دانلود پایان نامه

وجود دارد. همچنین بین متغیرهای مستقل؛ کیفیت مرتع، تعداد دام فرد، درصد بیسوادان و متغیر وابسته میزان مشارکت دامداران رابطه معنیدار ولی معکوس وجود دارد (۲۹).
عابدینی (۱۳۸۰) با بررسی عوامل اجتماعی مؤثر بر مشارکت دامداران در طرحهای مرتعداری، پیشنهادهای زیر را ارائه نموده است:
۱- دولت باید به صورت مستمر در اجرای طرحهای مرتعداری بهویژه نحوه اجرای فعالیتهای مرتعداری به راهنمایی و کمک فنی دامداران بپردازد.
۲- تشکیل کلاسهای آموزشی و ترویجی مرتعداری توسط کارشناسان در جهت آشنایی بیشتر دامداران با طرحهای مرتعداری ضروریست.
۳- مسئولیت حفظ و احیای مراتع بایستی به خود دامداران واگذار گردد.
۴- شناخت مرتعداران نسبت به مراتع و ارتباط کارشناسان با آنها میتواند در افزایش مشارکت دامداران نقش مهمی را ایفا نماید.
۵- با توجه به اهمیت احساس مالکیت، امنیت شغلی، وضعیت اقتصادی دامداران بهعنوان عامل انگیزش و میزان سواد، وسعت مراتع و تعداد دامداران بهعنوان پایگاه اجتماعی در مشارکت نقش مهمی دارد که دستاندرکاران در برنامهریزی طرحهای مرتعداری میبایستی آنرا مدنظر قرار دهند (۳۱).
کلانتری (۱۳۸۰) در تحقیقی تحت عنوان “بررسی موانع مشارکت گوسفندداران در طرحهای منابع طبیعی استان قم” به این نتیجه رسید ه است که گوسفندداران، آگاهی نسبی مناسبی از طرحهای عمرانی به اجرا درآمده در پنج سال گذشته داشته و در طرحهای قبلی به نوعی مشارکت داشتهاند. همچنین از لحاظ آمار استنباطی، بین متغیرهای سن، میزان سواد، وضعیت اقتصادی، ارتباطهای ترویجی، استفاده از رسانههای ارتباط جمعی و متغیر مشارکت، رابطه معنیداری در سطح ۹۵ درصد اطمینان وجود دارد (۳۲).
خلیقی و قاسمی (۱۳۸۱) به تحقیقی تحت عنوان “بررسی تأثیر مسایل اقتصادی- اجتماعیبر میزان مشارکت دامداران در طرحهای مرتعداری در بخش شمالی استان گلستان” پرداختند. نتایج در رگرسیون چند متغیره نشان داد که دو عامل داشتن مالکیت اراضی و استفاده از زمین دیم، مهمترین فاکتورهای مؤثر در مشارکت دامداران میباشد (۱۴).
متولی (۱۳۸۱) در مطالعهای تحت عنوان عوامل مؤثر بر جلب مشارکت روستاییان در امر بیابانزدائی استان سمنان نشان داد مشارکت روستاییان در بیابانزدائی معلول عوامل اجتماعی، اقتصادی، فنی و ترویجی مانند نقش رهبران محلی در جلب مشارکت سایر روستاییان و عوامل نظیر درآمد، شغل، میزان شرکت در کلاسهای ترویجی و میزان تماس مروجان با بهرهبرداران بوده است.در مطالعه او بین سواد و مشارکت نیروی انسانی (یدی) رابطه مثبت و معنیداری وجود داشت و بهعبارت دیگر مشارکت یدی روستاییان مستقل از سواد آنها بوده است اما رابطه مثبت و معنیداری بین سن روستاییان و میزان مشارکت آنها در طرحهای بیابانزدایی وجود داشته است (۳۳).
خلدبرین (۱۳۸۲) بیان میکند اطلاع رسانی و آموزش بهرهبرداران باعث افزایش آگاهی و در نهایت افزایش مشارکت آنها میشود (۱۳).
جلالی و کرمی (۱۳۸۵) عوامل مؤثر بر مشارکت مرتعداران در تعاونیهای مرتعداری استان کردستان را تعیین کردهاند. یافتههای پژوهش آنها نشان میدهد، از میان سازههای ارتباط با کارمندان منابع طبیعی، تقدیرگرایی، موفقیتمداری، دانش فنی، سطح سواد، منفعت- هزینه، پیامد اجتماعی مشارکت، خدمات ترویجی وتأمین نهاده که دارای همبستگی معنیداری با متغیر میزان مشارکت فرد در تعاونی میباشند، سازههای خدمات ترویجی و سطح سواد، به ترتیب ۳۷ و ۲ درصد تغییرات فرد در تعاونی را توضیح میدهند (۱۰).
آجیلی و همکاران (۱۳۸۶) با بررسی عوامل غیراقتصادی مؤثر بر رضایت مجریان از مشارکت در طرحهای بیابانزدائی در استان خوزستان دریافتند بین میانگین رضایت گروههای مختلف مجری از نظر سطوح تحصیلات و میزان رضایت آنان از مشارکت در طرحهای بیابانزدایی رابطه معنیداری وجود دارد. بهعبارت دیگر، مجریان با سطح تحصیلات بالاتر رضایت بیشتری از مشارکت در طرح مذکور داشتند که این امر میتواند بهدلیل استفاده بیشتر افراد تحصیل کرده از جلسات اموزشی و برنامههای رادیو و تلوزیون باشد(۱).
ارزانی و همکاران (۱۳۸۶) در مطالعه خود در مراتع سمنان نشان دادند که مراتع دارای طرح مرتعداری نسبت به مراتع ممیزی شده و ممیزی نشده دارای وضعیت، گرایش و تولید بهتری می‌باشند (۴).
اسرار (۱۳۹۱) با بررسی آمارههای میدانی در سطح مراتع شهرستان شیراز به این نتیجه رسید که تغییرات دام و دامدار در مراتع با طرح مرتعداری و مراتع فاقد طرح مرتعداری تفاوت معنی داری ندارند و طرحهای مرتعداری به رغم موارد انگیزشی متعددی که دارد تأثیر چندانی در بهبود مدیریت چرایی مراتع شهرستان شیراز نداشته است(۶).

۲-۲- مطالعات انجام شده در خارج از کشور
هارینگتون و همکاران۱(۱۹۸۴) بیان داشتهاند تأکید اصلی در مراتع بر روی جنبههای زیست‌محیطی، اقتصادی و اجتماعی مدیریت مراتع شامل قانون و خطمشیهای موجود درآن می‌باشد. همچنین تأکید بر روی تأثیرات مدیریت مراتع بر منابع طبیعی است که به نوب? خود کاربریهای مختلف شامل دامداری، تولید آب، حفاظت ذخایر و اکوتوریسم را حمایت میکند. آنها برای یک واحد مرتعداری با اندازه بزرگ در یک دوره ۱۰ ساله تعداد ۵۰۰۰ رأس گوسفند را برای یک مرتع ۶۷۰۰۰ هکتاری، مناسب تشخیص دادهاند (۴۷).
فیستربوش و ویکلین۲ (۱۹۸۹) در تحقیقی با عنوان مشارکت بهرهمندان در پروژههای توسعه به بررسی تأثیر عوامل وضعیت توسعه منطقه، سطح مهارت بهرهمندان، وجود رهبری اجتماعی فعال، سازماندهی بهرهبرداران، عدم تمرکز برنامهها (سازمانی)، اندازه پروژهها و برابری اجتماعی بر مشارکت پرداختند، در نتایج خود دریافتند که هر چه کشور توسعهیافتهتر، سطح مهارت فرد بیشتر، هر چه رهبری اجتماعی کاراتر، برابری اجتماعی بیشتر، هر چه افراد سازمانیافتهتر و دارای نهادهای خودجوش محلی بیشتر، تمرکزگرایی کمتر و اندازه پروژه کوچکتر باشد، امکان دسترسی آنها به همدیگر آسانتر و در نهایت میزان مشارکت بیشتر خواهد بود (۴۵).
هانتسینگر و فورتمن۳ (۱۹۹۰) در بررسی شیوه مدیریت و خواستههای جنگلداران کالیفرنیا پی بردند که بیشتر ویژگیهای جمعیتشناسی بر تصمیم افراد مؤثر بوده است. خردهمالکان بهترین پاسخ را به برنامه‌های آموزشی دادهاند، زیرا آنها معتقدند به وسیله چنین برنامههایی شرایط زندگی آنها بهتر خواهد شد ولی بزرگمالکان بیشتر به سمت آژانسهای مشاورهای تمایل دارند و به برنامههایی که سبب محافظت و افزایش درآمد آنها از املاکشان میشود رغبت نشان دادهاند و همچنین معتقدند که نه تنها منفعت بلکه عوامل اجتماعی، ارزشها، و گرایشها از جمله سطح سواد، سن، درآمد، محل سکونت و اندازه مرتع بر تصمیم دامداران مؤثر است (۴۹).
هیشمیت۴(۱۹۹۱) مهمترین علت تخریب مراتع را چرای بیش از حد از مراتع میداند. در این مطالعه اشاره شده است که تمام عوامل مدیریتی بهگونهای با قوانین اکولوژیکی، اقتصادی و رفتاری افراد مربوط میشود. در کشورهای جهان سوم اعتقادات و رفتارهای شخصی بر روی مدیریت مراتع تأثیر میگذارد، ولی در کشورهای توسعه یافته در ابتدا عوامل اقتصادی کوتاهمدت که باعث بهرهبرداری بیش از اندازه از مراتع میشود، تأثیرگذار است (۴۸).
جرج۵ (۱۹۹۲) بیان میدارد که مشارکت بیشتر و مؤثرتر مردم در صورتی قابل انتظار است که تطابق بیشتری بین نیازهای مردم و هدف پروژه وجود داشته باشد. اینکه اجرای پروژه تا چه حد متوجه رفع نیاز روستاییان و بهرهبرداران خواهد بود و اینکه در تصویب و تعیین مشخصات پروژه، مردم چه نقشی داشتهاند؟ تعیین کننده رابطه و تأثیر مشارکت مردم در این مرحله از پروژه است (۴۶).
باربر و جرش۶ (۱۹۹۳) در مقالهای نقش انگیزههای اقتصادی برای مدیریت بهتر منابع طبیعی در کشورهای در حال توسعه را تحلیل کردهاند. در این مقاله آورده شده است که فشار ناشی از تخریب منابع طبیعی دارای دو بعد اقتصادی و اکولوژیکی میباشد که تشخیص آنها در کشورهای در حال توسعه به آسانی امکانپذیر نیست. همچنین بهمنظور تشویق انگیزههای اقتصادی در مدیریت پایدار منابع طبیعی یکسری سیاستهای عمومی مورد نیاز میباشد (۳۹).
مورفی و بارلت۷ (۱۹۹۴) توسعه مرتع را در برگیرنده ساختارها یا توسعههایی میدانند که موجب افزایش تولید پایدار فرآوردههای مرتعی گردند که میتواند شامل یک سیستم چرایی پیشرفته و مصنوعی تا توسعه منابع آبی باشد.این توسعه باید حفظ وضعیت موجود یا بهبود شرایط مرتع را برای یک کاربری خاص یا ترکیبی از کاربریها موجب گردد. همچنین منجر به حصول یک سود محسوس برای بهرهبردار شده و توانایی بازگشت سرمایهگذاری را داشته باشد (۵۱).
بلینچ۸(۱۹۹۵) بیان نمود که از مباحث اصلی در مطالعه و ارزیابی، عدم مسئولیتپذیری بهرهبرداران و عدم توجه آنان به وضعیت مرتع میباشد. از مشکلات دیگر محدودیت آنان در تهیه علوفه تکمیلی برای دام میباشد. با وجود این مشکلات، آنها نسبت به انجام اقدامات حفاظتی مراتع، بیانگیزهاند و یا از انگیزه بسیار پایینی برخوردارند.برنامههای حفاظت از مراتع با منافع اقتصادی آنی تولیدکنندگان سازگاری ندارد، در واقع بیشتر بهرهبرداران به کمک نیروهای دولتی چشم دوختهاند تا بهرهبرداری آینده آنها را تضمین کنند. با این وجود، انجام برنامههای حفاظتی مراتع منافع درازمدت بهرهبرداران را تضمین خواهد نمود. مطالعات نشان داد که با انجام برنامههای اصلاحی، شاهد افزایش بیومس، تنوع زیستی، غنای فلور و فون و افزایش ظرفیت نگهداری آب در خاک خواهیم بود (۴۰)
کراس ویت و همکاران۹ (۱۹۹۷) انجام دادهاند، بیان داشتند برای رفع مشکلات موجود در مراتع جدا از هر مقیاس و اندازه، لازم است از دیدگاه اکولوژیکی و اقتصادی مورد بررسی قرار گیرند. یک راه برای حل موفقیت آمیز مشکلات موجود در مراتع، کاربرد مقیاس مناسب و همچنین تفهیم ویژگیهای ساختار منبع، سیستمهای مدیریتی و زمینههای اقتصادی و اجتماعی به مدیران میباشد (۴۴).
برانسون۱۰ (۱۹۹۹) بیان نمود که از اصول اساسی برای برقراری پایداری در مراتع، توجه به سیستمهای بیوفیزیکی،اقتصادی و اجتماعی میباشد. در عرصه مراتع کمترین توجه نسبت به سیستمهای اجتماعی اعمال میشود به این دلیل که یافتن شاخصهای اجتماعی جهت پایداری مراتع بیش از جنبههای دیگر نیاز به کار و تحقیق دارد. متأسفانه مدیران بخش منابع طبیعی، ارزیابیها و اندازهگیریها را بر روی معیارهای بیوفیزیکی انجام میدهند تا شاخصهای اقتصادی و اجتماعی و در مجموع سنجش معیارهای اقتصادی را بیشتر و بدون توجه به شاخصهای اجتماعی انجام میدهند.
وی بیان نمود که پذیرش اجتماعی بهعنوان یک هدف کلی در مدیریت اکوسیتم مرتعی مطرح است و شرایط بد اقتصادی و اجتماعی از مهمترین عواملی است که موجب میشود مردم عرصه مراتع را ترک نمایند (۴۲).
لامبرت و هریس۱۱ (۱۹۹۹) به بررسی عوامل مؤثر بر مشارکت

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید