج15: 342؛ همو، 1403، ج55: 370؛ عروسی حویزی، 1415، ج2: 97؛ قمی مشهدی، 1368، ج5: 239، طریحی، 1375، ج4: 313)
ج ـ رکن فعلی حجرالأسود:
روایات رسیده در باب علت قرار گرفتن حجر الأسود در رکن فعلی و استلام آن توسط حاجیان به این موضوع تصریح دارند که خداوند در همین مکان به ربوبیت خود ونبوت انبیاء و ولایت ائمه علیهم السلام از انسان ها میثاق گرفت لذا حاجیان باید هر سال در همین مکان بار دیگر با خدای خود تجدید میثاق کنند.
روایتی از بکیر ابن اعین نقل شده که از امام صادق علیه السلام علت قرار گرفتن حجرالاسود را در رکن فعلی پرسیدند امام در پاسخ سؤال ایشان فرمودند:
از مسأله بسیار مشکل و سختى پرسیده و پى‏گیرى نمودى، پس بدان و دلت را فارغ بدار و گوش فرا بده ان شاء اللَّه به تو خبر مى‏دهم، خداوند تبارک و تعالى حجر الاسود را که سنگ گرانبهایى بود از بهشت بیرون آورد و نزد حضرت آدم قرار داد و در آن رکن را وضع کرد زیرا میثاق و پیمان خلائق در آن بود و توضیح آن این است که:زمانى که ذریّه بنى آدم از پشت آنها خارج شده و حق تعالى در همان مکان از آنها اخذ میثاق نمود و ایشان را رؤیت کرد…7 (ابن بابویه، 1385، ج2: 429)
چ ـ دهنا :
برخی گفته اند : در دهنا بود که سرزمینی است در هند.
به دهنا بود، زمینى است در هند، آنجا که آدم از آسمان فرو آمد، و آن فرزندان که از پشتهاى ایشان بیرون آمدند بر مثال ذرّ بودند، روى زمین از ایشان پر، بر هیئت مردان و زنان و بر صورت ایشان، عقل و فهم و نطق در ایشان آفریده.(رشید الدین میبدی،1371،ج3: 785؛ کاشفی سبزواری، 1369، ج1: 365)
ح ـ بطن نعمان: وادی است در عرفات


دیدگاهتان را بنویسید