دانلود پایان نامه

(در بخش جنوبی اوراسیا) در تریاس میانی ـ بالایی، باعث ضخیم شدگی پوسته، بالاآمدگیهای عمومی، تغییرات رخسارهای و ایجاد حوضههای رسوبی فورلند (محل تشکیل سازند شمشک) در البرز شده است. وقایع اخیر به همراه فرورانش همزمان نئوتتیس به زیر صفحهی ایران، محیطهای فورلند پشت کمان را در زمان تریاس بالایی در البرز ایجاد کردهاند. با آغاز رسوبگذاری سازند شمشک در حوضهی فورلند مذکور، ظاهراًً یک فاز انبساطی به همراه گسلهای کششی و فعالیتهای ماگماتیسم آلکالن درون قارهای در قاعدهی سازند شمشک ایجاد شده است(جمشیدی، ۱۳۹۱). ماگمازایی تریاس ایران به طور عمده از پیامدهای سیمرین پیشین است. گدازه‎های این فاز، بیشتر از نوع بازالت قلیایی تیره‎رنگ ‎است که به طور معمول به صورت لایه‎ای کلیدی، در زیر نهشته‎های تریاس بالا برونزد دارد. در دامنه جنوبی البرز، به ویژه در بین دماوند – سمنان، برای این بازالت‎ها نام “بازالت‎های جابون” انتخاب شده که در بیشتر نقاط در اثر پدیده دگرسانی به عدسی‎های آهن‎دار و گاهی عدسی‎های بوکسیت، لاتریت تبدیل شده است (آقانباتی، ۱۳۸۵). نتیجه برخورد بلوکهای رخداد سیمرین با لبه جنوبی بلوک توران بسته شدن اقیانوس تتیس کهن می‌باشد (شهیدی وهمکاران، ۱۳??).

۲- ۸ – زمین‌شناسی ساختمانی
بارز‌ترین شکل تغییرات ساختاری البرز در فاصله میان جلگه گرگان و دشت بسطام ساختاری مشابه گسلش راندگی و نوارهای چین خورده در ارتباط با گسلهای منطقه میباشد. در بررسی زمینشناسی ساختمانی ابتدا نگاهی گذرا به زمینساخت ناحیهای البرز و سپس به بررسی عناصر ساختاری، محدوده مورد مطالعه میپردازیم .

۲- ۸- ۱- زمین شناسی ساختمانی البرز شرقی
زمینساخت جوان و کنونی البرز در ارتباط با چندین مرحله دگرشکلی که توسط رخدادهای تراکمی چند مرحلهای مشخص میشود (شهیدی و همکاران، ۱۳??). از نظر ساختاری رشته کوه البرز یک ساختار برشی – فشارشی را تشکیل می‌دهند که در آن تمایل جابجایی در دامنه جنوبی به سمت جنوب و در دامنه شمالی به سمت شمال است. به عبارت دیگر، شیب گسلهای معکوس دامنه جنوبی به سمت شمال و شیب گسلهای معکوس دامنه شمالی به سمت جنوب است (الن و همکاران، ۲۰۰۳). به طور کلی تکتونیک منظومه البرز با وجود گسلهای رورانده متمایز میشود. چین‌ها در این منظومه بر اثر حرکت بر روی سطح گسل به وجود آمدهاند یعنی چین‌های مربوط به گسل هستند. همانطور که در شکل(۲-۸) مشخص میباشد، زمینساخت ناحیه البرز شرقی بیشتر بر اثر فعالیت راندگی گسله خزر و حرکت راستالغز چپ‌ بر سیستم گسلی شاهرود با راستای شمالشرقی – جنوبغربی مشخص میشود (نعمتی و همکاران، ۱۳??).

شکل ۲- ۸ – نقشه گسلهای اصلی در البرزشرقی، تصویر از SRTM (جاویدفخر و همکاران، ۲۰۱۱)

رحیمی(۱۳۸۱)، طی مطالعات ساختاری رشتهکوه البرز در شمال دامغان چنین بیان میکند که زمینساخت در ناحیه مورد مطالعه بیشتر به صورت پوسته نازک بوده و راندگیها از دو نسل سیمرین و آلپی هستند. نسل اول (سیمرین ) بر اثر کوتاه شدگی در کوهزایی سیمرین رخ داده که نتیجه آن ایجاد زونهای برشی شکلپذیر میباشد و نسل دوم (آلپی ) تحت تأثیر کوهزایی آلپی که نتیجه آن ایجاد زونهای برشی شکننده تا حدی شکل‌پذیر می‌باشد. همچنین به باور علوی (۱۹۹۶)، راندگیهای آلپی بر روی ساختار سیمرین تحمیل شده و باعث تجدید فعالیت آنها شده است.

۲- ۸ – ۲- زمین‌شناسی ساختمانی در محدوده مورد مطالعه
منطقه مورد مطالعه در زون ساختاری البرزشرقی قرار دارد و همانطور که می‌دانیم این زون به شدت توسط گسل‌خوردگی و چین‌خوردگی در زمان‌های مختلف دچار به هم‌خوردگی و جابجایی و فشردگی لایه‌ها شده است. عمده گسل‌ها و چین‌خوردگی‌ها دارای روند شمال‌شرقی و جنوب غربی می‌باشند. مهمترین عناصر ساختاری منطقه شامل گسلهای اصلی ابر، شاهکوه، سیاه‌مرز‌کوه و سیستم گسلهای فرعی و چین خوردگیها میباشند که بیشتر در ارتباط با گسلهای اصلی منطقه میباشند. در ادامه این مبحث ابتدا به بررسی مختصری از گسلهای اصلی منطقه، گسلهای محدود به کانسار و چین خوردگی در منطقه بحث میکنیم.

۲- ۸ – ۲- ۱- گسل ابر
گسل ابر (گسل شاهوار) مهمترین ساخت صفحهاى منطقه بوده که با توده ماگمایی نکارمن (سازند سلطان میدان) و شمال دشت بسطام منطبق است. این گسل کواترنری و خمدار با راستای کلی شمال شرقی-جنوب غربی و شیب به سمت شمال غرب از شمال و شمال شرق شهر شاهرود می‌گذرد. سازوکار این گسل فشاری و درازای آن بیش از ۶۰ کیلومتر میباشد. این گسل در جنوب باختر نکارمن، لایههای پالئوزوئیک را با شیب به سمت شمال و دیواره گسله فرسوده، بر روی دشت رانده است. (جاوید فخر و همکاران، ۲۰۱۱)، گسل ابر را جزئی از سیستم گسل شاهرود میدانند و معتقدند که گسلهای جاجرم، چشمه نیک و ابر در شرق، با گسل شاهرود در ارتباط میباشند. همچنین به باور آنان گسل ابر باعث شده مرز توپوگرافی مشخصی بین نواحی کوهستانی و حوضههای کواترنری ایجاد شود (شکل ۲- ۹ ).
الف
ب

شکل ۲- ۹- الف- تصویر ماهواره‌ای لندست ۷ از گسل ابر (کادر سفید رنگ) که امتداد شرقی آن تا روستای ابر ادامه دارد و امتداد غربی آن در جنوب منطقه مورد مطالعه دیده می‌شود؛ ب- بخشی از نقشه زمینشناسی علیآباد (سازمان زمین شناسی کشور، ۱۳۸۵) که گسل ابر را با امتداد شمال شرقی – جنوب غربی و شیب به سمت شمال غربی در مرز تاقدیس نکارمن و شمال دشت بسطام مشخص کرده است.

۲ -۸ – ۲- ۲- گسل شاهکوه
گسله فشاری شاهکوه، گسلهای است با درازای بیش از ۱۱۵ کیلومتر، راستای شمال شرقی- جنوبغربی و شیب به سمت شمالشرق که از شمال و شمالغرب شهر شاهرود میگذرد. در راستای این گسل سازندهای پالئوزوئیک (در شمال غربی) بر روی سازندهای مزوزوئیک (در جنوب شرقی) رانده شدهاند. (شکل ۲- ۱۰).
۲ -۸ – ۲- ۳- گسل سیاه مرزکوه
بر اساس نقشه زمینشناسی علیآباد گسل سیاهمرز‌کوه یکی از مهمترین گسلهای منطقه میباشد که با امتداد شمال شرقی – جنوبغربی در شمال کانسار بوکسیت تاش با فاصله تقریبی ۱۰ کیلومتری قرار دارد. (شکل ۲- ۱۰ )
۲-۸ – ۲- ۴- گسل‌های محدود به کانسار
در محدوده معدن گسل‌ها به دو دسته گسلهای معکوس در راستای شرقی‌- غربی با شیب عمومی ۷۰ تا ۸۵ درجه که ماده معدنی را قطع می‌کنند و دسته دوم گسل‌های امتداد لغز و مورب با راستای شمالی- ‌جنوبی با شیب عمومی ۶۰ تا ۸۵ درجه می‌باشد (جعفرزاده، ۱۳?? ).

الف

ب

شکل۲- ۱۰- الف- تصویر ماهواره ای لندست ۷ از گسل شاهکوه (کادر قرمز رنگ) با امتداد شرقی – غربی و گسل سیاهمرزکوه (کادر سیاه رنگ) با امتداد شمالشرقی – جنوبغربی که حدود گسل با خط ممتد قرمز رنگ کشیده شده است؛ ب- بخشی از نقشه زمینشناسی علیآباد (سازمان زمین شناسی کشور، ۱۳۸۵) گسل شاهکوه (کادر قرمز رنگ) در جنوب غربی کانسار بوکسیت نمایان است و گسل سیاهمرزکوه در شمال کانسار مشاهده می‌شود.

۲- ۸- ۳- چینخوردگی
یکی از عناصر ساختاری منطقه چینخوردگیها میباشند که در پاسخ به عملکرد تنش حاصله از حرکات صفحات و در محدوده زمانی وقوع فازهای کوهزایی به وجود آمده‌اند. از جمله فازهای کوهزایی مؤثر بر شکلگیری چینخوردگیهای البرز، فاز کوهزایی سیمرین و آلپی میباشند که باعث شده لایههای رسوبی سازندهای پالئوزئیک و سنوزوئیک را تحت تأثیر قرار داده و دچار چینخوردگی نماید. مهمترین چینخوردگیهای موجود در نقشه علیآباد شامل تاقدیس نکارمن، تاقدیس چل چلی، تاقدیس افراتخته، ناودیس شیرینآباد ، تاقدیس نیلهته و تاقدیس سفیدبند میباشند که دارای روند شمالشرقی – جنوبغربی هستند. (باشام و همکاران، ۱۳۹۲)، در مطالعه چینخوردگیهای ناحیه تیلآباد- غزنوی چنین نتیجه گرفتند که محور تنش فشارشی در منطقه، شمال غربی – جنوب شرقی میباشد که در اثر حرکت پلیت عربی از جنوب به سمت اوراسیا باعث به وجود آمدن این فشارش در منطقه شده است. در کنار چینهای اصلی منطقه چینهایی در مقیاس کوچک به فراوانی یافت می‌شوند و که تاقدیس تاش یکی از آنها میباشد که توضیحاتی در این مورد ذکر میشود.

۲- ۸- ۳- ۱- تاقدیس تاش
در نقشه زمینشناسی علیآباد این ساختار تحت عنوان تاقدیس پلانژدار معرفی شده است. این تاقدیس در دامنه شمالی کوه شاهوار و در بخش شرقی روستای تاش واقع شده است. بیشینه ارتفاع در فراز آن ۱۵۰۰ متر و درازای ۵ کیلومتر است و از جمله ساختارهای اصلی منطقه با روند شمالشرقی – جنوبغربی می‌باشد. هسته این تاقدیس، در سازند مبارک و یالهای آن از پایین به بالا توسط سازند روته و الیکا تشکیل شده است. فرسایش باعث از بین رفتن قسمت مرکزی تاقدیس شده و شکل ناودیس گونهای به آن داده است. بر اساس مطالعات صحرایی، شیب لایه‌های یال جنوبی به سمت شمال شرق و شیب لایه‌های یال شمالی به سمت جنوب غرب می‌باشد. یال شمالی این تاقدیس توسط گسل فرعی ( امتداد لغز ) دچار دگرریختی شده است. محور تاقدیس در در? جابان N75?E می‌باشد و به سمت غرب پلانژ دارد. گسلخوردگی در بخش انتهایی چین باعث جابجایی قسمتی از آن شده است. هر دو یال چین، پتانسیل بوکسیتزایی را دارا می باشند. کانسار مورد مطالعه در یال شمالی قرار دارد .

۲- ۸- ۴- ارتباط تکتونیک با بوکسیت‌زایی
در مقیاس بزرگ به طور کلی، برای تشکیل بوکسیت یک دورهی آرام و طولانی مدت، همراه با حرکات خشکیزایی کند لازم است (باردوسی، ۱۹۸۲). تأثیر نیروهای تکتونیکی، هم در تشکیل و هم در بقاء کانسارهای بوکسیت حائز اهمیت است. نقش زمینساخت هم بر ریختشناسی کانسار و هم بر کیفیت و کانیشناسی کانسار تأثیر گذار میباشد به طوری که این نیروها باعث تکرار پذیری لایههای بوکسبت در کانسار و ایجاد شکستگیهای متعدد در سنگ میزبان میشوند که سبب نفوذ آب و انجام فرایندهای هوازدگی شده و همچنین در تشکیل دیاسپور که در شرایط ساختاری متوسط تا شدید به وجود می آید تأثیر گذار میباشد. (باردوسی، ۱۹۸۲)، به طور خلاصه حرکاتی که قبل، همزمان و بعد از شکلگیری بوکسیت رخ میدهد را، شامل موارد زیر میداند:
الف – حرکات تکتونیکی قبل از بوکسیتزایی: این حرکات بر تمرکز و شکل کانسارها اثر میگذارند. در بسیاری از انواع ذخائر بوکسیتی، کانسارها در امتداد گسلها قرار گرفتهاند. بزرگترین و ضخیمترین کانسارها اغلب منطبق با تقاطع دو گسل میباشند. زیرا سنگ کربناته در محل تقاطع خرد شده و زهکشی بهتر منجر به کارستی شدن شدیدتر میگردد. بنابراین فروافتادگی کارستی ایجاد شده، از مواد بوکسیتی بعدی پر میشود. بسیاری از کانسارهای بوکسیتی در گرابنهای ساختاری که قبلاً بوسیلهی گسلها بوجود آمدهاند، تشکیل شدهاند.
ب- حرکات ساختاری همزمان با بوکسیتزایی: این حرکات، شکلگیری کانسار و عیار آن را تحت تأثیر قرار میدهد.
ج- تأثیر حرکات ساختاری بعد از بوکسیت زایی: این حرکات را در

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید